فایل کامل رمان آن نیمه دیگر PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
5 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آن نیمه دیگر PDF دارای ۴۸۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آن نیمه دیگر PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، جنایی

خلاصه رمان:

ترلان دختر یکی از قاضی های معروف تهرانه. برخلاف اون چیزی که توی خانواده‌ش رسمه اهل درس و مشق نیست و عشق رانندگی داره. در نتیجه‌ی پاپوشی که براش درست می‌کنن وارد یه باند می‌شه. اونجا ازش انتظار دارن کارهایی رو انجام بده که وجدانش قبول نمی‌کنه. بین دو راهی گیر می‌کنه… بین زندگی خودش و زندگی دیگران… زمانی که تصمیم قطعیش و می‌گیره رویارویی با آن نیمه دیگرش مسیر نقشه هاش و عوض می‌کنه …

قسمتی از داستان آن نیمه دیگر :

در حیاط رو باز کرد و نگاهی به کوچه کردم خبری از سایه نبود. ترلان توی ماشین نشسته بود و چپ چپ نگاهم می‌کرد با گام های بلند خودمو به ماشین رسوندم و سوار شدم. سلام کردم. ترلان اهسته جوابمو داد و گفت: خب! چه بی مقدمه! گفتم: میشه یه کم از این جا دور شیم. ترلان چیزی نگفت.

نگاهی به لباسم کرد لباس خونه تنم بود، پوزخندی زد، تو دلم گفتم: خب چیه؟ انتظار داشت براش تیپ بزنم؟ نگاهی به صورتش کردم; فیاقه‌ش خوب بود فقط خیلی ساده تر از اون چیزی بود که من بتونم بپسندم. به قول بارمان بی رنگ و رو بود. ترلان پاشو روی گاز گذاشت و با سرعتی که یه

مقدار برای حالت عادی رانندگی کردن زیاد بود از کوچه خارج شد. توی دلم گفتم: حتما اضطرب داره به خاطر سایه; حالا خوبه سایه چیزی بهش نگفته و اینطوری میشه بچه سوسول به همین میگن ها! در همین موقع با سرعت از سمت راست یه پرادو سبقت گرفت چشمم به پیکانی افتاد که چند متر جلوتر

ماشین رو کنار زده بود و پارک کرده بود. عین موشک داشتیم به سمتش می‌رفتیم. ترلان عین دیوونه ها به جای اینکه ترمز بکنه پاش رو بیشتر روی کار گذاشت. صدام رو بلند کردم و گفتم: چی کار می‌کنی؟ ترلان با سرعت جلوی پرادو در اومد و از چند سانتی متری پیکان رد شد. نفس راحتی کشیدم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.