فایل کامل رمان سنت شکن PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سنت شکن PDF دارای ۵۹۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سنت شکن PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۵۹۳

خلاصه رمان : 

به روزهای کهنه که برمی‌گردی ردپایی از اشتباهات می‌بینیم. اشتباهات کوچیک و بزرگی گاهی سایه اش تا ابد دنبالمون میاد. درست مثل سایه مرگ سرد و وحشت آور; قصه‌ی یک زن یک مرد یک کودک و یک قوم تکرار میشه. هرکس به دنبال حرمت خودش می‌دوه. یکی حرمت دل و دیگری حرمت خون و هم خونی; یک قصه‌ ای که ساده شروع میشه. ساده رو شاید این روزا طور دیگری باید معنا کرد چون سادگی و بغض و دلتنگی همراه هم میاد. دو روایت از دو زمان که سپری شده و درحال سپری شدنه اما نقطه اتصال این اتفاقات ;

قسمتی از داستان سنت شکن:

مقابل قفس مرغ عشق هایش ایستاد و موهای نم دارش را پشت گوش زد لیوان نسکافه اش را دست به دست کرد و انگشت روی تنه‌‌ی فلزی قفس کشید. سر مرغ عشق ها به هم چسبیده بود. یاد آریا افتاد که در این مواقع با خنده و شیطنت هزار وصله جور و ناجور به پرنده‌ های بی زبان

می‌بست. دلتنگی سراغش آمد. چقدر جای شیطنت هایش خالی بود. دلش نیامد پرنده ها را از آرامششان در بیاورد. بی صدا سمت تراس رفت. هوای خنک اوایل اردیبهشت حالش را جا آورد. با اینکه تازه از حمام آمده بود اما احساس سرما در هوای آزاد نکرد. جرعه‌ای از محتوی لیوانش را نوشیدو سعی

کرد ذهنش را از اتفاقات اخیر پاکسازی کند. دیگر دوست نداشت با اتفاق دیروز حتی یک لحظه هم به ارسلان فکر کند اما افسار اراده اش را در دست نداشت و به هر سو کشیده می‌شد. از دروازه افکاری گذشت که تا چند روز پیش بدون مکث و با اسب اطمینان و به خیال آگاهی مطلق سمتش

تازانده بود. حالا که وقت رسیدن بود مکث و تردید و در نهایت پشیمانی خستگی را به تنش گذاشته بود. باشنیدن صدای تلفن از فکر و خیال بیرون آمد. مادر بزرگش از خواب عصر بیدار شده بود و به نشیمن آمد. با لبخند عصر بخیری گفت و تلفن را برداشت احوالپرسی مختصری با عمه اش کرد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.