پاورپوینت کامل سقیفه (فقه سیاسی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سقیفه (فقه سیاسی) دارای ۷۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سقیفه (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سقیفه (فقه سیاسی) :
منبع: پاورپوینت کامل سقیفه (فقه سیاسی)
مقالات مرتبط: سقیفه (مقالات مرتبط).
سقیفه بنى ساعده محل اجتماع انصار مدینه پس از درگذشت پیامبر اسلام بود که براى تعیین جانشین سیاسى او گرد آمدند.
در این نشست، سعد بن عباده از انصار به عنوان گزینه خلافت مطرح شد و مهاجران قریش به رهبری ابوبکر و عمر به آن پیوستند.
انصار بر حق خود در رهبرى تأکید کردند، اما مهاجران با استناد به قرابت قریش با پیامبر، خلافت را حق خود دانستند.
در پایان، ابوبکر با حمایت عمر، ابوعبیده و برخى از انصار، به خلافت برگزیده شد.
علی بن ابیطالب و گروهى از بنیهاشم در آغاز از بیعت خوددارى کردند، اما پس از درگذشت فاطمه زهرا با ابوبکر بیعت نمودند.
واقعه سقیفه از نخستین رخدادهاى سیاسى پس از وفات پیامبر است که پایههاى خلافت در جهان اسلام را شکل داد.
فهرست مندرجات
۱ – تعریف سقیفه
۲ – نحوه سخنرانی سعد بن عباده
۳ – محتوای سخنان سعد بن عباده
۳.۱ – یادآوری نقش انصار در یاری پیامبر
۳.۲ – فضیلت و نقش تاریخی انصار
۴ – مشورت درباره موضع مهاجرین
۵ – حضور مهاجرین در سقیفه
۵.۱ – گفتوگوی معن با عمر
۵.۲ – حرکت به سوی سقیفه
۶ – سخنان ابوبکر
۶.۱ – محتوای سخنرانی ابوبکر
۶.۲ – واکنش ابی عبیده و عمر
۷ – گفتوگوها و مخالفتها
۷.۱ – نظر انصار
۷.۲ – پاسخ ابوبکر
۷.۳ – نظر حباب بن منذر
۷.۴ – پاسخ عمر بن خطاب
۷.۵ – سخن حباب بن منذر
۸ – شکلگیرى بیعت با ابوبکر
۹ – بیعت گرفتن از سعد بن عباده
۱۰ – برخورد با بنىهاشم
۱۱ – گفتوگوى امام على (ع) با ابوبکر و مهاجرین
۱۲ – پایان ماجرا
۱۳ – پانویس
۱۴ – منبع
۱ – تعریف سقیفه
«سقیفه» در لغت عرب به معناى سایبانى است؛ شیوخ عرب را مهمانخانهاى بوده است که افراد قبیله نیز در آن جمع مىشدند و درباره همه امور قبیله گفتوگو مىکردند.
انصار پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از دو قبیله اوس و خزرج بودند که هر دو قبیله در اصل از اهل یمن بودند و اجداد ایشان براى درک حضور پیامبر خاتم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و یارى حضرتش به مدینه آمده بودند.
سقیفه مشهور در تاریخ، محل اجتماع قبیله خزرج از انصار در مدینه بوده است و رییس ایشان سعد بن عباده بوده که براى بیعت با او پس از وفات پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در آن محل اجتماع کرده بودند.
در حالى که جسد مبارک پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بین خاندانش بود و مشغول غسل دادن جسد مطهر آن حضرت بودند.
چون خبر اجتماع سقیفه به گروه پیرو ابوبکر و عمر رسید، ایشان نیز با سرعت به اجتماع سقیفه ملحق شدند.
۲ – نحوه سخنرانی سعد بن عباده
سعد بن عباده، رییس انصار مدینه، (که در آن اجتماع حاضر بود). به فرزندش قیس یا به یکى دیگر از فرزندانش گفت:
«من به دلیل بیمارى که دارم نمیتوانم سخنم را به گوش مردم برسانم، ولى تو سخن مرا بشنو و به گوش مردم برسان.»
به این ترتیب سعد بن عباده سخن مىگفت و فرزندش جمله جمله گفتار او را با صداى رسا و بلند به گوش مردم مىرسانید.
۳ – محتوای سخنان سعد بن عباده
سعد بن عباده در آن روز پس از حمد و ثناى الهى این بود که گفت:
«اى گروه انصار آن سابقه و فضیلتى که شما در دین اسلام دارید هیچیک از قبایل داراى چنین سابقه و فضیلتى نیستند.»
