فایل کامل رمان سایه های سربی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سایه های سربی PDF دارای ۱۷۳۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سایه های سربی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی، معمایی

خلاصه رمان:

گروگانگیری در عمارت شایگان; تمنا، دختری که عاشق زندان بانش میشه بدون اینکه بدونه این مرد سرگرد نفوذیه اربابیه که با پیشنهاد وحشتناکش زندگی دکتر رو به آتش می‌کشه. مرد کر و لال مرموزی که راز بزرگ این داستان;

قسمتی از داستان سایه های سربی :

یک هفته از اقامتش در عمارت شایگان می‌گذشت و فردا جواب آزمایش ها می‌آمد و رسما امیرعطا را دیوانه می‌کرد. در این چند روز کل عمارت را زیر نظر گرفته بود افراد خاصی رفت و آمد نمی‌کردند و جز یکی دوبار دیگر که شکوری آمد عمارت مهمان دیگری نداشت. و تمنا دخترک جسور ترسوی

اسیر این عمارت منحوس که تنها دلگرمی اش بود. کاری به کار هم نداشتند و همین که اذیتش نمی‌کرد، برایش کافی بود. دکتر خیالش از بابت دردانه اش راحت شده بود و حسابی برای عطا می‌تاخت و تسلیم نمی‌شد و چقدر مهرزاد جلویش را گرفت تا بلایی سر تمنا نیاورد. از پشت پنجره به باران بی

وقفه پاییزی شمال نگاه می‌کردو قهوه‌اش را مزه مزه می‌کرد. این عادتش را دوست داشت. او مرد لحظه های سکون نبود. نگاهش فقط به دوردست ها و سرانجام این ماموریت بود. تمنا کنارش ایستاد درست تا شانه اش می‌رسید و یک سر و گردن از مهرزاد کوتاه‌ تر بود مهرزاد نگاه کوتاهی بهش انداخت.

چه خوب شد که زری خانوم به سفارش او برایش چند دست لباس نو خرید. سپرده بود تمام لباس‌ها حسابی پوشیده باشد تا همین حالام کار خوبی نکرده که با یک دختر هم اتاق شده؛ هر چند شب ها روی کاناپه می‌خوابید. او سامیار بود مردی که نه نگاهش هرز می رفت و نه دستانش. او معنی امانت را ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.