پاورپوینت کامل وَ وَرَثَهِ الْأنْبِیاءِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وَ وَرَثَهِ الْأنْبِیاءِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَ وَرَثَهِ الْأنْبِیاءِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وَ وَرَثَهِ الْأنْبِیاءِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) :
منبع: وَ وَرَثَهِ الْأنْبِیاءِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
مقالات مرتبط: وَ وَرَثه الأنبیاء (زیارت جامعه کبیره).
وَ وَرَثَهِ الْأنْبِیاءِ؛
ترجمه: و وارثان پیامبران
وَرَثَهِ الْأنْبِیاءِ از ویژگیها و اوصاف ائمه (علیهمالسلام) است که در زیارت جامعه کبیره بیان شده است و بدین معنا است که ائمّه (علیهمالسلام) وارث انبیای الهی در دعوت به حق و توحید خواهند بود؛ همچنین ایشان از کمالاتی که سایر انبیاء داشتند (مثل شفا دادن مریض، زنده کردن مرده، همچنین آشنایی با زبان پرندگان و حیوانات و ….) برخوردار بودند.
فهرست مندرجات
۱ – واژهشناسی وَرَثَهِ
۲ – واژهشناسی الْأنْبِیاءِ
۳ – میراثداران فضایل
۴ – میراث داران دعوت به توحید
۵ – اشارات
۵.۱ – وارث آسمانها و زمین
۵.۲ – وراثت ائمّه از انبیای پیشین از منظر روایات
۵.۳ – آنچه خوبان همه دارند…
۵.۴ – وراثت علما از انبیاء از منظر روایات
۵.۵ – انبیاء و میراث مالی
۶ – پانویس
۷ – منبع
۱ – واژهشناسی وَرَثَهِ
«وَرَثَه» جمع وارث است؛ مثل کسبه و کاسب، حفظه و حافظ. ریشه این کلمه، یعنی «ورث» بدین معناست که چیزی از آنِ کسی یا کسانی باشد و دیگران بر اثر انتساب سببی یا نسبی، مالک آن گردند.
[۱] ابن فارس، مقاییس اللغه، ج۶، ص۱۰۵.
برخی نیز انقضای حیات مالک نخست را شرط دانسته، تصریح کردهاند: «وراثت در هر یک از امور مادی و معنوی، جاری است.»
[۲] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱۳، ص۷۸، «ورث».
بدین ترتیب، میراث یا «ما تَرَک» به شیء مورد انتقال گفته میشود و مورِّث، کسی است که میراث از او انتقال پیدا میکند و وارث، کسی است که میراث به او منتقل میشود.
[۳] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱۳، ص۷۸، «ورث».
چند نکته در اینجا قابل توجّه است:
۱. ارث، سرمایهای است که بدون بذل هیچگونه کالا یا کار (نظیر تجارت و…) به دست میآید. شرط اصلی آن، انتساب متناسب با مورّث در حوزه اسلامی است که از آن به «موجب ارث» تعبیر میشود. موجب ارث در توارث مادی، انتساب سببی، نظیر زوجیت یا انتساب نسبی، نظیر پدر و فرزندی و مانند آن است. امّا توارث معنوی، موجبی جز انتساب معنوی مناسب با شخصیت حقوقی مورّث ندارد. گاهی موجب معنوی و مادی، در یک جا جمع میشود و کسی وارث هر دو حیثیت مورّث خود میگردد و گاهی از یکدیگر جدا میشود و شخص مورّث، یک حیثیت به ارث میگذارد یا وارث از یک حیثیت ارث میبرد؛ چنان که خواهد آمد.
۲. هر چند که ممکن است مورّث برتر از وارث باشد، لیکن هرگز توارث، دلالت بر برتری مورّث نمیکند. در امور مادی نیز مشاهده میشود که گاهی وارث از مالهای فراوانی برخوردار است و در عین حال، از مال مختصری که مورّث او باقی گذاشته، ارث میبرد و آن را به سرمایه کلان خود ضمیمه میکند.
