فایل کامل رمان پلی به زمان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان پلی به زمان PDF دارای ۵۵۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان پلی به زمان PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان:
بذار از خودم برات بگم! یه بدن پر از زخم; دستایی که مدام میلرزن و یه گلو پر از بغض. روحی پر از درد و قلبی که یخ زده. یه آدم کلافه که سعی داره بخوابه. یه آدم که وقتی با خودش حرف میزنه از کلمه خفه شو زیاد استفاده میکنه. یه آدم که دیگه به چیزی فکر نمیکنه. فراموش کرده! من خیلی خستم. از صداهای بلند آدما خستم. از دور بودن خستم. از خستگی همیشگیم خستم از تو خستم حتی از خودمم خستم .. کاش این ادما میتونستن کمی شبیه تو باشن. نبودت واقعا ترسناکه ;
قسمتی از داستان پلی به زمان :
[کوروش] نمیتونستم یه لحظه هم از فکرش بیرون بیام اون چشمای قهوه ایش همش جلو چشمم بود و خوابو ازم گرفته بود دوباره شماره کیان رو گرفتم جواب نداد نگاهی به ساعت اتاق انداختم پنج صبح بود، شاید خوابه کاش منم میتونستم بخوابم گوشیو کنار گذاشتم و دراز کشیدم با یه دلیل مزخرف
ازم جدا شد و حالا بی خبر برگشته. اونم تو این وضعیت!! نشستم و یه نخ از پاکت بیرون کشیدم و روشن کردم. موبایل رو برداشتم و رو اسمش زدم. هنوز زندگیم سیو بود. زندگی که خودش دلیل نابودی رویاهام بود. با تردید دستم رو جلو و عقب میبردم نباید بهش زنگ میزدم. اما نیاز داشتم صداش
رو بشنوم. بالاخره تصمیمم رو گرفتم و گوشی رو پرت کردم رو تخت سیگارم رو تو ظرف خاموش کردم و انگشتام رو تو موهام فرو بردم روی تخت دراز کشیدم و چشمام رو بستم از بیخوابی چشمام خشک شده بودو درد میکرد با صدای گوشیم چشمام رو باز کردم خواب نبودم اما صدام پشت تلفن عین
وقتایی بود که از خواب بیدار میشم. کیان: الان دیدم زنگ زده بودی، اتفاقی افتاده؟؟ -نه یادم نیست چرا بهت زنگ زدم. کیان: پسر ساعت صبح زنگ زدی بعد میگی یادم نیست؟؟ -اره. -کیان: اوکی میخوای همو ببینیم؟ -اره. کیان زهرمار چرا اینجوری جواب میدی، گمشو بیا پایین پنج دقیقه دیگه دم درم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
