پاورپوینت کامل محمدجواد انصاری همدانی


در حال بارگذاری
20 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل محمدجواد انصاری همدانی دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محمدجواد انصاری همدانی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل محمدجواد انصاری همدانی :

محتویات

۱ ولادت و تحصیلات
۲ تحول درونی
۳ فعالیت‌های علمی و اجتماعی
۴ از نگاه عالمان
۵ ویژگی‌های اخلاقی و کرامات
۶ وفات
۷ منابع

ولادت و تحصیلات

شیخ محمدجواد انصاری همدانی، فرزند عالم ربانی حاج ملا فتحعلی همدانی، در سال ۱۲۸۱ شمسی (۱۳۲۰ ق) در شهر همدان چشم به جهان گشود.

شیخ محمدجواد به لحاظ برخورداری از هوش بالا و قریحه ذاتی و همچنین علاقه‌ای که نسبت به تحصیل ابراز می‌داشت، از سن هفت سالگی دروس رسمی حوزه و صرف و نحو و منطق را نزد والد محترمش شروع کرد، و بعد از رحلت پدر، تحصیلات خود را در محضر اساتید برجسته همدان ادامه داد. او در دوران جوانی فقه و اصول فقه را در شهر خود نزد علمایى کم نظیر مانند میرزا علی خلخالى، سید على عرب، حاج آقا علی شهیدی و آقا محمد اسماعیل عمادالاسلام -که از برجستگان علماء و اعاظم فقهاء بوده‌اند- فرا گرفت. و رشته‌هاى طبّ و علم معرفه النفس را نزد طبیب حاذق و حکیم متبحّر مرحوم میرزا حسین کوثر همدانى آموخت و در این زمینه نیز به مرتبه عالى رسید. از این رو ایشان در طبابت نیز صاحب نظر بود به گونه ای که فرزندانشان نقل می کردند در منزل همگی از معالجه اطبّاء بی نیاز بودند و پدر، خود بهترین طبیب بود؛ البته این فقط در مورد فرزندان نبود و گاهی از اطراف و اکناف برای معالجه خدمتشان می رسیدند.

ایشان در همان سنین جوانی در سن ۲۴ سالگی موفق به دریافت درجه اجتهاد در همدان شد. پس از اتمام سطوح عالی، با تشویق اساتید خود به جهت تکمیل فقه و اصول، در حدود سى سالگى عازم حوزه علمیه قم گردید و در حوزه درسی آیت‌اللّه شیخ عبدالکریم حائری شرکت نمود. پنج سال مدام از مؤسس حوزه علمیه قم و دیگر اساتید، بهره برد و از ایشان اجازه اجتهاد و استنباط احکام دریافت نمود و در مسائل فقهیّه صاحب فتوا گردید، بطورى که بعضى از دوستان و آشنایان از ساکنین همدان و غیره از آن مرحوم تقلید نموده‌اند. او در این اثناء، شروع به حاشیه زدن بر «عروه الوثقی» کرد.

ایشان از همان زمان، با بزرگانی چون آیات عظام امام خمینی، سید محمدتقی خوانساری و ملاعلی معصومی همدانی آشنا بوده و با ایشان ارتباطی صمیمی داشت، و در جلسات خود با احترام از امام خمینی یاد می‌کرد و می‌فرمود: «حاج آقا روح الله مرد بزرگی است و آتیه‌ای بسیار روشن دارند»، و امام خمینی هم از ایشان به نیکی یاد می‌کرد.

تحول درونی

آیت‌اللّه انصاری پس از مراجعت به همدان، بر اثر یک تحول درونی که در ایشان ایجاد شد، به تهذیب نفس و سیر و سلوک روی آوردند و مسیر عرفانی خود را بدون استاد طی نمود.

