فایل کامل رمان آسمانم هرگز نارنجی نخواهد بود PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آسمانم هرگز نارنجی نخواهد بود PDF دارای ۷۵۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آسمانم هرگز نارنجی نخواهد بود PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات : ۷۵۹

خلاصه رمان : 

سپهر که تمام دوران کودکی و نوجوانی وحتی جوانی اش را با برچسب «بی عرضه» پر رنگ روی پیشانی اش گذرانده، حالا دارد به خودش و بقیه ثابت می‌کند که بی عرضه نیست؛ آن هم با چرخاندن زندگی خانواده سه نفریشان: سپهر، پارسا -خواهر زاده اش- و پدربزرگش. سارا که با وجود مشکلات خانوادگی اش همیشه سعی کرده تا خودش را بالا بکشد و نا امید نشود، حالا کم کم به این نتیجه می‌رسد که به دلیل مشکلات روحی سایه انداخته بر ابعاد مختلف زندگی اش، نمی‌تواند یک رابطه عاشقانه و معمولی را تجربه کند و باید مسیری مشابه خواهرش را -که همیشه سعی می‌کرده از آن دوری کند- ادامه دهد و انزوا را برگزیند.

قسمتی از داستان آسمانم هرگز نارنجی نخواهد بود :

جارو را داخل جوی خشک می‌کشم و بطری های آب و نوشابه بسته‌های چیپس و پفک، دستمال، نایلون، لیوان یکبار مصرف و; را داخل نایلون می‌فرستم سطل زباله دقیقا در دو متری این زباله هاست. اینقدر سخت است که آن‌ ها را به جای پرت کردن در جوی در سطل بیندازند؟! بعد از این که نایلون پر

می‌شود آن را برمی‌دارم و در سطل سیاه بزرگ می‌اندازم. ماسک را روی صورتم جا به جا می‌کنم و مشغول جارو زدن پیاده روی بعد می‌شوم. مردم با سرعت از کنارم رد می‌شوند و فاصله شان را با من زیاد نگه می‌دارند. کار درستی می‌کنند ولی قطعا به خاطر مریض نشدن نیست که به من نزدیک

نمی‌شوند. به خاطر این دوری می‌کنند که من یک رفتگرم! ماسکم را کمی جا به جا می‌کنم و دستکشم را بالا می‌کشم. آفتاب طلوع کرده و هوا دارد کم کم گرم می‌شود. پیاده روها و خیابان ها کم کم پر می‌شوند. عده ای هنوز خوابند و سلانه سلانه قدم برمی دارند. عده ای دیگر حسابی سرحال اند و با

لبخندشان به هرکسی حتی رفتگران بی ارزش انرژی می‌دهند. عده ای هم خط اتوی شلوارشان هنوانه قاچ کند. از ساعت تا حالا که ساعت شش است یک خیابان را تمیز کرده‌ام و حالا وسط کار خیابان دوم هستم هنوز خسته نشدم ولی دلم پیش پارساست دیروز ظهر وقتی از مهدکودک به خانه می‌آوردمش ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.