فایل کامل رمان هومورو PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان هومورو PDF دارای ۴۹۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان هومورو PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، درام، اجتماعی

خلاصه رمان:

روایت دختری ساده و از جنس مهربانی ک با تمام محدودیت‌ ها و ترس‌هایش میخواهد از قفس و حصاری که خانواده و تفکرات سنتی برایش ساختند بیرون بیاید. پنهانی تلاش برای زندگی کردن و مستقل شدن می‌کند اما سرنوشت جوری رقم میخورد که وارد زندگی مردی درست نقطه مقابل خودش می شود. عشق را تجربه می کند و به او تکیه می کند و اما همان لحظه پرده از حقیقتی تلخ برداشته می شود و طی اتفاقاتی کاملا غیرمنتظره کم‌ کم درگیر مشکلات بزرگی می شود ;

قسمتی از داستان هومورو :

کیاراد سیگاری را از جیب کتش که روی دسته مبل افتاده بود، بیرون کشید. آن را آتش زد و سیگار را گوشه لبش گذاشت. پرده ها را کشید و تاریکی را به آغوش دلتنگ خانه باز گرداند تلفن همراه را از روی میز چنگ زد و درون جیب شلوار فرو برد. به سمت شومینه رفت و مقابلش دراز کشید

همان طور درازکش سیگار دود می کرد. صورتش از نور آتش پیدا و از دود سیگار گاهی پنهان میشد آشنا چراغ حیاط را با آرنج روشن کرد. سینی چای و نبات را روی نیمکت گذاشت. شال پشمی را محکمتر به دور خود پیچید.شب سرد و ساکتی بود. در میان لایههای سرد و سیاه آسمان شب، چند صد ستاره

پیدا بود نیاز داشت به دور از چشمان تیزبین بیبی، کمی با خود خلوت کند اتفاقات صبح را برای بار هزارم در ذهنش مرور کرد. از اینکه مردی چون دکتر زند با تمام توانایی و مکنت به او اهمیت بدهد بی اراده لبخند زد نکند ازاو خوشش آمده بود؟ از این فکر خندان لب گزید خیره به بخار برخاسته

از چای، شاخه نبات را در چای می‌چرخاند و همزمان ذهنش پر بود از کیاراد. غرق آن حس دلچسب بود که صدای ویبره کوتاه پیامک تلفن همراه، هذیان ذهنش را پایان داد. با دیدن نام ،هومورو دستپاچه به سمت آن دست دراز کرد. دستش میان راه به استکان چای خورد که باعث شد تکانی بخورد و ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.