۳. عنوان تُراث (که اصل آن وُراث به معنای ارث است) گاهی به هر آنچه از نسل قبل مانده است و نسل حاضر از آن بهره میبرد، اطلاق میشود؛ هر چند پیوند خانوادگی بین بعضی از آنها نباشد:
(وَ أَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِینَ)
[۴] دخان/سوره۴۴، آیه ۲۸.
چنان که بهرهمندی نسل معاصر از نسل کهن، گاهی به انتفاع اشخاص حقیقی از آن است و زمانی به استفاده شخصیتهای حقوقی. جریان میراث فرهنگی را میتوان از این قبیل دانست.
۴. مُورّث حقیقی کسی است که مالک واقعی و مَلِک حقیقی باشد و آن خدای سبحان است و اگر عنوان توریث و ایراث، به غیر خداوند اسناد داده شد، از سنخ اسناد فعل به فاعل به معنای «ما به» است، نه فاعل به معنای «ما منه»؛ زیرا غیر خدای سبحان که
(بِیَدِهِ الْمُلْکُ)
[۵] ملک/سوره۶۷، آیه ۱.
است، دیگران عامل اِمداد و فاعل اِعدادند، نه فاعل اعطا و ایجاد. بدین سبب، خداوند جریان توریث کامل و ایراث تامّ را به خود اسناد میدهد و درباره اصل زمین با همه شئون آن، چنین میفرماید:
(إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُهَا مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ)
[۶] اعراف/سوره۷، آیه ۱۲۸.
،
(یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ)
[۷] انبیاء/سوره۲۱، آیه ۱۰۵.
.
۵. هرچند وارث حقیقی انبیای گذشته، انبیا و اولیای بعدیاند و میراث وحی، نبوّت، رسالت و ولایت به افراد عادی نمیرسد، لیکن فرهنگ دینی به جا مانده از پیامبران پیشین که برای جامعه بعدی کار آمد است، نسبت به آنها میراث محسوب میگردد و از همینقبیل است آیه
(وَرِثُواْ الْکِتَابَ)
[۸] اعراف/سوره۷، آیه ۱۶۹.
و
(أُورِثُوا الْکِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ)
[۹] شوری/سوره۴۲، آیه ۱۴.
.
۲ – واژهشناسی الْأنْبِیاءِ
«انبیاء» جمع نبی و به معنای پیامبران است؛ مثل صدیق و اصدقاء، تقی و اتقیاء. بحث لغوی واژه نبوّت ذیل جمله «أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ» گذشت.
(ببینید: یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ – مقاله دوم (زیارت جامعه))
۳ – میراثداران فضایل
هر شخصیت اجتماعی، دو جنبه و دو حیثیت دارد: جنبه شخصی و حقیقی، جنبه شخصیتی و حقوقی.
هر یک از این دو جنبه، سرمایهها و داراییهای خاص خود را میطلبد. کسی که رئیس یک خانواده است و هم زمان، ریاست یک نهاد اجتماعی بزرگتر، مثل یک شهر، استان یا کشوری را برعهده دارد، افزون بر خانه، ملک، معاش روزمرّه و… که برای اداره یک خانواده نیاز دارد، به مدیریت، تدبیر، بینش اجتماعی و… نیز نیازمند است. چنان که هر جنبه او افتخارات و سرمایههای جدید متناسب با آن جنبه را برای او کسب میکند. بهرهمندی از هر یک از این سرمایهها و افتخارات، انتساب و ارتباط متناسب با همان سرمایه را میطلبد. همسر، فرزند، پدر، مادر، برادر، خواهر، مهمان و سایر کسانی که با انسان ارتباط سببی، نسبی و مانند آن دارند، از امکانات مادی او استفاده میکنند؛ چنان که شهروندانی که زیر مجموعه ولایت و حاکمیتش هستند، از امنیت اجتماعی، تدبیر، مدیریت، درایت، برنامهریزی و سایر خدمات و امکاناتی که او در محدوده حاکمیت خویش ایجاد میکند، بهرهمند میشوند.
