فایل کامل رمان افسون سبز PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان افسون سبز PDF دارای ۲۷۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان افسون سبز PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
صبا، دانشجوی رشته پزشکی است که در خانواده ای ثروتمند زندگی می کند. او سال آخر دانشگاه در حالیکه دوره اینترنی (کارورزی) را میگذراند، در بخش اطفال بیمارستان با دکتر «فرید افتخار» آشنا می شود و با او ازدواج می کند. فرید از همان روزهای اول نامزدی رفتاری بدبینانه دارد و با تمام کسانی که به نحوی با صبا ارتباط داشتند، گلاویز می شود. او حتی اجازه نمیدهد صبا کار کند و ادامه تحصیل بدهد. صبا با کمک خواهرش، طرحش را در تهران میگذراند و فرید را راضی میکند که با کار کردن او موافقت کند، اما دوباره ;
قسمتی از داستان افسون سبز :
خانه بزرگ دویست و پنجاه متری با سه اتاق خواب بزرگ آشپز خانه اپن کف سنگ که با سلیقه تمام دکور شده بود و وسایل کامل و شیک مرا در خودش جای داده بود برایم از یک سوئیت تنگ تر بود وسایل مدرن و مجهزم انگار مسخره ام می کرد که با این افکار عقب مانده شوهرت تو را چه به
خریدن ما؟ تو باید با هیزم غذا بپزی و در سفال آب بخوری. باز هم به این وسایل راضی بودم اما با دل خوشی و آرامش در این افکار بودم که در خانه با شدت باز شد و فرید وارد شد زیر لب به خودم قول دادم که اینبار جوابش را بدهم خانمی زیاد دیگر بس بود. منتها فرید کاری کرد که اصلا جوابی
برایش نبود، تا در را بست یورش آورد به طرفم و با پشت دست محکم زد توی صورتم شدت ضربه آنقدر زیاد بود که با مبل افتادم روی زمین با این سیلی دنیای زیبا و معصومم شکست قلبم پراز نفرتی شد که بعد از آن یک لحظه ترکم نکرد برق این سیلی چشمانم را به روی واقعیت گشود. واقعیتی که
از همان روز اول نامزدی میخواست خودش را به من نشان بدهد و من رو بر می گرداندم و حالا به زور خودش را به من نشاند داد. قطرات خون از دماغم روی زمین میریخت اما اصلا دلم نمی خواست پاکشان کنم یا از روی زمین بلند شوم. دلم می خواست تا ابد همانجا بیافتم دلم میخواست ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
