پاورپوینت کامل مجازات جنایتکاران بزرگ کربلا


در حال بارگذاری
23 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
19 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مجازات جنایتکاران بزرگ کربلا دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مجازات جنایتکاران بزرگ کربلا،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مجازات جنایتکاران بزرگ کربلا :

منبع: مقتل جامع سیدالشهداء

مقالات مرتبط: پیامدهای قیام عاشورا.

پاورپوینت کامل مجازات جنایتکاران بزرگ کربلا، یکی از مباحث مرتبط به پیامدهای تکوینی و حوادث خارق‌العاده پس از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) است. یکی از مسائل مهم و قابل تامّلِ پس واقعه عاشورا سرنوشت کسانی است که با امام حسین (علیه‌السّلام) جنگیدند. آنان، نه تنها در آخرت، به میزان جرم خود، مجازات خواهند شد، بلکه بخشی از کیفر آنها در همین جهان، دامن‌گیرشان گردید. در منابع شیعی و سنی روایات فراوانی درباره گرفتـار شـدن جنایت‌کاران کربلا به عقوبتهای عجیب دنیوی، پس از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) به چشم می‌خورد. یکی از این مجازاتها، کوتاهی عمر و مرگ با ذلت و خواری بود که دامن‌گیر آنها شد و اکثر جنایت‌کاران بزرگ کربلا همچون ابن زیاد، شمر، خولی، عمر بن سعد، حرمله و … به فاصله اندکی پس از پیروزی قیام مختار، توسط او و یارانش به هلاکت رسیدند.

فهرست مندرجات

۱ – عبیدالله بن زیاد
۱.۱ – دیدن مناظر وحشتناک
۱.۲ – کوتاهی عمر
۱.۳ – تسلط حیوانات بر جسد
۲ – شمر بن ذی الجوشن
۲.۱ – جنایات شمر در کربلا
۲.۲ – مرگ زودرس و دردناک
۲.۳ – مبتلا شدن به نفرین امام
۳ – خولی بن یزید اصبحی
۳.۱ – جنایات خولی در کربلا
۳.۲ – مرگ ذلت بار و زودرس
۴ – عمر بن سعد
۴.۱ – جنایات عمر بن سعد در کربلا
۴.۲ – مرگ و ناکامی از دنیا
۵ – حرمله بن کاهل اسدی
۵.۱ – جنایات حرمله در کربلا
۵.۲ – مجازات و مرگ دردناک
۶ – حکیم بن طفیل طایی سنبسی
۶.۱ – جنایات ابن طفیل در کربلا
۶.۲ – مجازات ابن طفیل توسط شیعیان
۷ – پانویس
۸ – منبع

۱ – عبیدالله بن زیاد

عبیدالله بن زیاد، استاندار کوفه و عراق در زمان واقعـه عاشورا، اصـلـی تـریـن عنـصر جنایت کربلا بعد از یزید بود. او طی نامه‌ای از عمر بن سعد خواست مانع دسترسی سپاه امام به آب شود.

[۱] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج‌۳، ص۱۸۰.

[۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج‌۵، ص۴۱۲.

عبیدالله در نامه‌ای دیگر به عمر بن سعد نوشت که اگر حسین بن علی (علیه‌السّلام) تسلیم شد، او و یارانش را به کوفه، نزد عبیدالله ببرد. در غیر این صورت اگر او یارانش مقاومت کردند آن‌ها را بکشد و اعضای‌شان را ببرد و بر سینه و پشت حسین بن علی (علیه‌السّلام) اسب بدواند.

[۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج‌۳، ص۱۸۳.

[۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج‌۵، ص۴۱۵.

پس از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) و یارانش، با پایان یافتن جنگ، عمر بن سعد خانواد سیدالشهداء را به نزد عبیدالله برد

[۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج‌۵، ص۴۵۵.

[۶] کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۲۰.

و عبیدالله بن زیاد نیز آن‌ها را به اسارت سوی یزید بن معاویه فرستاد.

[۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج‌۵، ص۴۶۳.

این حرکت ابن زیاد موجب برانگیختن خشم بسیاری از مسلمانان به ویژه کوفیان نسبت به وی شد. چنانکه پس از وقوع فاجعه کربلا، مرجانه مادر عبیدالله به او گفت: «ای خبیث! آیا فرزند پیامبر را کشتی؟! مطمئن باش که هرگز بهشت را نخواهی دید».

[۸] ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری متمم الصحابه الطبقه الخامسه، ج۱، ص۵۰۰.

[۹] ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۱۴.

[۱۰] ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۵.

۱.۱ – دیدن مناظر وحشتناک

دیدن مناظر وحشتناک، گونه‌ای از عقوبت‌های دنیوی برای جنایتکاران واقعه عاشورا و چشیدن شـمه‌ای از عذاب آخروی در همین دنیا بود. برای مثال در برخی منابع روایی و تاریخی، از دربان ابن زیاد نقل شده است: «پس از قتل حسین به دنبال ابن زیاد وارد قصر شدم. ناگاه آتشی در برابر چهره اش شعله کشید و او با آستین، آن را پوشاند. سپس از من پرسید: دیدی؟ گفتم: آری. گفت: آنچه را دیدی، پنهان بدار».

[۱۱] طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج۳، ص۱۱۲.

[۱۲] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۵، ص۳۰۹، ح۱۲.

گفتنی است هر چند راوی‌ایـن ماجرا، دربان ابن زیاد است و از این رو وثاقت رجـالی ندارد، با توجه به اینکه نقـل چنین حادثه‌ای توسط یکی از عوامل دشمن، فاقد انگیزه جعـل و کذب است، و نیز با توجه به روایات دیگری که مضمون کلی این روایت را تایید می‌کنند، پذیرش آن امکان پذیر است.