۳.۱ – یادآوری نقش انصار در یاری پیامبر
پیغمبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) بیش از ده سال در میان قوم خود ماند و آنها را به پرستش خداى رحمان و دورى از بتان دعوت نمود و جز اندکى به وى ایمان نیاوردند و به خدا سوگند قدرت نداشتند که از رسول خدا دفاع کنند و آیین او را قدرت بخشند و دشمنان او را دفع کنند.
تا وقتىکه خدا درباره شما بهترین فضیلت را اراده فرمود و این بزرگوارى و کرامت را به سوى شما سوق داد و شما را مخصوص به آیین خود گردانید و ایمان بدو و به رسولش را روزى شما گردانید و نیرومند کردن دین و جهاد با دشمنانش را به دست شما سپرد.
۳.۲ – فضیلت و نقش تاریخی انصار
شما سختترین مردمان در برابر متخلفین بودید و در برابر دشمنان دین کوشاتر از دیگران بودید تا سرانجام خواه ناخواه در برابر فرمان خدا تسلیم شده و گردن نهادند.
خدا به دست شما وعدهاى را که به پیغمبرش داده بود، عملى کرد و عرب در برابر شمشیر شما خاضع شد.
آنگاه خداوند پیغمبر را از میان شما برد در حالى که او از شما خشنود بود و کمال رضایت را داشت، پس متوجه باشید که خلافت او حق مسلم شماست و کار را به دست گیرید و سستى در این باره به خود راه ندهید که شما از هرکسى به آن سزاوارتر و شایستهتر هستید!
سخن سعد بن عباده به پایان رسید و انصار همگى سخن او را پذیرفته و گفتند:
«رأى صحیح و سخن حق همین است و ما از دستور تو سرپیچى نخواهیم کرد و رهبرى را به تو خواهیم سپرد، تو را کفایت نموده و مورد قبول مردمان شایسته و با ایمان نیز خواهى بود.»
۴ – مشورت درباره موضع مهاجرین
پس از این سخنان به گفتوگو پرداختند که اگر مهاجرین از قریش آن را نپذیرفته، بگویند:
«ماییم هجرتکنندگان در دین، اصحاب و یاران نخستین رسول خدا، عشیره و نزدیکان وى، به چه فضیلت و سابقهاى در امر خلافت آن حضرت با ما به ستیز برخاستهاید؟ پاسخ آنها را چه بگوییم؟»
دستهاى گفتند:
«ما بدانها مىگوییم: ما را امیر و فرمانروایى باشد و شما را امیر و فرمانروایى (ما پیرو فرمانرواى خود و شما نیز تابع امیر خود)؟»
ما از آنها جز این را نخواهیم پذیرفت، زیرا همان فضیلتى را که آنها در هجرت دارند ما نیز در جاى دادن به آنها و یارى پیغمبر داریم.
هر چه درباره آنها در کتاب خدا آمده درباره ما نیز آمده و نازل گشته است.
سرانجام هر فضیلتى را که به رخ ما بکشند و بشمارند، ما نیز همانند آن فضیلت را براى آنها شماره خواهیم کرد و ما هرگز حق مسلم خود را به آنها نخواهیم داد.
آخرین گذشت ما همین است که ما را امیر و فرمانروایى باشد و آنها هم براى خود امیرى داشته باشند!
سعد بن عباده که سخن آنها را شنید گفت:
«این نخستین سستى و شکست است!»
۵ – حضور مهاجرین در سقیفه
در این وقت خبر به گوش عمر رسید (و از جریان اجتماع انصار در سقیفه و گفتوگوى سعد بن عباده و مردم دیگر مطلع شد) و بلادرنگ به منزل رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آمده و دید ابوبکر در خانه رسول خدا است و علی (علیهالسلام) به تجهیز رسول خدا مشغول است.
کسىکه خبر انصار را به اطلاع عمر رسانید، معن بن عدی
[۱] حمیری، ابن هشام، سیره ابن هشام، ج۱، ص۴۵۴.
بود که نزد عمر آمد و دست او را گرفته و بدو گفت: «برخیز.»
۵.۱ – گفتوگوی معن با عمر
عمر گفت: «من اکنون سرگرم کارى دگر هستم؟»
معن گفت: «چارهاى نیست و چون عمر از جا برخاست.»
معن گفت: «گروهى از انصار در سقیفه بنى ساعده گرد هم آمده و سعد بن عباده هم در میان ایشان است و آنها به دور او مىچرخند و بدو مىگویند: (امید ما تو و فرزندان توست و جمعى از بزرگان آنها (یعنى قبیله خزرج) نیز با آنها هستند و من ترس آن را دارم که فتنهاى بر پا شود!)
اکنون بنگر تا چه اندیشى و جریان را به برادران مهاجر خود بگو و براى خود فکرى بکنید که اینگونه که من مىبینم دریچه فتنه و آشوب باز شده مگر آنکه خدا آن را مسدود کند و ببندد.»
