فایل کامل رمان کوه مثل کوهیار PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان کوه مثل کوهیار PDF دارای ۲۲۱۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان کوه مثل کوهیار PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، همخونه ای، ازدواج اجباری

تعداد صفحات : ۲۲۱۴

خلاصه رمان : 

کوه مثل کوهیار زلزله کوه را هم تکان داد; اما کوهیار را نه; کوه تنها بود و فرو ریخت; اما کوهیار یارش را داشت; امانتى که پدرش به دستش سپرده بود; امانتى که میان آوار جا مانده بود و باید برایش کوه مى‌شد و شد; کوه بود; یار بود; کوهیار بود; و براى یارش شد همه چی;

قسمتی از داستان کوه مثل کوهیار:

صدای سر و صداها بلند شد و مرد سیاه پوش سریع دختر را در ماشینش نشاند صدای تیراندازی بار دیگر بلند شد رسمشان بود موقع‌ هایی که به دنبال عروس می‌رفتم یا عروس را از خانه‌ پدرش می‌بردن تیر اندازی می کردن و حال همه منتظر بودند بعد از شدن بله‌ عروس باز هم صدای تفنگ‌هایشان را در

بیاوردند و این بار صدای تفنگ هایشان از شدت عصبانیت و بهم خوردن عروسی در آمده بود. هر کدام از مهمان‌ها چیزی می‌گفتن کسی جرعت نداشت به دنبال مرد سیاه پوش برود، گویی همه از ناراضی بودن. عروس خبر داشتن، از اجباری بودن این مراسم و عروسی که تحت فشار دیگران باید بله

می‌گفت. تیری که به سمت مرد سیاه پوش شلیک شد باعث شد لحظه ای نگاه خشمگیش را بدوزد به مردان مسلحی که روی پشت بام نگاهش می کرد اهل دعوا نبود، کم پیش میامد صدایش را بلند کند اما امان از وقتی که عصبانی می‌شد، آن موقع بود که دیگر ساکت نمی‌ماند و همه جارو را با خاک

یکسان می‌کرد. سریع سوار ماشین شد که صدای تیر اندازی اوج گرفت دخترک با آن چشمان خیسش از آینه کنارش به پشت سرش نگاه می‌کرد انگار عده ای تازه فهمیده بودن چه اتفاقی رخ داده و به دنبالشان می‌آمدن. مرد سیاه پوش سرعتش را بیشتر کرد، امروز از زمین و آسمان برایش می‌بارید ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.