فایل کامل رمان رستاخیز PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان رستاخیز PDF دارای ۹۷۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان رستاخیز PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۹۷۷

خلاصه رمان:

درمورد دختری به اسم راز که تو پرورشگاه بزرگ شده کسی سرپرستیشو به عهده نگرفته که تو سن سالگی مجبوره که از پرورشگاه جدا بشه و زندگیشو خودش بسازه راز از پرورشگاه میادبیرون خیلی اصرار داره که توشرکت کار کنه یه شرکت خیلی بزرگ مهندسی که توسط آکو زرشناس اداره میشه آکو زرشناس تنها فرزند پسر خاندان زرشناسه ;

قسمتی از داستان رستاخیز:

-اقا تخفیف بده دیگه. خانوم تومن کم کردم، دیگه چی می خوای ؟ خیلی گرونه، چه خبره یه مانتو تومن؟ مرد به تمسخر خندید: از خواب بیدار شدی خانوم؟ قیمتا الان دو برابره اینیه که من دارم می دم. برو خداتو شکر کن. تازه این مانتو نیست، بارونیه. جنسشو ببین. نانوعه. آخ ملی کی میای

که دیگه واسه لباس مجبور نشم اویزون این مغازه های گرون شم؟ کارت رو دستش دادم. رمز ؟ – کیسه خرید رو دست گرفتم و به گشتن توی پاساژ ادامه دادم نیم بوت مشکی رنگ پاشنه داری توجهمو جلب کرد. تو تمام این چند سال انقدر صرفه جویی کرده بودم که پول هایی که ماه به ماه بهم داده

میشد، جمع شه و سرمایه‌ کوچیکی شه; سعی کردم از جلوی مغازه رد شم و توجه نکنم، ولی دلم مونده بود. حساب کتاب
کردم. پولی که من داشتم نهایتا می‌تونست ماه اجاره خونه ام رو ساپورت کنه و اگه کاری پیدا نمی‌کردم عملا بیچاره می‌شدم. ولی من ادم ریسک پذیری بودم. موهای فرمو باز

کردم و از زیر شال پریشون کردم و با لبخند وارد مغازه شدم. سلام. پسر جوون با لبخند جوابمو داد: سلام خانم درخدمتم. -قیمت اون نیم بوت مشکیه رو می‌خواستم; -قابل شما رو نداره. لبخندمو کش دادم: نفرمایید. پسر همچنان محترمانه لبخند میزد من محترمانه نمی‌خواستم تخفیف می‌خواستم;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.