فایل کامل رمان بی تو میگیره نفسم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
10 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان بی تو میگیره نفسم PDF دارای ۶۲۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان بی تو میگیره نفسم PDF :

صدای قیژ مانندی من را از آن رویای واقعی که خیلی از وقوعش نمی گذشت بیرون کشید و نگاه خیره ام را از تک شاخه گل رزی که زیاد هم شاداب نبود گرفت و به راست کشیده شد. دختری جوان با دلبری صندلی را عقب کشیده بود و پسرک هم با ذوق به او…

تکه ای از فایل کامل رمان بی تو میگیره نفسم PDF

بذار بره داره پس می افته از فرصت استفاده کردم و پا تند کرده، خارج شدم. تند از پله ها پایین رفتم و در برابر افرادی که پای پله ها ایستاده بودند و نگاهشان به سمت بالا بود و کنجکاو شده بودند تا سر در بیاورند از این همه فریادی که کشیده می شد گذشتم و خودم را به داخل باغ انداختم و باز هم دویدم و به انتهای باغ رسیدم. وقتی کمرم تن سرد دیوار کاهگلی باغ را لمس کرد تازه به اطراف نگاه کردم و صدای خس خس سینه ام گوشم را پر کرده بود . ضعف کرده بودم. کیان کنار درختی ایستاده بود و به من نگاه می کرد . چشم هایم تار می دید اما نه آنقدر تار که نبینم سیگاری که لا به لای انگشتش دود میشد . کیان از چه موقع سیگار می کشید ؟

سردم شده بود. خودم را بغل گرفتم و کیان قدمی جلو آمد. حالت تهوع شدیدی گریبان گیرم شده بود . بی خیال جملههای آقا بزرگ که در سرم تکرار می شد و سوالی که از خودم می پرسیدم که کیان از کی سیگاری شده بود؟ شدم و با خودم فکر کردم آخرین باری که چیزی خورده بودم کی بود ؟ خودم را هل دادم و همان پای دیوار روی پاهایم نشستم که کیان به یک قدمی ام رسید و ته ماندهی سیگارش را روی زمین انداخت و با نوک پایش آن را له کرد و با خودم گفتم فرق بین من و سیگاری که حالا له می شد در چه بود ؟ – نوا ، خوبی ؟

سرد شدم ، داغ شدم، خرد شدم ، آب شدم. له شدم ; از من پرسیده بود خوبی ؟ خوب بودم ؟ خنده ام گرفت. حالتی عصبی که به من دست داده بود و برای اولین بار گفتم که کاش کیان نبود تا خوب باشم ! باش با خنده گفتم: خوبی ؟؟؟ ببین کی داره اینو از من میپرسه . خدای من ; کیان نگران جلو آمد و هر دو بازویم را گرفت و کمی تکان داد: چی شده دختر ؟ آروم
عصبانی تر شدم. با مشت شروع کردم به کوبیدن روی سینه اش . ضربه هایی بی دوام و نرم البته برای کیان . وگرنه این همه ی توان من بود .

کیان ساکت نگاهم می کرد . انگار خیال داشت کمی خودم را خالی کنم . مشت می کوبیدم و گله می کردم: همه ش تقصیر توعه لعنتی . مگه نمی بینی بهم نیش خند می زنند ؟ مگه نمی بینی به چه روزی افتادم ؟ می پرسی خوبم؟ داری مسخره م می کنی ؟ منو مسخره می کنی ؟ تو ، تو کی هستی ؟ کیان من اینطور نبود. کیان خودم رو می خوام ; کی .. کیان ; دیگر چیزی نفهمیدم صدای بلندی که من را از آن حالت بی خبری بیرون می کشید . آقای دکتر مهرپور به اطلاعات آقای دکتر .

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.