فایل کامل رمان پشت کوه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
9 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان پشت کوه PDF دارای ۵۹۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان پشت کوه PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، طنز، فانتزی، ترسناک

خلاصه رمان:

یه خانوم جوان برای درس دادن به مدرسه ای میره که در یک روستای نسبتا دور افتاده هست، اونجا با بچه ها و اتفاقات جالبی روبه رو میشه در این داستان علاوه بر خانم معلمی که سعی داره خیلی صبور و منطقی نشون بده، با پسر نوجوان با نمکی هم آشنا می‌شیم که رو مخ این خانم معلمه و تقریبا هیچیش به آدمیزاد نرفته ولی یکمی که پیش بریم حتی می‌ تونیم عاشقش بشیم. توی این داستان با هم می‌خندیم، می‌ترسیم و با ماجراها و اتفاقاتی رو به رو می‌شیم که مرتبط با شهروندان نامرئی و غیرعادی پشت کوه، یعنی اجنه هست ;

قسمتی از داستان پشت کوه :

می‌شد خرامیدن باشکوه بهار را در این روستا بهتر حس کرد. اینجا فصل ها دروغ نمی‌گفتند، پاییزش پاییز بود، زمستانش زمستان و اکنون بهارش بهاری تر از تمام فصولی که در بیست و چهار سال گذشته‌‌ی عمرم دیده بودم. شکوفه ها عطر دل انگیزی به فضا پاشیده و مردم با خانه هایی که بیش از یک

ماه در تمیز کردن شان کوشیده بودند منتظر ورود مهمان های عزیزشان ماندند از حالا دلتنگ این روستای زیبا و صمیمی بودم من طی تماس های گذشته به مادرم قول داده بودم که برای تعطیلات عید حتما به تهران برگردم ولی دلم این جا بود و دوست نداشتم چنین هوای دل انگیزی را با حال و هوای

غم گرفته‌ی تهران معاوضه کنم. حتی با خود اندیشیدم اگر برادرهای کوچکترم اکنون مدرسه نمی‌رفتند حتما پدر و مادرم را راضی می‌کردم که چندسالی هم در این روستا زندگی کنند. چمدانم را بسته و توی اطاقم آماده گذاشته بودم و حالا روی تپه بلند و باشکوهی که به تمام روستا اشراف داشت نشسته

و به مناظر اطراف می‌نگریستم سبزه های تازه و شاداب تازه سر از خاک برآورده و نسیم روح بخشی نوازش کنان از کنار سرم می‌گذشت و موهایم را به همراه روسری گلبهی رنگم به بازی می‌گرفت اجازه داده بودم در این خلوت باشکوه موهایم اندکی از حصار روسری بگریزند و باد فرصت نوازش آن ها را پیدا کند ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.