پاورپوینت کامل وَ أوْلِیاءَ النِّعَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل وَ أوْلِیاءَ النِّعَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وَ أوْلِیاءَ النِّعَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل وَ أوْلِیاءَ النِّعَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه) :
منبع: پاورپوینت کامل وَ أوْلِیاءَ النِّعَمِ – مقاله دوم (زیارت جامعه)
مقالات مرتبط: وَ أوْلیاءَ النِّعَمِ (زیارت جامعه).
وَ أوْلِیاءَ النِّعَمِ؛
ترجمه: و ای سرپرستهای نعمتهای (الهی).
وَ أوْلِیاءَ النِّعَمِ یکی از ویژگیها و اوصاف ائمه (علیهمالسلام) است که در زیارت جامعه کبیره بیان شده است و بدین معنا است که ائمه اطهار (علیهمالسلام) کسانی هستند که از برکت آنها نعمتهای الهی تقدیر و اندازهگیری میشود و با تدبیر و برنامهریزی آنها به موجودات میرسد.
فهرست مندرجات
۱ – واژهشناسی أوْلیاء
۲ – واژهشناسی نِعَم
۳ – ولی نعمتهای نظام هستی
۴ – پانویس
۵ – منبع
۱ – واژهشناسی أوْلیاء
أوْلیاء جمع ولی از ریشه ولْی است. ولْی به معنای واقع شدن چیزی پشت سر چیز دیگر میآید به گونهای که بیگانه بین آن دو واسطه و فاصله نباشد و نوعی رابطه بین آن دو برقرار باشد. از این جهت به دو موجود کنار هم و بیارتباط با یکدیگر ولی گفته نمیشود. اعم از این که رابطه، حسنه باشد یا سیئه (گرچه پیوند سییی بین دو موجود سوء از نظر خود آنها حَسَن و زیباست). از این جهت قرآن کریم، کلمه اولیاء را هم در مورد خدای سبحان استعمال کرده و هم در مورد شیطان.
دو شیء محسوس یا معنوی
[۱] معرفت انسان به امور حسّی زودتر از امور معنوی تحقق مییابد چنان که نیاز او به امور حسّی نیز زودتر خودنمایی میکند. از این رو وضع ابتدایی این لفظ همانند سایر الفاظ برای امور حسی است، لیکن با احساس نیازی که برای امور معنوی میشد، این لفظ را در قرب و نزدیکی معنوی نیز به کار گرفتند.
که در قرب و نزدیکی هم قرار میگیرند با یکدیگر تفاوت دارند. این تفاوت، گاهی از لحاظ مرتبه وجودی است، مانند علت و معلول که علت، تقدّم وجودی بر معلول دارد و اگر عله العلل، یعنی خدای سبحان باشد، افزون بر تقدم وجودی، در اطلاق ذاتی و عدم تناهی وجود نیز با دیگران تفاوت دارد؛ چون وجود او ذاتی و وجود دیگران عرضی است و گاهی از حیث محل است، مثل دو معلول یا دو سبب که کنار هم واقع میشوند. چنان که گاهی از لحاظ اعتبار است، مانند این که دو مطلب را در عالم ذهن و اعتبار کنار هم قرار دهیم و از آن نتیجهای خاصّ بگیریم. (وُقوعُ شَیْءٍ وَراءَ شَیْءٍ مَعَ رابِطَهٍ بَیْنَهُما… کَما أَنَّ الشَّیْئَیْنِ أَعَمُّ مِنْ أَنْ یَکُونا مُخْتَلِفَیْنِ وُجوداً أَوْ بِالِاعْتِبارِ وَ الْمَحَلِّ. وَ الرَّابِطَهُ أَیْضاً أَعَمُّ مِنْ أَنْ تَکُونَ حَسَنَهً أَوْ سَیِّئَهً)
[۲] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱۳ و۱۴، ص۲۰۳، واژه «ولى».
[۳] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ص۸۸۵، واژه «ولی».
هم چنین دو چیزی که با هم رابطه دارند گاهی رابطه آنها متوافقه الاَطراف است و گاهی متخالفه الاَطراف؛ بدین معنا که گاهی یک چیز با دیگری همان رابطه را دارد که آن دیگری با او دارد، همانند اُخوّت که اگر زید برادر بکر است بکر نیز برادر زید است و گاهی رابطهای که یک طرف با دیگری دارد غیر از رابطهای است که طرف مقابل با او دارد، مثل اُبُوّت و بُنُوّت که اگر حسن پدر تقی است، تقی پدر حسن نیست، بلکه پسر اوست. اوّلی را که رابطه طرفینی و تأثیر و تأثّر، متقابل است رابطه دوستی و محبت، نصرت و اعانت و امثال آن مینامند چنان که دومی که تأثیر و تأثر در آن، یک جانبه است رابطه سرپرستی و رهبری میگویند. برخی گفتهاند: وِلایت به کسر واو به معنای رابطه نصرت، ولی وَلایت به فتح واو به معنای سرپرستی میآید، لیکن برخی گفتهاند: تفاوتی با هم ندارند و هر دو به معنای سرپرستی میآید. (الوِلایَهُ النُّصْرَهُ، وَ الوَلایَهُ تَوَلِّی الأَمْرِ، وَ قِیلَ: الوِلایَهُ وَ الوَلایَهُ نَحْوُ الدِّلالَهِ وَ الدَّلالَهِ، وَ حَقِیقَتُهُ تَوَلِّی الأَمْرِ.)
