فایل کامل رمان قلب آینه شکست PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان قلب آینه شکست PDF دارای ۱۴۴۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان قلب آینه شکست PDF :
ژانر رمان : جنایی، پلیسی، معمایی
تعداد صفحات : ۱۴۴۷
خلاصه رمان:
مخبر بعد از سالها قهر و قطع رابطه با تنها خواهرش، تصمیم میگیره با یه مهمونی شام خواهرش رو ملاقات کنه ولی صبح روز بعد جسد تکه تکه شده مخبر در حالی که تمام بدنش شِیو شده و و صورتش بصورت زنونه آرایش شده برای خانواده اش فرستاده میشه.. هر قسمت از بدنش برای یکی از اعضای خانواده اش.. پلیس برای تحقیق وارد ماجرا میشه که …
قسمتی از داستان قلب آینه شکست:
غزاله با دیدن قدمهای سست عفیفه، سینی را از او گرفت و عفیفه به سرعت از سالن بیرون رفت. مخبر به غزاله نگاه کرد: حقا که دست پروردهی لعیایی؛ گدا زاده. میمیری یه روز بشینی و بذاری مستخدم کارش رو بکنه؟ غزاله به سرعت به طرف مخبر رفت و موهای سفیدش را بوسید. قربون شما که
اشراف زاده ای. یه شب من گدا زاده رو تحمل کنید تا بتونم یه دل سیر گمشده خاندان کبیری رو ببینم. آهو تمام تلاشش را کرد تا حرف نزند؛ تا مثل همیشه او نباشد که جواب تند گویی های پدربزرگش را میدهدو متهم شود به حاضر جوابی و بی ادبی. ملیحه زمزمه کرد: گمشده گمشده; مخبر خندید.
فرقه بین گمشده و خودگم کرده. ملیحه خانم خودش رو از ما نمیدونست که خودش رو گم و گور کرد. سامان که دید باز هم شرایط برای ملیحه سخت میشود از جا بلند شد. –شام حاضره؟ غزاله کاسه های ماست و زیتون را سریع روی میز چید و سینی را در دست گرفت. -حاضره. عفیفه با سینی
بزرگ باقالی پلو وارد سالن شد که ماه چهره ایستاد. لطفا سریع تر عفیفه. عفیفه سری تکان داد و از سالن بیرون رفت و غزاله به دنبالش. مخبر نگاهی به ماه چهره انداخت و پوزخند زد. _لطفا! مادربزرگ که این بشه نوه میشه یکی مثل غزاله. آهو که طاقتش طاق شده بود از جا بلند شد: یه امشب رو بذارید;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
