فایل کامل رمان آسمانی به سرم نیست PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
5 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آسمانی به سرم نیست PDF دارای ۲۷۳۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آسمانی به سرم نیست PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

دقیقه های طولانی می گذشت؛ از زمانی که زنگ را زده بودم. از تو خبری نبود و من کم کم داشتم فکر می‌کردم که منصرف شده‌ای و با این جا خالی دادن داری پیشنهاد عجیب و غریبت را پس می‌گیری. کم کم داشتم به برگشتن فکر می‌کردم. تصمیم گرفتم بار دیگر زنگ را بزنم و اگر باز هم بی پاسخ ماندم، برگردم؛ که تو در را باز کردی; در را باز کردی؛ و اولین چیزی که به چشمم آمد، غوغای میان چشم هایت بود. امان از چشم هایت؛ به گمانم زهرناک ترین عسل های روی زمین بودند آن دو گوی وحشی و پر راز ;

قسمتی از داستان آسمانی به سرم نیست :

روز خسته کننده ام تکمیل می‌شود وقتی در را باز می‌کنم و می‌بینم که جایی برای ماشین من در حیاط نمانده. آه میکشم .. برمی‌گردم و قفل فرمان را میزنم و بعد از اطمینان از ایمنی ماشین، با دست هایی درازتر از پا وارد خانه می‌شوم. قدم هایم را سست تر از قبل بر می‌دارم و درست رو به روی ایوان

مسقف و بزرگ متوقف می‌شوم‌. دلم از دیدن جمعیت روی ایوان ریش می‌شود آنقدر که وقتی سرها به سمتم بر می‌گردد نمی‌توانم لبخند مفقود الاثر این روزهایم را پیدا کنم و آنجا که باید باشد بگذارمش دلم را برای یک خواب حسابی صابون زده بودم و درست وقتی دنیا آوار می‌شود که شیما از میان

جمع بلندتر از حد نیاز فریاد می‌زند: با یه روز تاخیر تولدت مبارک غوغاترین غوغا. آه خدا; چرا باید چنین چیز مسخره ای یادشان باشد؟ کاش دست از خوشحال کردن من بردارند. کاش بفهمند.. لبخند مسخره‌ای تحویل شیما می‌دهم. بعد از این همه سال هنوز به عادت کودکی غوغاترین غوغا صدایم

می‌کند؛ هرگز نتوانست قبول کند، صمیمیتمان جایی زیر یکی از آلاچیق های این شهر هزار رنگ زیر بارانی از اردیبهشت دود شد و به هوا رفت. نیاز فوری به خواب دارم و بعید نیست به جای فوت کردن شمع های روی کیک، سرم را رویش بگذارم و به خواب بروم. آنقدر دلم نمی‌خواهد آن پنج تا پله را بالا بروم که ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.