فایل کامل رمان دلفریب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان دلفریب PDF دارای ۲۴۴۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان دلفریب PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، هیجان انگیز، خیانتی

تعداد صفحات : ۲۴۴۹

خلاصه رمان : 

شاهو خانزاده ای، وفادار و عاشق هست که حقیقت های تلخی که پشت سر زنش میگن رو باور نمی‌کنه تا وقتی که تصمیم می‌گیره همسرش رو به بهانه ای تنها بزاره و وفاداریش رو بسنجه و اونجاست که متوجه رابطه همسرش با مرد دیگه ای میشه و بعداز کلی سرو کله زدن با خودش تصمیم میگیره خشمشو از زنش جور دیگه ای تخلیه کنه‌; اون به خونه بدکاره ای میره و ;

قسمتی از داستان دلفریب: 

از یه جایی بعد فهمیدم هیچ چیز خواب نیست; من باید یه کاری می‌کردم باید; با چشم های گریونی که کم از دو کاسه خون نداشتن خودمو کشیدم جلو تلفن همراهمو از عسلی برداشتم و با دست لرزونم شماره‌ی پرستو رو گرفتم; بدنم عین بید می‌لرزید. حس و رمق به کل از تنم پریده بود.

انگشتام به وضوح تنون می‌خورد و پاهام سر بودن; فین فین کنان آب دهنمو قورت دادم. منتظر موندم تا جواب بده چند لحظه بعد صدای سرخوشش تو گوشم پیچید: جوووونم جانی؟! با صدای نهایت شکسته ای گفتم: کجایی پرستو!؟ تنها کسی که تو اون لحظه به سرم زد باهاش تماس بگیرم

پرستو بود. پرستویی که می‌خواستم فقط هر چه سریعتر خودشو به من بهت زده برسونه گریه کردنم اونقدر از صدای تو دماغی شده ام مشخص بود که فورا با نگرانی پرسید: جانا چیشده؟ چرا گریه می‌کنی؟ با هق هق گفتم: پرستو; -وای دارم از ترس می‌میرم یا خدا; -کجایی؟ ترسیده بود. نفس

زنان جواب داد: جلو درم دارم از پله ها میام بالا. هق هق کنان گفتم: فقط بیا; بیااا; نفس زنان در حالی که حالا شک نداشت اتفاق بدی برای من افتاده جواب داد: باشه باشه دارم میام. تلفن از دستم افتاد روی زمین ملحفه رو دور خودم پیچوندم و دوباره شروع کردم هق هق کردن; تلفن از دستم افتاد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.