این شخصیتهای اجتماعی، اگر در حالی که دارای این دو حیثیت هستند، از دنیا بروند، «ما تَرَک» و میراث هر جنبه آنها را کسی یا کسان مخصوصی ارث میبرند. مثلاً اگر مسئول سیاسی یا اجتماعی از دنیا برود، اموالش را فرزندان، همسر، پدر و مادر او ارث میبرند و مسئولان سیاسی و اجتماعی پس از وی خواه فرزند، پدر یا سایر بستگان وی باشند یا نباشند وارث حیثیت سیاسی و اجتماعی اویند. حتّی اگر در زمان حیات او عهدهدار این منصب شوند، باز هم وارث این حیثیت او میشوند.
انبیای الهی(علیهمالسلام) نیز از این دو حیثیت برخوردارند؛ یعنی اموال آنها را هرچند اندک باشد فرزندانشان و رسالت و نبوّت آنها را پیامبران و انبیای جانشین او ارث میبرند. به طور طبیعی، شرط اصلی توارث؛ یعنی انتساب وارث با مورث، در هر دو گروه از وارثان باید وجود داشته باشد. آنچه در این جمله زیارت آمده، ارث بردن از شخصیت معنوی و نبوّت است؛ زیرا وراثت از انبیا به عنوان انبیا (شخصیت حقوقی) مورد توجّه قرارگرفته است، نه به عنوان اشخاص (شخصیت حقیقی) که اصطلاحاً میگویند: «تعلیق حکم بر وصف، مشعر به علّیت است.» یعنی چون مورّ ثان، پیامبر بودند، وارثان آنها امامان معصوم (علیهمالسلام) شدند، نه اینکه چون آنها (یعنی مورّ ثان) اشخاصی معین به نام نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(علیهمالسلام) یا… بودند، امامان معصوم (علیهمالسلام) از آنان ارث بردند؛ زیرا وارثِ شخصیت حقیقی آنان اعضای خانواده آنها بودهاند.
۴ – میراث داران دعوت به توحید
مسئولیت مهم انبیای الهی (علیهمالسلام) و برجستگی ویژه رهبری آنان، بعد از مقام شامخ نبوّت، دعوت مردم به توحید و یکتاپرستی در تمام شئون علمی و عملی است:
(وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ)
[۱۰] انبیاء/سوره۲۱، آیه ۲۵.
سایر کمالات، مانند برتری علمی، عصمت، وحی یابی، افضلیت و… از شرایط یا آثار دعوت به توحید است.
هیچ پیامبری مردم را به خویشتن دعوت نکرد و اگر پیامبری مردم را به تبعیت از خویش فراخوانده:
(فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ)
[۱۱] آل عمران/سوره۳، آیه ۳۱.
،
(فَاتَّبِعُونِی وَ أَطِیعُوا أَمْرِی)
[۱۲] طه/سوره۲۰، آیه ۹۰.
از آن جهت بوده است که خود را پیامبر الهی و مأمور ابلاغ پیام و دعوت او میدانستند و پیروی از پیامبر خدا از آنجهت که پیامرسان الهی است، به تبعیت از خدای سبحان برمیگردد.
ائمّه (علیهمالسلام) ادامه دهنده راه مستقیم رسالت و نبوّت، استمرار بخش و زنده نگهدارنده آن هستند. بدین ترتیب، آنها وارث انبیای الهی در دعوت به حق و توحید خواهند بود. در قرآن کریم به پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) مأموریت داده شد تا بگوید: «دعوت آگاهانه به سوی حق، سیره من و تابعان من است.»؛
(قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَاْ وَ مَنِ اتَّبَعَنِی)
[۱۳] یوسف/سوره۱۲، آیه ۱۰۸.
افزون بر این، در برخی روایات اهلبیت (علیهمالسلام) تصریح شده است که ائمّه (علیهمالسلام) از کمالاتی که سایر انبیا داشتند، برخوردار بودند؛ مثل شفا دادن مریض، زنده کردن مرده و خبردادن از آنچه مردم در خانههایشان میخورند و ذخیره میکنند که از ویژگیهای حضرت عیسی (علیهالسلام) بود
[۱۴] آل عمران/سوره۳، آیه ۴۹.
