فایل کامل رمان سایه های طرد شده PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سایه های طرد شده PDF دارای ۳۰۴۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سایه های طرد شده PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۰۴۵

خلاصه رمان:

نگاهش به گلدانِ روی میز بود. گلدانی که چند وقتی بود نرگس‌های خشک‌شده را در خود جای داده بود. با عشق به دورشان حصار کشیده و هیچ از خشکی و بی‌روحی‌ شان گله نمی‌کرد. نگاهِ دخترک، گویی سرما داشت، اشعه داشت، پر از بی‌حسی بود که این چنین نرگس‌های خوشبو را خشکانده بود.. انگشتان باریکش، انگشتانِ همان دستی که ناخن‌هایش شکسته و کج‌ومعوج شده بود، بالا آمد و شقیقه‌ی نبض‌دارش را فشرد; نگاهش اما، همانطور خیره خیره بود! کاش یک تفنگ داشت. تفنگی که ماشه‌ اش را می‌کشید و بنگ!

قسمتی از داستان سایه های طرد شده:

موهای فر شده اش را مانند همیشه یک طرف صورتش ریخت و هیچ به آخرش “کور میشی های” استاد، که در گوشش زنگ میزد، توجه نکرد. انگشتان باریک و دلفریبش را لای موهایش کشید تا حجمشان بیشتر شده و صورتش را بیشتر بپوشاند. ویولنش را برداشت و رژ ماتش را یک بار دیگر روی لب های

افتاده اش کشید. خط چشمش پررنگ بود و رژش پر رنگ تر. کرم آرایشی صورت صافش را صاف تر کرده بود; اما چرا خودش را دوست نداشت؟! چرا از دخترک رنگ کرده‌ی داخل آینه خوشش نمی آمد؟! نفسهای یکی در میانش را بیرون داد و از اتاق کوچکش خارج شد. نگاهش را در هال مربع که با

کاغذ دیواری های طرح گلهای داماسک تزئین شده بود گرداند و چشمش روی گرامافونی که تکمیل کننده‌ی سبک کلاسیک خانه شان بود ماند. کلیدهایش را آنجا نگذاشته بود؟! گام هایش را تند کرد و با دیدن کلیدهایش، آسوده نفسش را بیرون داد. دسته کلید را برداشت و همزمان با مرتب کردن

شالش به سمت خروجی رفت. برای خداحافظی زحمتی به خود نداد، چرا که کسی در خانه نبود. ولو اگر هم کسی بود، فرق چندانی نمی کرد. خانه آنها همیشه همین بود! سوت و کور و ساکت; گام های تندش را که در کوچه گذاشت، باد بهاری، تازیانه وار، به صورتش خورد و روحش را در میان;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.