فایل کامل رمان هفت خاج PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان هفت خاج PDF دارای ۱۷۸۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان هفت خاج PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

در شبی که باران همزمان متوجه خیانت خواهر و نامزدش و همچنین بالا کشیدن داراییشان توسط دشمنی مجهول می شود، توسط نامزدش سعید به او داروی مخدر تزریق می‌شود. او که در گریز از سعید است حینی که هوشیاری اش تحلیل می رود کسی را زیر می‌گیرد و با تهدید های سعید بنا بر لو دادنش به پلیس، مجبور به فرار از ایران می‌شود و اتفاقاتی گریبانش را می‌گیرد که پس از چندین ماه تصمیم به بازگشت می‌گیرد تا از دست رفته هایش را پس بگیرد ;

قسمتی از داستان هفت خاج :

چشمانش را به هر سختی که بود از هم گشود. کم کم تصاویر تار واضح شد، نگاهش به دور اتاق چرخید و دست آخر روی خودش ثابت ماند که به صندلی بسته شده بود، هر چه سعی کرد نتوانست طناب هایی که او را به صندلی بسته بودند را ذره ای شل کند. اخم هایش درهم رفت، از همین ابتدای راه

خود را گرفتار ساخته بود، نفسش را پر سر و صدا بیرون فرستاد که همزمان در اتاقی که در آن زندانی شده بود باز شد چشمانش را ریز کرد مردی که به سمتش قدم برمی‌داشت هیکل درشتی داشت اندازه موهای روی سرش به یک سانت هم نمی‌رسید. از گردنش تا زیر چانه اش خالکوبی هایی به

چشم می‌خورد و صورتی گرد داشت. با انزجار رو گرفت و با اخم نگاهش را به دیوار دوخت. صدای کلفتی که به نظرش حسابی برازنده چنین هیبتی بود گفت: چیشد خوشت نیومد؟ اخمش غلیظ‌تر شد و خواست چیزی بگوید که به جز اصواتی نامفهوم چیزی از دهانش خارج نشد تازه متوجه شد که

چسبی بر دهانش زده شده بود مرد به سمتش قدم برداشت کمی خم شد و نگاه هیزش را روی اجزای صورت او چرخاند. از درون خون خونش را می‌خورد اما توان هیچ حرکتی نداشت اما همینکه انگشتان زمخت مرد روی پوست گونه‌اش نشست شروع کرد به دست و پا زدن که محکم نگه داشته شد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.