. همچنین آشنایی با زبان پرندگان و حیوانات که از کمالات حضرت سلیمان (علیهالسلام) بود
[۱۵] نمل/سوره۲۷، آیه ۱۶.
، عصای موسی که ابزار برخی از اعجازهای آن حضرت بود
[۱۶] بقره/سوره۲، آیه ۶۰.
[۱۷] طه/سوره۲۰، آیه ۲۰.
و… که در بحث اشارات به مضمون برخی از این روایات میپردازیم.
اینها در حقیقت، میراث انبیای گذشته است که ائمّه (علیهمالسلام) از آنها ارث بردند و بر کمالات خود افزودند.
۵ – اشارات
۵.۱ – وارث آسمانها و زمین
وارِث در فضای عرفِ مردم، کسی است که بعد از مُورّث میماند و اموال شخص مرده به وی منتقل میگردد، و چون تمام اهل زمین میمیرند:
(کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَ یَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ)
[۱۸] الرحمن/سوره۵۵، آیات ۲۶ ۲۷.
و همه آنچه در زمین است، مانند خود زمین در اختیار خداوند قرار میگیرد. از این جهت، زمین به مثابه میراث الهی مطرح است؛ چنان که آسمان نیز ارث خداست. تعبیر قرآن کریم در این باره چنین است:
(وَ لِلّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ)
[۱۹] آل عمران/سوره۳، آیه ۱۸۰.
،
(وَ نَحْنُ الْوَارِثُونَ)
[۲۰] حجر/سوره۱۵، آیه ۲۳.
. سرّ صحّت اطلاق وارث بر خداوند این است که گاهی عنوان ارث بر مال به دست آمده بدون زحمت اطلاق میگردد؛ همانطور که زمانی مانند اشیا بر اشخاص هم اطلاق میگردد. یعنی همانطور که کالا میراث میشود و علم و خلق و فضیلت به مثابه ارث مطرح میگردد، اشخاص و افراد جامعه هم به عنوان میراث طرح میگردند. مانند آنچه در آیه
(إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْهَا وَ إِلَیْنَا یُرْجَعُونَ)
[۲۱] مریم/سوره۱۹، آیه ۴۰.
آمده است. و از این جهت که تمام اشخاص و اشیا منتهی به خداوند میشوند و در اختیار او قرار میگیرند، خداوند وارث همه ماسوی خواهد بود. ارث بردن خدای سبحان به معنای ظهور این استناد است، نه حدوث آن؛ زیرا خداوند هماره مالک و مَلِک بوده و تمام امور با تدبیر الهی اداره میشد و میشود؛ گرچه از انظار دیگران مستور است.
۵.۲ – وراثت ائمّه از انبیای پیشین از منظر روایات
الف. ابو بصیر میگوید بر امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) وارد شدم
و گفتم: آیا شما ورثه پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) هستید؟
امام (علیهالسلام) فرمود: آری.
پرسیدم: آیا رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) وارث انبیا بود و آنچه آنها میدانستند، رسولاکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) میدانست؟
فرمود: آری.
گفتم: آیا شما میتوانید مردگان را زنده کنید و کورهای مادرزاد و مبتلایان به برص را بهبودی بخشید؟
فرمود: آری به اذن الهی میتوانیم.
آنگاه فرمود: نزدیک بیا! وقتی جلو رفتم، دستی بر چشم و صورتم کشید، دیدگانم باز شد و خورشید، آسمان، زمین، خانهها و آنچه در خانه بود را دیدم.
سپس فرمود: آیا دوست داری به همین صورت بینا باشی و در قیامت مانند دیگران حساب پس بدهی یا اینکه مثل سابق، نابینا باشی و بهشت از آن تو باشد؟ «أُدْنُ مِنِّی یا أَبَا مُحَمَّدٍ ـ فَمَسَحَ یَدَهُ عَلَى عَیْنَیَّ وَوَجْهِی، فَأَبْصَرْتُ الشَّمْسَ وَ السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ الْبُیُوتَ وَکُلَّ شَیْءٍ فِی الدَّارِ. قَالَ: ـ أَتُحِبُّ أَنْ تَکُونَ هَکَذَا وَ لَکَ مَا لِلنَّاسِ وَ عَلَیْکَ مَا عَلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ، أَوْ تَعُودَ کَمَا کُنْتَ وَ لَکَ الْجَنَّهُ خَالِصًا؟»
گفتم: دوست دارم به حال سابقم برگردم؛ آنگاه دستی به چشمم کشید و به حالت اولیهام برگشتم.