[۴] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ص۸۸۵، واژه «ولی».
رابطهای که افراد یک جامعه با هم دارند از سنخ قسم اول و رابطهای که خدای سبحان با مخلوقات خود دارد از سنخ قسم دوم است؛ زیرا خدا میتواند در مخلوقات خود اثر داشته باشد اما مخلوقات نمیتوانند در او اثری داشته باشند و جز تأثیر پذیری، کاری نمیتوانند بکنند. البته خدای سبحان این قسم رابطه ولای سرپرستی را برای پیامبران، ائمّه (علیهمالسلام) و جانشینان آنها جعل کرده است:
(إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ)
[۵] مائده/سوره۵، آیه۵۵.
«سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانی که ایمان آورده، اقامه نماز میکنند و در حال رکوع زکات میپردازند.» چنانکه مراحل پایینتر و ضعیفتر آن را برای حاکم عادل، پدر و مادر و… جعل کرده است.
وظیفه اصلی سرپرست، تدبیر و برنامهریزی است؛ زیرا اگر او تدبیر نکند و فرد، جامعه یا شیء زیر دست خود را بدون برنامهریزی رها کند هرج و مرج لازم میآید. مثلاً اگر حکومت بدون برنامهریزی و تدبیر باشد بخشی از جامعه از پرخوری به رنج میافتد و بخشی دیگر از بیبضاعتی و کمخوری با فقر و مرض دست و پنجه نرم میکند. چنان که ممکن است همان بخش اول نیز گاهی در کمال برخورداری، اسراف و تبذیر باشند و گاهی فقر و فلاکت گریبانگیرشان شود. بنابر این، اولیای نعم کسانی هستند که از برکت آنها نعمتهای الهی تقدیر و اندازهگیری میشود و با تدبیر و برنامهریزی آنها به موجودات میرسد.
۲ – واژهشناسی نِعَم
نِعَم و أنْعُم جمع نعمت است. اصل ماده نعم به معنای خوشگواری در زندگی و نیک حال بودن است، خواه در امور مادی باشد یا در امور معنوی. (طِیبُ عَیْشٍ وَحُسْنُ حالٍ… أَعَمُّ مِنْ أَنْ یَکُونَ فِی مادِّیٍّ أَوْ مَعْنَوِیٍّ، کَما قالَ تَعالى:
(وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَ بَاطِنَهً)
[۶] لقمان/سوره۳۱، آیه۲۰.
)
[۷] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «نعم».
نِعمه بر نوع خاصّی از تنعّم و برخورداری از نیک حالی دلالت میکند، چنان که جِلسه بر نوع خاصی از نشستن دلالت میکند (جلست جِلسه الایمیر) (وَ النِّعْمَهُ کَالْجِلْسَهِ لِلنَّوْعِ، وَ تَدُلُّ عَلَى نَوْعٍ خاصٍّ مِنَ التَّنَعُّمِ.)
[۸] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «نعم».
، مثلاً تألیف قلوب مؤمنان نسبت به یکدیگر نوع خاصی از عیش گواراست که خدای سبحان با اشاره به آن فرمود:
(وَ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ)
[۹] آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۳.
«به یاد آورید نعمت خدا را آن هنگام که دشمن یک دیگر بودید و بین قلبهای شما الفت ایجاد کرد.» چنان که دفع سلطه بیگانه از جامعه اسلامی نیز نوع دیگری از نیکحالی و خوشگواری در زندگی است:
(… اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن یَبْسُطُواْ إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنکُمْ)
[۱۰] مائده/سوره۵، آیه۱۱.
«به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، آن هنگام که گروهی تلاش میکردند تا به شما دست (سلطه) پیدا کنند و (خداوند) دستشان را از شما کوتاه کرد.»
فرق دو جمع (اَنعُم و نِعَم) این است که اَنعُم جمع قلّت است و غالباً در کمتر از ده تا استعمال میشود اما نِعَم جمع کثرت است و در نعمتهای فراوان استعمال میشود.
[۱۱] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، واژه «نعم».
قرآن کریم برای آشنایی بیشتر مخاطبان، به قریهای مثال میزند که دارای اهالی مؤمن باشد و آن اهالی از برخی نعمتهای خدا، همانند امنیت بیرونی: (ءامنه)، امنیت درونی: (مطمئنّه) و روزی فراوان:
(یَأْتِیها رِزْقُها رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکانٍ)
[۱۲] نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۲.
برخوردار باشند، به این نعمتهای الهی کفر بورزند:
(فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
