فایل کامل رمان عاشق اسیر PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان عاشق اسیر PDF دارای ۱۶۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان عاشق اسیر PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری

تعداد صفحات : ۱۶۹

فایل کامل رمان عاشق اسیر PDF

خلاصه رمان :

داستان دختری است به اسم نازنین که بعد از سال ها همراه پدرش به بهانه دیدار عمو و سال نو به ایران بر می‌گرده… پدرش که یکی از بزرگ ترین کارخونه دارهاست، برای حفظ سرمایه و کارخونه اش تصمیم می گیره که دخترش با برادر زاده اش بابک ازدواج کنه… نازنین که دختری سرزنده و شیطونه سعی می کنه زیر بار این خواسته نره. اما وقتی با تصمیم قاطع پدر مواجعه می‌شه، تصمیم می‌گیره هر طور شده تن به این ازدواج نده و زمانی که می‌بینه پدرش برای انجام کارهاش دوباره ایرانو ترک می خواد کنه از فرصت استفاده می کنه و در یکی ازاین روزا;

قسمتی از داستان عاشق اسیر

به چهرش که نگاه می‌کنم; اه از نهادم بلند می شه; از طرز حرف زدنش متنفرم; انقدر تن صداش نازک و دخترونه است که گاهی صداشو نمی‌شنوم مدل موهاشو اصلا دوست ندارم دستاش خیلی ظریفن انگار تا به حال باهاشون یه میخم بلند نکرده چه برسه به اجر هیکلی و توپره;

ولی شکم نداره; اره شکم نداره چیزی که من به شدت ازش بدم میاد بهش نگاه می کنم; کنارمه; داره رانندگی می‌کنه ; خیلی خیلی خوشحاله; حقم داره اون خوشحال نباشه کی باشه. (نیلا جون باشه ) دوباره صورتمو بر می‌گردونم و به جدول کشی های خیابون نگاه می‌کنم.

صورت کشیده و سبزه ای داره; چشمای قهوه ای موهای مشکیشو فشن زده نمی‌دونم چه اصراری به پوشیدن لباسای سفید داره دندونای سفیدش بس که رفته دندون پزشکی به سرامیک کف اشپزخونشون گفته زکی; مفت خوره خونه باباشه; اگه باباش نبود تا حالا از بی عرضگی خودش;

جون به عزرائیل داده بود; مثلا مدیر داخلیه شرکت باباشه.‌‌‌. کاش بابام به جای اینکه سنگ اینو انقدر به سینه می‌زد; سنگ منو به سینه می‌زد حالا به سینه نمی‌زد به سرش می‌زد; فکر کنم به سرشم زده که داره دستی دستی بدبختم می‌کنه;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.