فایل کامل رمان غاشیه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان غاشیه PDF دارای ۱۳۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان غاشیه PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، جنایی، معمایی

خلاصه رمان:

سیبل نگاهت را به دنیا دوخته‌ای! و مگر می‌‌شود انسان‌های جان‌پرست آن را با گلوله‌های زبانشان تار و مه‌آلود نکنند؟ فرار شاید تنها چاره‌ای برای زندگی باشد، اما سرنوشت منحوس را چه باید کرد؟ زنده در برزخ مانده‌ای و آوای تمناهایت پرده گوش‌ها را می‌کِشد! سکوت کن. اینجا سکونتگاه جان‌پرست‌ هاست ;

قسمتی از داستان غاشیه :

دست‌های بزرگ و رگ کشیده اش که به گزگز افتاد؛ انگشتانش از گرهی مشت رها گردید و سیگار مچاله شده، بر زمین آوار شد. دستیار سراسیمه به سمتش آمد که او کف دست تاول زده اش را بالا آورد و با همان پلک های روی هم افتاده لب زد: وایسا داشتی می‌گفتی! مرد بیچاره به لکنت افتاد. هراس داشت،

از آن که نکند هدف بعدی مشت‌هایش او باشد؛ اما لحن آرام او را هم نمی‌توانست به فال نیک بگیرد؛ پس لب‌هایش همراه کلامش لرزید: گفتن اوضاع به هم ریخته اگه; اگه باهاشون مذاکره نکنید; برگ برنده رو، رو می‌کنه. سرش متمایل به پایین، اما مردمک‌هایش روی چهره‌ی رنگ پریده‌ی مرد ثابت ماند.

پیکره‌ سیبلش ارتعاش برداشت کنج لبش چین افتاد و با نیش خندی ابرو بالا انداخت و گفت: جدی؟ و هیچکس نمی‌دانست در پس آن لحن تمسخر آمیز افکارش به هزار مکان و زمان رفت و آمد می‌کرد. ایستاد و یقه‌ی سفید پیراهن را نزدیک هم آورد؛ تک دکمه‌ی کت را بست و آرام و خونسرد فاصله را با او

به حداقل رساند. مرد، آب دهانش را با وهم بلعید و اهریمن با آوایی جهنمی همانطور که گره‌ کروات او را بیش از حد محکم میکرد گفت: پس خوب گوش کن سگ وفادار چون باید رج به رج این حرفارو بهش برسونی. لبخندش عمیق شدو جنون وار چشم‌ هایش را گرد کرد: آب که سربالا میره قورباغه ابوعطا می‌خونه ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.