فایل کامل رمان کراش PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان کراش PDF دارای ۱۱۶۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان کراش PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، رئال، پلیسی، هیجانی

خلاصه رمان:

داستان در مورد زنی ب نام نیکی ک ازدواج می‌کنه اما بعد از سال‌ها دوری بالاخره به عشق اساطیریش می‌رسه اما به شرطه‌ها و شروطه‌ها! اون وقتی به عشق قدیمی‌اش برمی‌گرده که آراز از زندگی شکست‌ خورده‌ش برگشته و سعی داره از نو خودشو بسازه. آراز برای مراقبت از نیکی و دخترش، اونا رو پیش خودش میاره تا از شر باندهای قاچاق هرمی‌ای ک سعی دارن اون‌هارو پیدا کنن و به یه بسته‌ بزرگی که زیر سایه‌ی اون دو پیدا میشه، دست پیدا کنن، در امان بزاره اما نمی‌دونه که دلش باخته میشه و;

قسمتی از داستان کراش :

زیر بغل نیکی را گرفته و به داخل خانه هدایتش می‌کند. -از مانلی هم بچه تری نیکی‌. از بیمارستان تا خانه را سکوت کرده و رو مخ آراز رفته است. -هیچوقتم قصد بزرگ شدن نداری. می‌داند نقطه ضعف او سکوت و سردیست و انگار همین را بهانه کرده و با او حرف نمی‌زند. -با همین فرمون بری جلو

جفتمونو به کشتن میدی از من گفتن بود. نیکی دستش را از کنترل او بیرون می‌کشد وارد خانه می‌شود: مانلی کجاست؟ آراز کلید برق را میزند: محمد میره دنبالش میارتش. سر تکان می‌دهدو مانتواش را در می‌آورد که آراز ادامه می‌دهد: تا اون میاد می‌خوام باهات حرف بزنم‌ اخمی که میان ابروهای نیکی

لونه می‌‌کند را به دنیا نمی‌دهد. این اخم ها یعنی نیکی اصیل! -چه حرفی؟ بسمت آشپزخانه می‌رود تا برایش آب بیاورد: تو بشین، میگم بهت. نیکی می‌نشیند و سرش را روی پشتی مبل تنظیم می‌کند. خسته است جسمی و روحی با هم. امروز و امشب را باید با مانلی بگذراند و فردا باهم به دکتر روانشناس

مراجعه کند. -دیگه نباید سرکار بری. چشمان نیکی از حدقه بیرون می‌زند سر از روی پشتی مبل بلند می‌کند و به سمتش برمیگردد که با لیوان آب روبه رو می‌شود. -می‌دونستم قاطی می‌کنی برات آب آوردم. لیوان آب را پس می‌زند. چی میگی آراز؟ من که گفتم با هر چیزی کنار میام جز کار نکردنم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.