فایل کامل رمان دایاق PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
5 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان دایاق PDF دارای ۱۹۵۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان دایاق PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

با بوی دود سیگاری که تو بینیم می‌پیچه سرمو آروم می‌چرخونم و نگاهش می‌کنم; خبری از اون ارسلان همیشه منظم و شیک پوش نیست اون مردی که باحالی به هم ریخته و لباسای چروکی که تو تنشه و معلومه هر چی دم دستش بوده پوشیده و اومده هیچ شباهتی به دامادی که مامان بین فامیل و آشنا پزشو می‌داد نداره; چنگی بین موهای آشفته‌ خرمایی رنگش می‌زنه سرشو بالا می‌گیره تا نگاهم کنه که باهم چشم تو چشم می‌شیم ;

قسمتی از داستان دایاق :

وقتی وارد اتاق شدم جاوید مشغول صحبت کردن با گوشی دیدم; سمت عسلی رفته و گوشی خودمو برداشتم; انگار دیگه نباید منتظر زنگ زدن اونا باشم باید خودم زنگ بزنم به مامان; تو همین فکر بودم که جاوید با آوردن اسم بابا باعث شد سرمو یهویی به سمتش بچرخونم: جاوید بله درست

می‌فرمایید جناب تاج‌بخش; آماندا هم اتفاقا الان اینجاست ; انگار که به زور داشت با بابا حرف میزد. اگه بابت رفتارم ناراحت بود و به بابا حرفی میزد چی؟ همین فکر باعث شد رعشه ای به تنم بیفته; با پاهای لرزون سمت جاویدی رفتم که هر چند مشغول حرف زدن با بابا بود ولی نگاهش روی من

زوم بود. دستای لرزونمو سمت دهنم برده و با استرس گوشت کنار ناخنمو بین دندونام گرفتم. چرا به من زنگ نزده بودن؟ چرا تو این چند روز خبری ازم نگرفتن؟ جاوید از روی صندلی بلند شد; جاوید: فقط یه موردی آقای تاج‌بخش امروز; نه نه داشت به بابا در مورد رفتارم می‌گفت؟ می‌خواست بهش

بگه رفتارم مناسب نبوده؟ یهویی سمتش رفتم و دستمو گذاشتم رو بازوش; آروم زمزمه کردم:  نه; نه; خواهش می‌کنم.. خواهش می‌کنم چیزی بهش نگو.. خواهش می‌کنم.. با چشمای گرد شده و متعجب نگاهم کرد; صدای بابا هر چند که واضح نبود چی میگه از پشت تلفن به گوش می‌رسید ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.