[۲۲] صفارقمی، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۶۹.
ب. زراره از امام صادق (علیهالسلام) نقل کرده است که امیرمؤمنان (علیهالسلام) به ابن عباس فرمود:
خداوند زبان پرندگان را به ما آموخت، چنان که به سلیمان بن داوود آموخت و زبان هر جنبنده خشکی و دریایی را به ما آموخت؛ «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِالسَّلَامُ لِابْنِ عَبَّاسٍ: إِنَّ اللهَ عَلَّمَنَا مَنْطِقَ الطَّیْرِ کَمَا عَلَّمَهُ سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ، وَمَنْطِقَ کُلِّ دَابَّهٍ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ.»
[۲۳] صفارقمی، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۴۴.
محدّث جلیل القدر و شیخ القمیین، مرحوم محمّد بن حسن الصفار در ص۳۴۷، باب ۱۵، از کتاب بصائر الدرجات جریان های متعددی را نقل کرده که در آن گفتوگوی بین رسول اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ائمّه(علیهمالسلام) با برخی حیوانات نیز آمده است.
[۲۴] صفارقمی، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۴۷.
ج. امام صادق (علیهالسلام) فرمود:
«موسی(علیهالسلام) در اواخر عمر خود مأموریت یافت تا الواحی را که خدا بر او نازل کرد، میان کوهی پنهان کند… سرانجام آن الواح به دست پیغمبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) رسید. آن حضرت الواح موسی (علیهالسلام) را به امیرمؤمنان (علیهالسلام) داد… و امروز آن الواح در دست ماست و همچنین عصای موسی نزد ماست و ما از همه پیامبران ارث بردهایم»؛ «… فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیَّامُ مُوسَى أَوْحَى اللهُ إِلَیْهِ أَنْ اسْتَوْدِعِ الأَلْوَاحَ، وَ هِیَ زُبَرْجَدَهٌ مِنَ الْجَنَّهِ، جَبَلًا یُقَالُ لَهُ زِینَهُ… وَالأَلْوَاحُ عِنْدَنَا، وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا، وَ نَحْنُ وَرِثْنَا النَّبِیِّینَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ …»
[۲۵] عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۸.
د. امام باقر (علیهالسلام) فرمود:
«امیرمؤمنان (علیهالسلام) شبی (از منزل یا جای دیگر) خارج شد و در تاریکی شب، این جمله را زمزمه میکرد: امامی به پا خاست که پیراهن آدم بر تن و انگشتر سلیمان و عصای موسی در دست دارد.»؛ «خَرَجَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِالسَّلَامُ ذَاتَ لَیْلَهٍ بَعْدَ عَتَمَهٍ، وَ هُوَ یَقُولُ: هَمْهَمَهٌ هَمْهَمَهٌ، وَ لَیْلَهٌ مُظْلِمَهٌ، خَرَجَ عَلَیْکُمُ الْإِمَامُ، عَلَیْهِ قَمِیصُ آدَمَ، وَ فِی یَدِهِ خَاتَمُ سُلَیْمَانَ، وَ عَصَا مُوسَى عَلَیْهِمُالسَّلَامُ.»
[۲۶] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۱.
مرحوم کلینی در باب بعدی «بَابُ مَا عِنْدَ الأَئِمَّهِ مِنْ سِلَاحِ رَسُولِ اللهِ (صَلَّىاللهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّمَ) وَ مَتَاعِهِ» آورده است: شمشیر پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم)، پرچم، زره و کلاه خود آن حضرت و همچنین الواح و عصای موسی (علیهالسلام)، طشت مخصوصی که موسی (علیهالسلام) در آن قربانی میکرد، انگشتر سلیمان و… نزد ائمّه (علیهمالسلام) موجود است.