عمر با شنیدن این خبر سخت نگران شده خود را به ابو بکر رسانید و دست او را گرفته گفت: «برخیز!»
ابوبکر پرسید: «تا رسول خدا را به خاک نسپردهایم، کجا برویم؟ مرا واگذار!»
عمر گفت: «چارهاى نیست باید برخیزى و ما دوباره باز خواهیم گشت.»
۵.۲ – حرکت به سوی سقیفه
ابوبکر به همراه عمر برخاست و چون عمر ماجراى سقیفه را براى او نقل کرد، سخت مضطرب شد و با شتاب تمام به سوى سقیفه آمده و مردانى از اشراف انصار را که سعد بن عباده هم در حال بیمارى در میانشان بود، مشاهده کردند.
۶ – سخنان ابوبکر
عمر خواست لب به سخن بگشاید و مىخواست کار را براى ابوبکر آماده سازد، ولى ابوبکر جلوى او را گرفته و گفت:
«بگذار من سخن گویم و تو نیز هر چه خواستى بعد از من بگوى.»
۶.۱ – محتوای سخنرانی ابوبکر
ابوبکر لب به سخن گشوده و پس از ذکر شهادت گفت:
«خداى عزوجل محمد را به هدایت و دین حق مبعوث فرمود و مردم را به اسلام دعوت کرد و خدا دلها و افکار ما را به او راهنمایى نمود، آن را پذیرفتیم و مردم دیگر به دنبال ما مسلمان شدند و ما عشیره و فامیل رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) هستیم از نظر نسب و نژاد بهترین نسبها را داریم و قریش در هر قبیله از قبایل عرب، پیوندى از خویش دارد.
شما نیز انصار و یاران خدا هستید که پیغمبر خدا را یارى کرده و پشت سر او بودید و برادران ما در کتاب خدا و در دین و در هر خیر دیگرى که ما در آن هستیم، شریک ما هستید و شما محبوبترین مردم در نزد ما و گرامىترین آنها بر ما هستید و از هرکس شایستهتر هستید تا در برابر مقدرات الهى راضى بوده و در مقابل مقامى را که خداوند براى برادران مهاجر شما مقرر فرموده تسلیم باشید، از هر کسى سزاوارترید که به برادران مهاجر خود رشک نبرید، شما همانها هستید که در هنگام سختى از دارایى خود صرفنظر کردید و مهاجران را بر خود مقدم داشته و نسبت به آنها ایثار نمودید.
اکنون نیز سزاوارترید که جلوى شکستن این آیین و به هم ریختگى آن را گرفته و نگذارید که این کار به دست شما انجام شود؟!
من اینک شما را به سوى ابى عبیده و عمر دعوت مىکنم (که یکى از آن دو را به خلافت برگزینید) که من هر دوى آنها را براى خلافت و رهبری پسندیدهام و هر دوى آنها شایستگى آن را دارند.»
۶.۲ – واکنش ابی عبیده و عمر
ابو عبیده و عمر به سخن آمده، گفتند:
«شایسته نیست کسى از تو برتر باشد و تو زیر دست او باشى، تویى یار غار پیغمبر و کسى که رسول خدا تو را مأمور نماز کرد (
[۲] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۸، ص۲۸-۳۵.
و تو شایستهتر به امر خلافت هستى.»
۷ – گفتوگوها و مخالفتها
در ادامه گفتوگو هر کدام نظرات خودشان را بیان کردند و مخالفتهای خود را ابراز کردند که به سخنان هرکدام پرداخته میشود.
۷.۱ – نظر انصار
انصار که چنان دیدند، به سخن آمده گفتند:
«به خدا ما نسبت به خیرى که خداوند به سوى شما سوق داده بر شما رشک نخواهیم برد و هیچکس نزد ما محبوبتر و پسندیدهتر از شما نیست، ولى ما ترس آینده را داریم و بیم آن را داریم که در آینده کسى متصدى خلافت شود و مسلط بر کار شود که نه از ما و نه از شما باشد و از اینرو ما حاضریم با یکى از شما بیعت کنیم، مشروط بر اینکه پس از مرگ او یکى از انصار را به خلافت انتخاب کنیم و چون وى از دنیا رفت یکى از مهاجرین و به همین ترتیب براى همیشه یکى از مهاجر و یکى از انصار متصدى امر خلافت باشد و ضمنا موجب تعدیل خلیفه نیز خواهد شد، زیرا اگر قرشى (و مهاجر) خواست منحرف شود، انصارى جلوى او را مىگیرد و بالعکس.»
۷.۲ – پاسخ ابوبکر
ابوبکر در
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
