فایل کامل رمان پیش مرگ ارباب PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان پیش مرگ ارباب PDF دارای ۳۷۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان پیش مرگ ارباب PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجباری
خلاصه رمان:
هوراد ارباب جوون قصه است که غرور و نخوت تمام وجودش رو پر کرده… بلوط دختر یکی از خدمتکاران ارباب جوان هست که بازی سرنوشت مسیر زندگی این دو نفر رو بهم پیوند میزنه البته نه از نوع یک پیوند عاشقانه تنها یک رابطه ارباب و رعیتی; و در این بین بلوط قصه ما عاشق میشه; عشقی که با گوشه ای از یک حقیقت پنهان برباد میره و تنها کسی که از این زوال سود میبره کسی نیست جز ارباب جوان…
قسمتی از داستان پیش مرگ ارباب :
اشک در چشمهای بلوط جمع شد. به خاطر یک خراشیدگی کوچک تو دهنی خورده بود و هوراد هرگز نمی توانست بلوط را دوست داشته باشد. هوراد لحظه به لحظه از بلوطی که پشت سرش جا مانده بود بیشتر از قبل فاصله می گرفت. هم خودش هم احساساتش مرد بود اما باکوله باری از خستگی ها
و پشیمانی ها نمی توانست روابطش با بلوط را درست کند و هر لحظه بیشتر از قبل بلوط را از خودش میرنجاند. عصبانی میشد، کتک میزد، تحقیر می کرد و بلوط ; هر لحظه بیشتر و بیشتر دور میشد میترسید. با تمام محکم بودنش میترسید. وقتی میشنید که بلوط انقدر راحت حرف از رفتن میزند فرو
می پاشید وقتی بلوط حرف از مردن میزد انگار اسید روی قلبش خالی می کنند و قلب بیچاره اش ذوب می شود. گند زده بود به آشتی کنان امروز و حالش خراب بود. گند زده بود به تمام حس های خوب بلوط و دلش میلرزید. قلبش از ترس درجا میزد و کلافه اش می کرد. راننده با دیدنش در را برایش
باز کرد و هوراد کلافه و عصبی داخل ماشین نشست. دلش می خواست سر خودش فریاد بزند خودش را لعنت می کرد برای این همه دل شکستن. دست عصبی اش را مشت کرد و بر دست دیگرش کوبید. سرش را بلند کرد و بلوط را دید که با همان لباسهای خاکی و سری به زیر افتاده به سمت ماشین می آید ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