ایشان آغاز تحول درونی خود را چنین بیان کرده‌اند: من به تشویق علمای همدان به دیار قم رهسپار شدم و آن زمان به‌طور کلی با عرفان و سیر و سلوک مخالف بودم، تا این که برایم اتفاقی پیش آمد. یک روز در همان سن جوانی که به همدان رفته بودم، به من اطلاع دادند که شخص وارسته‌ای به همدان آمده و عده‌ای را شیفته خود کرده. من به آن مجلس رفتم و دیدم عده زیادی از سرشناس‌ها و روحانیون همدانی گرد آن شخص را گرفته‌اند و او هم در وسط، ساکت نشسته بود. پیش خود فکر کردم: گرچه این‌ها افراد بزرگی هستند و دارای تحصیلات عالیه می‌باشند، اما تکلیف شرعی من می‌باشد که آنان را ارشاد کنم! نزدیک به دو ساعت با آن‌ها صحبت کردم و به کلی منکر عرفان و سیر و سلوک الی‌اللّه به صورتی که عرفا می‌گفتند، شدم (و اینکه تنها راه نجات، شرع است). پس از سکوت من، مشاهده کردم که آن ولی الهی، سر به زیر‌ انداخته و با کسی سخن نمی‌گوید. بعد از مدتی سر بلند نمود و با دید عمیقی به من نگریست و گفت: «عن قریب است که تو خود، آتشی به سوختگان عالم خواهی زد.» من متوجه گفتار وی نشدم، ولی تحول عظیمی در باطن خود احساس کردم و برخاستم از میان جمع بیرون آمدم، در حالی‌که احساس می‌کردم که تمام بدنم را حرارت فرا گرفته است. نماز مغرب و عشا را خواندم، بدون خوردن غذایی به بستر خواب رفتم. نیمه‌های شب بیدار شدم، در حال خواب و بیداری دیدم گوینده‌ای می‌گوید: «العارف فینا کالبدر بین النجوم و کالجبرئیل بین الملائکه.» از آن به بعد، این طرف و آن طرف زیاد مراجعه کردم که شاید دستم به ولی کاملی برسد و از وی بهره‌گیری نمایم. تا این‌که خود را تنها و بیچاره و مضطر دیدم، سر به بیابان‌ها و کوه‌های اطراف قم گذاشتم. صبح‌ها می‌رفتم و عصرها برمی‌گشتم. تا این‌که پس از چهل الی پنجاه روز، تضرع و توسل به ساحت مقدس معصومین (علیهم‌السلام)، وقتی اضطرار و بیچارگی‌ام به حد اوج خود رسید و یکسره خواب و خوراک را از من ربود، ناگهان پرده‌ها از جلوی چشم من برداشته شد و نسیم جانبخش رحمت از حریم قدس الهی وزیدن گرفت و لطف الهی شامل حالم گردید.

فعالیت‌های علمی و اجتماعی

آیت‌اللّه انصاری پس از تکمیل مراتب عالی فقه و اصول، به همدان برگشتند و در اثر انقلاب درونی که در ایشان ایجاد شده بود، تا پایان عمر به تهذیب نفس و تربیت نفوس مستعده پرداختند و از شهرهای مختلف ایران و کشورهای هم‌جوار شیفتگان زیادی به محضرشان می‌رسیدند و از أنفاس قدسیه ایشان بهره می‌بردند.
ایشان تمام تازه واردین را در هر لباس و موقعیتی راه می‌دادند و با یک نگاه، کُنه و حقیقت افراد را می‌فهمیدند و مستعدین آنان را انتخاب می‌کردند. از شاگردان عرفان وی می‌توان به شیخ حسنعلی نجابت شیرازی، سید عبدالحسین دستغیب، سید محمدحسین حسینی طهرانی، محمداسماعیل دولابی اشاره کرد.

روش تربیتی ایشان، همان شیوه مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی بود؛ یعنی التزام کامل به شرع اسلام. می‌فرمودند: تبعیت کامل از علمای شریعت، اولین قدم سالک است و خطر مهمی که سالک در این مسیر دارد، بدبینی به علمای شریعت است. اشخاصی که از ایشان درخواست دستور می‌کردند، می‌فرمودند: قبل از هر چیز تکلیف خود را با خلق خدا پاک کنید. بعد از تصفیه حساب با خلق، می‌فرمودند: حساب‌های خود را که با پروردگار داشته‌اید و ناقص بوده‌اند از قبیل نماز، روزه، وجوهات و…، آن‌ها را درست کنید.

دستورالعمل به بزرگان:

در ملاقات‌هایی که آیت‌اللّه انصاری همدانی با بزرگان داشتند، گاه آن‌ها از آیت‌اللّه انصاری درخواست دستورالعمل می‌کردند که از جمله آن بزرگواران، مرحوم آیت‌اللّه سید محمدتقی خوانساری بودند.
همچنین نقل شده در سفری که آیت‌اللّه انصاری به مشهد مقدس داشتند، ملاقاتی با آیت‌اللّه سید محمدهادی میلانی داشتند. در آن جلسه ایشان از آقای انصاری درخواست دستورالعمل می‌کنند. آیت‌اللّه انصاری در مقابل آقای آیت‌اللّه میلانی ادب کرده، می‌فرمایند: «آقا شما ما را ارشاد کنید.» آیت‌اللّه میلانی می‌فرمایند: «شما را به جدم این تعارفات را کنار بگذارید.» آیت‌اللّه انصاری می‌فرمایند: «جناب عالی نیازی به ریاضت و عبادات سنگین ندارید؛ فقط سعی کنید وجوهات شرعیه که به دست مبارکتان می‌رسد به اهلش برسانید.» در این‌جا آیت‌اللّه میلانی منقلب گردیدند و محکم به پشت دست خود زدند و فرمودند: «وقتی از اولیای خدا سؤالی می‌کنی، به ریشه می‌زنند»!

مأموریت الهی:

آیت‌اللّه انصاری همدانی، هر جا عاشقی دلسوخته می‌یافتند، به کمکش می‌شتافتند و او را هرچند در نقاط دور دست بود، یاری می‌کردند. در همین راستا سفری به پاکستان نمودند. جناب دکتر علی انصاری، فرزند ایشان نقل کرده‌اند: «از والد محترم سبب این مسافرت را پرسیدم. ایشان فرمودند: عاشق سوخته دلی در آن‌جا بود و ما از جانب خدای تعالی وظیفه پیدا کردیم که به یاری ایشان بشتابیم.»

مخالفت با صوفیه:

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.