فایل کامل رمان ناخدا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ناخدا PDF دارای ۲۲۲۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ناخدا PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

تک دختر خونه بود و با تموم اون ارث و میراث همیشه ده قدم از همه عقب بود! چون یه لقب روش بود; مردار! از بچگی زیر هجوم درد و تحقیر بزرگ شد تا جایی که سرنوشت کاری کرد تا بتونه روی پاهاش بایسته و برای اولین بار خودش رو به پدر مستبدش ثابت کنه! پا توی راهی گذاشت که با اون آشنا شد. ناخدا جلال! مردی آروم و جنوبی که کل اهالی بازار ماهی‌گیرها روی اسمش قسم می‌خوردن!

قسمتی از داستان ناخدا :

هیچ کار خدا بی حکمت نیست بجز قرار دادن من در مسیری که اصلاً راه فراری ندارد اری ندارد! چند لحظه بی حوصله روی تخت دراز کشیدم.دلگیر بودم از عالم و آدم و حتی کسی که در اتاق کناری درحال سنباده کشیدن روی چیزی بود که حسابی اعصاب مرا به بازی گرفته بود. کاش هیچ وقت نجاتم

نداده بود حالا شده بودم بلای جان خودش و خانواده ای که احتمالاً تا الآن خبرگم شدن من به گوششان رسیده بود و با دمشان گردو می شکستند! از جایم بلند شدم و بی صدا به در نیمه باز اتاق نزدیک شدم. نور کمی که از اتاق منعکس میشد به کنجکاویم شدت بخشید. کمی سرم را خم کردم و یواشکی

سرکی به داخل اتاق کشیدم. با دیدن آن همه چوب ریز و درشت و وسایل چوب بری وسط اتاق جاخورده سر جایم باقی ماندم. انتظار هر چیزی را داشتم به جز این یک قلم. ناخدا پشت به من روی صندلی نشسته و بادقت درحال سمباده زدن تکه چوبی بود. نقش چهره اش برعکس همیشه

از حالت سخت و جدی از حالت سخت خارج شده و با حسی وصف نشدنی در حال شکل دادن به تکه چوب در دستش بود. چوب مانند مومی در دستانش بالا و پایین می شد، انگار که سال هاست با این دست ها آشناست و برخلاف ذات غیر قابل انعطافش به این دست ها اجازه عشق بازی روی تنش را می دهد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.