فایل کامل رمان گل ها در سوگ باغبان رنگ باختند PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان گل ها در سوگ باغبان رنگ باختند PDF دارای ۱۹۴۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان گل ها در سوگ باغبان رنگ باختند PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۹۴۳

خلاصه رمان:

به سختی تن رخمی و چاک چاکش را روی زمین می کشید ؛اما با هر تکانی که میخورد، درد جانکاهی در رگ پی اش می نشست و ناله ی ضعیفش بلند میشد; با زحمت خودش را به گوشه ی سلولش رساند و تکیه اش را به دیوارسرد و نمورش زد نفس نفس میزد و گلوی زخمی از فریادهایش ،خشک شده بود قطرات ریز ودرشت عرق روی صورتش سُر میخورد و سوزش زخم هایش را بیشتر میکرد ;

قسمتی از داستان گل ها در سوگ باغبان رنگ باختند:

دلش می‌خواست چشم به روی این پرونده ببندد و بیخیال کمک کردن به این دخترک گستاخ شود! اما نمی‌توانست، نه آن که نخواهد نه! نمی‌توانست؛ چون چنین مانع میشد! از حرکت ایستاد و روی پاشنه پا چرخید، نگاه تیز شده‌اش را به سرمای نگاه دخترک دوخت: واقعا برات متاسفم که همچین برداشتی

ازحمایت های من داری! دخترک کمی در جایش تکان خورد، لحظه ای حس کرد از زور درد نفسش بند رفت دردی که مغز استخوانش راهم به فغان درآورد; به سختی خودش را بالا کشید و با نفس های منقطع گفت: من احتیاج به حمایت کسی ندارم! برای من دل نسوزونید، چون کار من ازین حرفا گذشته

چه اعتراف کنم چه نکنم عاقبتم، پای چوبه‌ی دارِ! سرگرد پوزخندی زد و گفت: فکر می‌کنی به این آسونیا اعدامت می‌کنن؟ پوزخندی دیگر زد و افزود: زهی خیال باطل، سخت در اشتباهی; مقابلش روی زانوهایش نشست و خیره در نی نی چشمانش ادامه داد:  تو رو یه بار نمیکشن، تو رو روزی

هزار بار می‌کشن و زندت می‌کنن; دخترک چشمانش را به نقطه‌ نامعلوم گره زد و با لحن خسته ای گفت: من خیلی وقته که مردم و بایه جنازه فرقی ندارم، پس به ته خط رسیدم. سرگرد سری از روی افسوس تکان داد: کاش می‌فهمیدی که چی در انتظارته انوقت اعتراف می‌کردی از طرف کی اجیر شدی ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.