فایل کامل رمان وصله ناجور دل PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان وصله ناجور دل PDF دارای ۲۱۷۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان وصله ناجور دل PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

صدف زنی که در دهه سوم زندگیش با چند بیماری دست و پنجه نرم می کند برای همین به شوهرش که توی ترکیه دارد تحصیل می‌کند پیغام می‌دهد که برگردد و سرپرستی دخترشان را بر عهده بگیرد. ولی شوهرش وقتی برمی‌گردد با دوست دختر سابقش و یک دختر بچه برمی‌گردد. صدف تحمل نمی‌کند و می‌خواهد طلاق بگیرد که با حقایقی زیادی از زندگی علی در ترکیه آگاه می‌شود و اینکه مجبور به این رابطه شده بود ولی نمی‌تواند ببخشد نمی‌تواند فراموش کند و ;

قسمتی از داستان وصله ناجور دل :

مروارید که می‌خوابد میروم واحد خودمان خانه همان جوری هست که آخرین بار رفتیم ولی از تمیزی برق می‌زند حتما کار مامان اذی است. به اتاق خواب می‌روم دوباره آن روز یادم می‌آید که چه طور علی را پیدا کردم تمام عکس های عروسی و دونفرمان را می‌بینم حس می‌کنم حتی احساس این کاغذها

از من بیشتر است. به جز چند تایی بقیه را پاره می‌کنم و توی
سطل اشغال می‌اندازم. همان جا توی اتاق خواب جایی که بیشتر از دو سال تک‌ و تنها خوابیدم دراز می‌کشم تا خوابم ببرد. آنقدر به چیزهای اتفاق افتاده و نیفتاده فکر می‌کنم تا
خوابم ببرد. مروراید است که تلفنی با کسی حرف میزند تلفن

حاج آقا دست او چه کار می‌کند. نمی‌دونم بذار گوشی را بدم دست مامانم. نیم خیز تلفن را می‌گیرم: کیه مامان؟ موهای عروسکش را درست می‌کند. نمی‌دونم حال بابا را پرسید. با فرض اینکه از اقوام یا دوست های حاج آقا باشد می‌گویم. -خوب این گوشی حاج باباست، شما نباید جواب می‌دادی.

عروسکش را مرتب می‌کند شانه‌هایش را بالا می‌اندازد. به من چه حاج بابا خودش گفت میرم دوش بگیرم زنگ زد مامان بزرگته بردار. بالاخره دستم را از میکروفن گوشی بر می‌دارم و جوابش را می‌دهم. -الو، بفرمایید. جواب نمی‌دهد ولی هنوز قطع نکرده است. باز الو می‌کنم. صدای گریه نوزادی می‌آید ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.