فایل کامل رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
11 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد PDF دارای ۲۲۲۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

-حق من این نبود; همون طور که به میز قدیمی تکیه داده بود، گفت: حق رو به من و تو نمیدن. فله‌ای میدن جونم. ما هم فله‌ای حساب کردیم. -فله‌ای؟ -واسه همین واسه شما ارزون‌تر در اومد. خدا بده برکت. پوزخند درجا نقش بست: برکتم داره؟ -معلومه که داره. عرق جبینه‌ها. حلال‌تر از حلال ;

قسمتی از داستان ضربه شمشیر شوالیه‌ ام کرد :

دور برگردان رو دور زدو گفت: خب تو چی بهش گفتی؟ نالید: عمه خسته شدم میشه بخوابم؟ تمام فک زدن‌‌هاش برای بیدار نگه داشتنش بود. -عمه باید بیدار بمونی که آمپولتو بزنی باشه؟ -باشه. لبخند بغضی‌ای از درکش زد و بعد گفت: حالا بگو ببینم تو به مهرو چی گفتی؟ -گفتم ماهانو بیشتر دوست

دارم. خندید: چشممون روشن. -عمه خیلی خوابم میاد. کی می‌رسیم؟ -دلت واسه بابات تنگ نشده؟ تو خونه منتظرته‌ها. -همش بهش زنگ میزنن و زود میره.آه سنگینش از عمق سینه خارج شد. -ولی تا بر می‌گرده میاد پیش تو مگه نه؟ -من که اون موقع خوابم. خودش هم قبول نداشت، ولی گفت: مگه

وقتی خواب باشی نمی‌تونه بیاد پیشت؟ انگار حوصله اش از بحث سررفته بود که بحث رو عوض کرد: بابا محسن میمیره؟ -کی همچین چیزی گفته؟ -مامانی گریه می‌کرد می‌گفت میدونم میمیره. -نه عمه جون مامانیت فقط ترسیده بود. نسیم بی حوصله گفت: همش میترسن. -نگران بودن عزیزم.

– مامانمم همش می‌ترسه هر موقع می‌ریم بیرون نمیذاره یه لحظه دستش رو ول کنم. -خب مراقبته عمه دوست نداره یه وقت طوریت بشه.-همش میگه جواب باباتو چی بدم. ریموت پارکینگ رو زد چند لحظه ای تا باز شدن در چشم هاش رو بست و گفت: کسی از کسی نمی‌ترسه عمه جون. فقط دوست ندارن ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.