فایل کامل رمان کابوس پر PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان کابوس پر PDF دارای ۱۵۷۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان کابوس پر PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان:
صدای بگو و بخند بچهها و آمد و رفت کارگران، همراه با آهنگ شادی که در حال پخش بود، ناخودآگاه باعث جنب و جوش بیشتری داخل محوطه شده بود. لبخندی زدم و ماگ پرم را از روی میز برداشتم. جرعهای از چای داغم را نوشیدم و نگاهی به بالای سرم انداختم.آسمانِ آبی، با آن ابرهای دودی رنگ که جابهجای آن را لک انداخته بود، انگار آبستنِ خبرهای خوبی نبود. آن هم برای من که نیمی از دغدغهام این داخل و نیمِ دیگر آن بیرون و هنوز بار ماشین بود.
قسمتی از داستان کابوس پر از خواب :
دقایقی که گذشت از لای نرده ها نگاهی به پایین و پله هایی که به وسیله ی گلدانها مسدود شده و راهی برای عبور و مرور باقی نگذاشته بودند انداختم. چاره ای نبود باید بلند میشدم و کاری را که شروع کرده بودم تمام میکردم. نرده ها را به کمک گرفتم و پله ها را به آرامی پایین آمدم. هنگام گذشتن از
مقابل دری که پشت آن زندگی و گرما جریان داشت مکثی کردم و نگاهی به در قهوه ای سوخته اش انداختم. حدود دو هفته از آن روزی که مهمان خانه اش بودم میگذشت و در طول این دو هفته فقط یک بار توانسته بودم زن مهربانی را که صاحب این خانه بود ببینم. آن هم چند روز پیش و عصر
جمعه ای که دم را غنیمت شمرده و تمام روزش را در خوابی عمیق و دلچسب سپری کرده بودم. نزدیک غروب بود که با ظرف سوپی جلوی در پیدایش شد. ظاهر پریشان و خواب آلودم را دید و چون همان بار اولی که دیدمش لبخند گرم و دوست داشتنیای به لب آورد و گفت: حواسم بود امروز رو از
خونه نیومدی بیرون. با خودم گفتم شاید توام مثل پسر من ناخوش احوالی سوپ پختم گفتم ی پیالهشم بیارم تو بخوری جون بشینه تو تنت. یادآوری آن روز و مهربانی آن زن، ناخود آگاه لبخندی روی لبم نشاند و دلم را بیش از پیش برای مادرم که این روزها عجیب دلتنگش بودم تنگ کرد! چرخیدم و ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
