فایل کامل رمان در آغوش مهربانی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان در آغوش مهربانی PDF دارای ۷۱۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان در آغوش مهربانی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اربابی، معمایی، اجباری

تعداد صفحات : ۷۱۵

خلاصه رمان :

 داستان در مورد دختری به نام روژانه که یه دختر شر و شیطون و در عین حال مهربونه… این دختر هیچوقت اجازه نمیده حقش پایمال بشه و اگه ببینه حق کسی رودارن به زور میگیرن از اون طرف هم دفاع میکنه… داستان از اونجا شروع میشه که پدر و مادر روژان فوت کردن و وکیل خونوادگی که دوست صمیمیه پدر روژان بود میاد در مورد رازی صحبت می‌کنه; این رمان به گفته های نویسنده جلد دومی ندارد!

قسمتی از داستان در آغوش مهربانی:

چشمامو باز می‌کنم; به ساعت نگاهی می‌ندازم با دیدن ساعت جیغی می‌کشم; ساعت یازدهه و من هنوز خوابم; قرار بود با رزا بریم درمانگاه سریع مانتوم رو می‌پوشم و از اتاق خارج میشم دارم به سمت سالن میرم که ماکانو می‌بینم. ماکان: کجا میری؟ -خواب موندم; قرار بود با رزا بریم

درمانگاه. -ماکان با ماهان رفت; گفت خسته ای بیدارت نکنیم. -یعنی چی؟ ماکان با بی حوصلگی میگه: یعنی همین; من باید برم بیرون کار دارم تو می‌خوای چیکار کنی؟ -خوب میرم جلوی خونه پدری رزا منتظرش میشم. ماکان: احتیاجی نیست. با اخم میگم: تو کاری که بهت مربوط نیست دخالت

نکن. ماکان خشمگین نگام می‌کنه و با چند قدم بلند فاصله بینمون رو از بین می‌بره و میگه ببین دختر خانم بهتره که پا رو دم من نذاری که بدجور بد می‌بینی اگه تا حالا هم باهات کاری نداشتم فقط و فقط به خاطر ماهان بود.‌ با یه پوزخند میگم: اونقدر دمت درازه که من هر جا پامو می‌ذارم یه تیکه

از دمت میره زیرپام اینا که دیگه دست من نیستن مچ دستمو می‌گیره و محکم فشار میده از لای دندونای کلید شده :میگه خواهرت جز رعیت منه پس تو هم میشی جز رعیت من; یاد بگیر با من درست صحبت کنی. سعی می‌کنم مچ دستمو از دستش در بیارم که یه پوزخند رو لبش می‌شینه و میگه ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.