فایل کامل رمان روح نیمه شب جلد پنجم PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان روح نیمه شب جلد پنجم PDF دارای ۲۲۱۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان روح نیمه شب جلد پنجم PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی
تعداد صفحات : ۲۲۱۲
خلاصه رمان :
نوکتورنو هاثورن که یک پلیس مخفی است، برخلاف میلش خودش را در محاصرهی جادو، هرج و مرج و دنیاهای موازی میبیند. با زنی فوقالعاده دیدار میکند ولی دیگر کار از کار گذشته بود و سرنوشت زن با دو قلوی نوکتورنو در دنیای دیگر گره خورده بود. انگار اوضاع واقعاً خیلی هم توی آن دنیا خوب نبود. نوک برای نجات آن دنیا به کار گرفته میشود. ولی حتی فکرش را هم نمیکند که عشق مقدر شدهاش ساکن آن دنیا باشد. فرانکا درکار نقابی به صورتش دارد. نقابی که برای محافظت از خودش هیچگاه آن را در دنیای پر از شرارت، توطئه و خطر برنمیدارد ;
قسمتی از داستان روح نیمه شب:
برادرم قلب خیلی رئوفی داشت ولی بویی از یک شخصیت محکم نبرده بود باید از او مراقبت میشد. به محافظت نیاز داشت. باید از او مراقبت میکردم درست مثل همیشه نمی دانستم چه کار باید بکنم ولی حالا وقتش نبود که در این مورد تصمیم بگیرم حالا همانطور که سرسی را تماشا میکردم
که چانه اش را به دست نوکتورنو چسبانده بود، میدانستم که نوکتورنو از او مراقبت میکند برای این کار همزمان محبت و توجه زیادی خرج میکند. همه اینها را هم از چهره مملو از احساس سرسی فهمیده بودم. آسودگی خیالی که بعد از همه بلاهایی که به سرش آمده بود توی صورتش میدیدم نشان
میداد که فکر نمیکرد هیچ مردی میتوانست چنین لذتی به او ببخشدو خوشحال بود که میتوانستند باهم باشند. سپاس گزاریش به خاطر محبت، رفتار و منش مردانه اش بود. یکی از آن مردهای یک در یک میلیون نفر بود. آن هم توی هر دو جهان با خاطراتی که توی ذهنم به پرواز در آمدند، دیدم تار
شد. چشم هایم را روی درد عظیمی که آن خاطرات به وجود آورده بودند بستم. بهش رسیدیم، مگه نه عشق من؟ بهش رسیدیم، مگه نه؟ حتی با وجود ناراحتی و دردی که داشتم باز هم احساس پریشانی بیشتری به من دست داد. انگار داشتم از سرگشتگی متلاشی میشدم. بهت دادمش آنتونی من؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
