فایل کامل رمان در ساحل چشمانت آرام میگیرم PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان در ساحل چشمانت آرام میگیرم PDF دارای ۸۰۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان در ساحل چشمانت آرام میگیرم PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
با صدای جیغ بلند نگار از خواب ملوسم پریدم; _دریااا دختره ی بی فکر تو گرفتی خوابیدی؟ عه عه نگاش کن تو روخدا; چه جدی هم گرفته! مقنعشم در آورده ور پریده; دکتر داره از خشم منفجر میشه تو عین جغد به من زل زدی شاسگول؟ تو خجا; همونطور که خمیازه میکشیدم پریدم وسط چرت و پرت گفتناش: وای جان مادرت ول کن نگار; چقدر حرف میزنی; این فک بیچارت چی میکشه از دست تو; اومدم بابا بعد با ناز از جلوی چشمای بهت زده نگار با عشوه رد شدم و مقنعمو از روی میز چنگ زدم;
قسمتی از داستان در ساحل چشمانت آرام میگیرم :
آخرای شعر آهنگ هقهق های نگار بدجور دل همه رو سوزوند من همینطور که اشک میریختم نگار رو توی آغوشم کشیدم.. نگار بدون توجه به موقعیتمون گریه میکرد; الهی; بمیرم برات نگار بمیرم برای دلت خواهری; پشت نگار رو نوازش میکردم و با هر قطره اشکش اشک میریختم; نگاهم به
نگاه خیس مهراد گره خورد; چه دلی داره این مرد; مهراد بدون آمادگی از جاش بلند شد به سمت صندلی نگار اومد; آروم صداش زد: نگارم; خانومم; زندگیم;نکن;. داغونم نکن شم; به قرآن کم آوردم; نگار سرشو بلند کرد چشمای و سشو دوخت به مهرادو نالید: نمیتونم; بعد خیلی سریع از
کلاس دوید بیرون; خسته و کوفته از دانشگاه خارج شدم; تو دانشگاه نبود; حتی ماشینشم نبرده بود; مهراد بیچاره داشت از نگرانی دق میکرد; حتی هوراد هم نگران شده بود ; همین که به خاطر بهم ریختن کلاس باز خواستمون نکرد آقاییشو میرسوند; ولی هنوزم ازش دلگیر بودم; عوضی
دیشب بد حرفایی بهم زد; امروزم که بهتره نگم; کلافه به دور و اطرافم نگاه کردم; خانم کیفشو جا گذاشته اما سوییچش تو جیبش بود.. حالا باید با تاکسی برم خونه.. حالا خداروشکر کیفش رو مهراد قبول کرد وگرنه مجبور بودم دو تا کیف رو خر کش کنم; همینطور سردرگم به سمت یکی از ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
