فایل کامل رمان عشق اما نهایتی مجهول PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان عشق اما نهایتی مجهول PDF دارای ۱۶۴۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان عشق اما نهایتی مجهول PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، خونبسی

تعداد صفحات : ۱۶۴۴

خلاصه رمان:

دلنواز و پاشا دختر عمو و پسر عمو هستن دلنواز پدرشو از دست داده و با خانواده عموش تو یه ساختمون زندگی میکنه یه روز برادر دلنواز باعث میشه زن عموش از پشت بوم پرت بشه پایبن و بمیره و برادر دلنواز میوفته زندان عموی دلنواز تصمیم میگیره برای اینکه خون و خونریزی تو خانواده رخ نده دلنواز و پاشا با هم ازدواج کنن ;

قسمتی از داستان عشق اما نهایتی مجهول:

پشت در اتاق کز کرده‌ام, قلبم از فرط هیجان انگار توی دهانم می‌کوبد بیرون از آن اتاق دارند درباره‌ی آینده و سرنوشتم تصمیم می‌گیرند بدون آن که بخواهند نظرم را بپرسند. خان عمو آمد و بی مقدمه گفت: این آتش را بس کنید! یک دختر از خانواده‌ی شما و یک دختر خارزار دیگر از خانواده‌ی، عمویت

ازدواج زوری می‌کنید و این قائله ختم بخیر می‌شود! همین! کسی از پناه نپرسید که آیا دلش می‌خواهد با قاتل مادرش همبستر شود یا نه؟! کسی از من نپرسید که آیا از آن مرد پر از نفرت می‌ترسی یا نه؟ اصلا کدام خیر وقتی توی این قائله فقط حرف درد بود؟! کسی نگفت که موجود زنده ای آدمی

چیزی هستید یا نه؟ حرف می‌زنند، یعنی فقط عمو فرهنگ حرف می‌زند و بقیه می‌گویند چشم! دارد راجع به مهریه ای صحبت می‌کند که عروس مفلوکش از زمین‌ و زمان بیزار است! راجع به مراسمی که وجود ندارد و شاید عروسش آرزوی آن را داشته باشد؛ خانه ای که گرم نیست، اسباب و

اثاثیه ای که به درد جرز دیوار می‌خورند. از لای در نگاه می‌کنم، به پاشا که نگاهش را به گل های قالی دوخته و حتی از آن فاصله می‌شود نفرت توی چشم‌هایش را خواند! به خان عمو که خیلی هم مقصر نیست و دلش برای یتیم برادری که کنج زندان است می‌سوزد. به پناه که دلش نمی‌خواهد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.