فایل کامل رمان حکم امیر PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان حکم امیر PDF دارای ۷۷۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان حکم امیر PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

آهو دختری که از بچگی عاشقِ پسر عموش شاهرخِ، درست زمانی که بعد از کُلی فراز و نشیب پدر آهو با ازدواجشان موافقت میکند. پسر خان”امیر” که تازه از خارج برگشته از آهو خواستگاری می کند و همه چیز به یک باره بهم می ریزه.. رویاهای آهو با خودکشی شاهرخ ویران میشه و آهو میمونه با دلی غم زده و پر از نفرت که مسبب مرگ شاهرخ رو امیر علی میدونه از این رو تن به ازدواج با امیر میده و ;

قسمتی از داستان حکم امیر از راضیه :

شمسی لب گزید و شرم سار از پنجره کنار رفت و برگشت: آخه پسرکم این دختر امشب واسه ش خواستگار اومده دیگه حافظ شیرازی هم خبر داره آهو دلش گروو پسر عموشه چرا میخوای خودت رو کوچیک کنی وقتی میدونی جواب منفی میده. خان بهادر گفت: زن با کی حرف میزنی تو؟ نمی‌بینی

خودشو به اون کوچه زده؟ و به امیر که روی مبل پای روی پا انداخته بود و خودش را در ظاهر مشغول ور رفتن با گوشی نشان می‌داد. شمسی پوفی کشید کنار امیر نشست تا اینبار از در دیگری وارد شود خبر نداشت امیر تصمیم جدی گرفته بود برای خواستگاری و ازدواج با آن دختر بینوا که امشب از

خوشحالی روی ابرها بود. _امیر جان مادر; جون مامان بیاو دست از سر این دختر بردار مادر، آهو دلش پیش کسی دیگه گیره مادر تو بگو باشه بجون چشم هات همی فردا همه‌ی دخترهای روستا رو اینجا جمع میکنم اینبار دست روی هرکی بزاری بی حرف پس و پیش میریم واسه خواستگاری.

یاد حرف آهو افتاد که گفته بود “برو کنار بابا دلت خوشه فکر کرده دوره قاجاره و اینم شاه مملکته” لبخندی روی لبش نشست و شمسی به هوای خودش که پسرش را راضی کرده لبخند روی لبش نشست. – آخ قربون خنده ات بشه مادر پس قبوله؟ -مامان؟ -جان مادر؟ صفحه گوشی را بست و سرش را ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.