فایل کامل رمان بهار PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
7 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان بهار PDF دارای ۶۰۷۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان بهار PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری

تعداد صفحات : ۶۰۷۲

خلاصه رمان:

دختر تنهایی که بعد از مرگ عموش تو رأس یه مثلت عشقی بین دو برادر قرار می‌گیره و بعد از ازدواج اجباریش و عشقی که به دلش راه پیدا می‌کنه، متوجه زوایای تاریک زندگی همسرش میشه. مردی که یه مشکل روانی داره، مردی که بعد از ازدواجش، همسر جوون و عاشقش رو زندانی می‌کنه تا همیشه مال خودش باشه و اجازه نمیده هیچ مردی به عشقش نزدیک بشه، حتی برادر خودش!! ;

قسمتی از داستان بهار:

بدون کم کردن سرعت سرسام آورش در کوچه پیچید. صدای جیغ لاستیک‌ های ماشین روی آسفالت کوچه به دلم خنج انداخت. تا جلوی در روند یک دفعه ترمز کرد. به جلو پرتاب شدم. کمربند نبسته بودم. سرم به داشبورد ماشین خورد. پیشونیم خیلی درد گرفت. دست روش کشیدم نشکسته بود.

در کنارم باز شد. دست از روی پیشونیم برداشتم. با وحشت نگاهش کردم. –پیاده شو. لحنش مثل قبل خونسرد بود. تپش قلبم بالا رفت. خودم رو عقب کشیدم اگر پیاده می‌شدم مرگم حتمی بود. سرم رو به اطراف تکون دادم. زمزمه کردم: نه! مچ دستم و گرفت و کشید. از ماشین بیرون افتادم. سعی تو

کنترل تعادلم داشتم ولی بی فایده بود. بی رحم شده بود و بدون توجه به وضعیت من به کارش ادامه می‌داد. من رو روی زمین می‌کشید. جیغ و فریاد من هم تاثیری رو دل سنگ شده اش نداشت. نفهمیدم چطوری از حیاط و ایوون خونه رد شدم. وقتی به خودم اومدم که وسط سالن بودم. پا شل

کردم تا بلکه دستم رو رها کنه موفق شدم، دستم رو ول کرد. تلو تلو خوردم و به عقب پرت شدم و بعد از یکی دو تا قدم کف سالن افتادم. با چشم های پر از حرصش بهم خیره شد. با چند تا قدم آروم به سمتم اومد. روی یک زانو کنارم نشست. انگشتش رو به سمتم گرفت. -بهت گفته بودم از خونه بیرون نرو ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.