فایل کامل رمان محو شده در ابرها PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان محو شده در ابرها PDF دارای ۵۱۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان محو شده در ابرها PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۵۱۷

خلاصه رمان : 

داستان زندگی دختری است که در پرورشگاه بزرگ شده و حالا به خاطر یک اشتباه و اعتماد بیجا کلی بدهی بالا آورده و برای تسویه کردن پول طلبکارا مجبور است از خانواده پسری که این دام و برایش پهن کرده اند کمک بگیرد و تو همین راه با برادر آن آدم آشنا میشود که مرد سخت و نفوذ ناپذیری است و فقط با یک شرط راضی میشود تا پول طلبکارا را پرداخت کند …

قسمتی از داستان محو شده در ابرها:

روبروی در قهوه ای رنگ، بلاتکلیف و لرزون ایستادم و نوشته ی تابلوی بزرگ و طلایی رنگ و برای هزارمین بار زیر لب تکرار می‌کنم. “شرکت صادرات و پخش کاشی و سرامیک تهرانی“! عرق روی پیشونیمو با سر آستینم پاک می‌کنم و قدم بزرگی برمی دارم انگشتم روی کلید طلایی رنگ، می‌شینه و

بالاخره تصمیممو می‌گیرم و دو بار پشت هم زنگ و فشار میدم. هنوز مردد هستم و وقتی که نگرانی و ترس بر من غالب میشه و قصد فرار می‌کنم، در روی پاشنه می‌چرخه و پیرمرد موقری توی قاب در قرار می‌گیره.-سلام خوش آمدید!
در کمال ادب و احترام کف دستشو به نشونه‌ی احترام بالا

می‌بره و به داخل دعوتم می‌کنه! خوب الان زمان مناسبی برای فرار کردن نیست; خدایا می‌دونی که جز تو کسی و ندارم دستمو بگیر، لطفا محکم بگیر و نذار دستم از تو دستت رها بشه، امروز و این لحظه من محتاج تر از همیشه ام به تو و رحمتت. زیر لب با بسم الهی وارد شرکت میشم سالن بزرگ،

بیش از اندازه شیک و معطره، آدم های کمی در رفت و آمدند و از لباس های یک دست و سورمه ای رنگشون پیداست که جز کارکنان شرکت هستند. دسته‌ی کوله ام که روی شونه هامه، میون پنجه های خیس از اضطرابم محکم تر فشرده میشن و قدم های کوچیکی رو به جلو برمی‌دارم نمی‌دونم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.