فایل کامل رمان با عشق برخیز PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان با عشق برخیز PDF دارای ۲۱۹۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان با عشق برخیز PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

نورا دختریه که توی خانواده مرفه و در آسایش کامل با عشق از زندگی بدون چالش و شادش لذت می‌بره; تا اینکه دست سرنوشت اونو می‌بره به جایی که حتی تو کابوساشم نمی‌دید; بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر و; شب و روزش میشه درد و رنج; منتظر یه فرصته تا بتونه خودشو نجات بده و از اونجا فرار کنه; اما همیشه اونی نمیشه که ما می‌خوایم; شاید خوشبختی تو اوج سختیا پیداش میشه;

قسمتی از داستان با عشق برخیز :

وقتی چشمامو باز کردم دیگه تو اتاق قبلی نبودم اینجا همه چیزش جدید بود همه‌ی تنم آزرده بود. کمی سرمو چرخوندم، یک دستگاه اکسیژن و یک دستگاه نوار قلب کنارم بود; مثل بیمارستان مجهز بود حالم بهتر بود و احساس درد تو ناحیه شکمم کمتر شده بود و فقط یکم بخیه هام احساس کرخی

داشت، اما هنوز بی‌رمق بودم. به زور رو تخت نشستم و نگاهی به اطرافم انداختم; یه اتاق بزرگ و مجلل، با کاغذ دیواری طلایی کرمی; یه لوستر عباسی شیک میز توالت طلایی که روش پر از منبت کاری بود; منم روی یه تخت دو نفره بودم و یه رو تختی کرم رنگ شیک روم بود. یه پنجره

بزرگ سمت راست تخت بود که پرده ساده نباتی رنگ با والان های طلایی بژ، پوشونده بودنش سمت چپ تخت هم یه کمد دیواری آیینه ای خیلی شیک بود; آنژیوکت دستمو جدا کردم و سعی کردم از تخت بیام پایین; از شدت ضعف پاهام می‌ لرزید، توی آینه کمد دیواری خودمو دیدم از چهره غریبه توی

آیینه ترسیدم، چشمام بی نور و سرد و ابروهام نامرتب بود و بشدت لاغر شده بودم. لباس بیمارستان تنم بود و سر و پاهام لخت بود; پشت لباسم بندی بود، خواستم دنبال یه لباس مناسب بگردم، برا همین در کمد دیواری رو هول دادم و بازش کردم.. پر از کت و شلوار و پیراهن و کیف و کفش مردانه بود ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.