[۲۷] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۸.
ه. امام صادق (علیهالسلام) فرمود:
«سلیمان از داود ارث برد، محمّد (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) از سلیمان ارث برد و ما از محمّد (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) ارث بردیم. از این جهت، علم به تورات، انجیل، زبور و بیان آنچه در الواح موسی بود، نزد ماست…»؛ «إِنَّ سُلَیْمَانَ وَرِثَ دَاوُدَ، وَ إِنَّ مُحَمَّدًا وَرِثَ سُلَیْمَانَ، وَ إِنَّا وَرِثْنَا مُحَمَّدًا، وَ إِنَّ عِنْدَنَا عِلْمَ التَّوْرَاهِ وَ الإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ تِبْیَانَ مَا فِی الأَلْوَاحِ….»
[۲۸] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۲۴ ۲۲۵.
و. روزی امام باقر (علیهالسلام) در جمع اصحاب خود فرمود:
«میوههای اندک را میمکند و رودخانه بزرگ را رها میکنند!» پرسیدند: رودخانه بزرگ چیست؟ فرمود: علمی که خداوند به پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) عطا کرده است. خداوند متعال سنّت تمام پیامبران، از آدم تا خاتم را در آن حضرت جمع کرده است. پرسیدند: این سنتها چیست؟ فرمود: علوم پیامبران است و پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) همه این علوم را در اختیار امیرمؤمنان (علیهالسلام) گذاشت. در این هنگام، کسی (که گویا به کلام آن حضرت توجّه نکرده بود) پرسید: ای پسر پیامبر! امیرمؤمنان اعلم بود یا فلان پیامبر؟! امام باقر (علیهالسلام) فرمود: گوش کنید چه میگوید! خداوند گوش هر کسی را که بخواهد باز و شنوا میگرداند. من میگویم: خداوند علوم تمام پیامبران را در محمّد (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) جمع کرده و او همه این علوم را در اختیار امیرمؤمنان (علیهالسلام) گذاشته است، این مرد از من میپرسد: امیرمؤمنان (علیهالسلام) اعلم بود یا فلان پیامبر؟»؛ «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَیْهِالسَّلَامُ): «یَمُصُّونَ الثَّمَادَ وَ یَدَعُونَ النَّهْرَ الْعَظِیمَ». قِیلَ لَهُ: وَ مَا النَّهْرُ الْعَظِیمُ؟ قَالَ (عَلَیْهِالسَّلَامُ): «رَسُولُ اللهِ صَلَّىاللهُعَلَیْهِوَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَ الْعِلْمُ الَّذِی أَعْطَاهُ اللهُ. إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ جَمَعَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّىاللهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّمَ سُنَنَ النَّبِیِّینَ مِنْ آدَمَ وَ هَلُمَّ جَرًّا إِلَى مُحَمَّدٍ صَلَّىاللهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّمَ». قِیلَ لَهُ: وَ مَا تِلْکَ السُّنَنُ؟ قَالَ (عَلَیْهِالسَّلَامُ): «عِلْمُ النَّبِیِّینَ بِأَسْرِهِ، وَ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّىاللهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّمَ صَیَّرَ ذَلِکَ کُلَّهُ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِالسَّلَامُ)». فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ، فَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ أَعْلَمُ أَمْ بَعْضُ النَّبِیِّینَ؟ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَیْهِالسَّلَامُ): «اسْمَعُوا مَا یَقُولُ! إِنَّ اللهَ یَفْتَحُ مَسَامِعَ مَنْ یَشَاءُ. إِنِّی حَدَّثْتُهُ أَنَّ اللهَ جَمَعَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّىاللهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّمَ عِلْمَ النَّبِیِّینَ، وَ أَنَّهُ جَمَعَ ذَلِکَ کُلَّهُ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِالسَّلَامُ)، وَ هُوَ یَسْأَلُنِی: أَهُوَ أَعْ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
