فایل کامل رمان کاج های برفی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان کاج های برفی PDF دارای ۱۲۴۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان کاج های برفی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، درام

خلاصه رمان:

سرعت تنها عامل فراموشی بدبختی های شوماخری که در مسابقه های زیادی پیروز شده است و همه فکر می‌کنند اون مرد است در حالی که یک دختر زیبا است که لباس ظرافت و زنانگی را در آورده و به جنگ سختی هایش رفته و فکر می‌کند در این راه تنها بوده اما او یک ناجی از ابتدا در کنار خود داشته ;

قسمتی از داستان کاج های برفی:

باد در پرچم شروع مسابقه می‌پیچید و صدای تکان خوردنش در گوش زرناز می‌نشست. دست هایش را در جیب جلیقه اش فرو برده بود و در کنار برزو، به عمادی چشم دوخته بود که با همان لباس های مشکی، اینبار دور از موتورش کنار جیب کیا ایستاده بود. -پس چرا نمیری جلو؟ برزو این را گفته و او را

از اوهام ریز و درشت سرش رها کرده بود. کوتاه نگاهش کرد و دوباره به روبه رو خیره شد: کلمه ها تو سرم جفت و جور نمیشن.-جفتو جور شدن نمی‌خواد یه کلوم میری بهش میگی چی می‌خوای. -قبول نمی‌کنه، یعنی دلیلی نداره قبول کنه! برزو با صدا نفسش را قاطی باد اطراف کرد دست‌های لاغرش

را در آغوش گرفت و به جلو راه افتاد: سرده بیا بریم. زرناز با چشم هایی گرد شده دنبالش روان شد: کجا؟ -پیش این یارو دیگه. -ممنون خودم بلدم برم. -اگه بلد بودی تا حالا رفته بودی! زرناز بیشتر از اینکه عصبی شود ترسیده بود پسرک جدی جدی داشت به طرف عماد قدم تند می‌کرد. چرخید و

سر راهش را گرفت: اصلا به تو چه! برزو ابرویی بالا نداخت: تا سه نشه بازی نشه! -چه ربطی داره؟ برزو اینبار لبخندی به پهنای صورت زد. از زرناز عبور کرد و دستش را سفت چسبید و دنبال خودش کشید: بذار برای بار سومم ناجی بشم!-که چی بشه؟ -که بیشتر مدیونم بشی! زرناز دستش را پس کشید ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.