۱.۲ – کوتاهی عمر

پس از پیروزی قیام مختار ثقفی در کوفه، وی ابراهیم بن اشتر را به همراه سپاهی متشکل از بهترین فرماندهان و سربازانش روان جنگ با عبیدالله نمود. در نهایت سپاه ابراهیم توانست با رشادت و از جان گذشتگی، سپاه ابن زیاد را شکست دهد و ابن زیاد توسط ابراهیم بن اشتر کشته شد

[۱۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۲۴-۴۲۵.

[۱۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۶، ص۹۰.

[۱۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۵۵.

[۱۶] مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم، ج۲، ص۱۹۶.

[۱۷] مقدسی، محمد بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۶، ص۲۲.

[۱۸] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۵۹.

در حالی که ۳۷ سال بیشتر سن نداشت.

[۱۹] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۹، ص۳۲۴.

به دستور ابراهیم بن اشتر سر عبیدالله بن زیاد را از تنش جدا کردند و جسدش را به آتش کشیدند.

[۲۰] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۲۶.

پس از آن ابراهیم سرِ عبیدالله را به نزد مختار فرستاد و مختار نیز آن را به سوی امام سجاد (علیه‌السّلام) و محمد بن حنفیه و سایر بنی‌هاشم ارسال کرد.

[۲۱] هاشمی‌بصری، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۷۴.

امام سجاد (علیه‌السّلام) با دیدن سر عبیدالله سجده شکر به جا آورد و برای مختار دعا کرد.

[۲۲] طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص۲۸۰.

۱.۳ – تسلط حیوانات بر جسد

پس از شکست سپاه ابن زیاد از لشکر مختار و کشته شدن خود او، هنگامی که سر ابن زیاد و یارانش را به مسجد کوفه آوردند، ناگاه ماری از میان تمامی سرهای بریده عبور کرد و نـزد ابن زیاد رفت و از یک سوراخ بینی او داخل، و از سوراخ دیگـر خـارج آمد! و این وضعیت دو یا سه بار تکرار شد.

[۲۳] ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، ج۵، ص۶۶۰.

[۲۴] ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۶۱.

[۲۵] ابن بطریق، یحیی بن حسن، العمده، ص۴۰۴.

[۲۶] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۱۵.

[۲۷] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۵، ص۳۰۵.

در گزارش شیخ طوسی از این حادثه آمده است که مار سفیدی از میان همه سرها عبور کرد تا به سر ابن زیاد رسید؛ پس داخل بینی او شد و از گوشش بیرون آمد و باز سر در گوشش کرد و از دهانش خارج شد. در ادامه این گزارش آمده است که مختـار سـر ابن زیاد و بعضی دیگر از قاتلان امام حسین (علیه‌السّلام) را به مکه نزد محمد بن حنفیه فرستاد و سرانجام سر ابن زیاد به دست ابن زبیر رسید. ابن زبیر نیز آن را بر سر چوبی نهاد؛ اما باد آن را‌ انداخت. در این هنگام، ماری از پشت پرده درآمد و بینی آن سر را با دندان گزید. دوباره سر را بر آن چوب نصب کردند؛ اما بازهم باد آن را‌ انداخت و آن مـار مـجـدداً بینی اش را گزید. این داستان تا سه بار تکرار شد و سرانجام ابن زبیر فرمان داد سر را در یکی از دره‌های مکه بیندازند.

[۲۸] طوسی، محمد بن علی، الامالی، ص۲۴۲.

۲ – شمر بن ذی الجوشن

شمر بن ذی الجوشن یکی از بزرگ‌ترین جنایت‌کاران کربلا بود که از روز نخست قیام امام حسین (علیه‌السّلام)، از سردمداران مخالفت با آن حضرت بود و از جمله افرادی بود که از طرف عبیداللّه‌ بن زیاد، حاکم کوفه، مامور شد مردم را از اطراف مسلم بن عقیل پراکنده سازد. او در سخنانی مسلم را فتنه‌گر نامید و کوفیان را از سپاه شام ترساند.

[۲۹] ابو‌مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعه الطف، ص۱۲۴.

[۳۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۶.

[۳۱] ابن اثیر جزری، ابن ‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۴۲.

[۳۲] مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۵۲.

۲.۱ – جنایات شمر در کربلا

پس از آن‌که امام حسین به کربلا رسید، عمر بن سعد، فرمانده لشکر کوفه، قصد جلوگیری از جنگ و خونریزی داشت و به دنبال راه حل مسالمت‌آمیز بود،

[۳۳] ابومخنف الازدی، لوط بن یحیی، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ص۱۰۰.

[۳۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۱۳.

[۳۵] شمس‌الدین ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۸.

[۳۶] ابوالقاسم ابن‌عساکر، علی‌ بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۴۵، ص۵۱.

[۳۷] ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱۱، ص۵۲۷.

[۳۸] مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۸۷-۸۸.

اما شمر، ابن‌ زیاد را، به جنگ با امام تشویق کرد.

[۳۹] ابومخنف الازدی، لوط بن یحیی، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ص۱۰۱.

[۴۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۱۳.

[۴۱] شمس‌الدین ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۸.

[۴۲] ابوالقاسم ابن‌عساکر، علی‌ بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۴۵، ص۵۱.

[۴۳] ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱۱، ص۵۲۷.

[۴۴] ابو‌مخنف الازدی، لوط بن یحیی، وقعه الطف، ص۱۸۷-۱۸۸.

[۴۵] مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۸۸.

سرانجام، ابن‌ سعد دستور ابن‌ زیاد مبنی‌ بر اخذ بیعت از امام حسین یا جنگ با او را پذیرفت و شمر سردار بزرگ سپاه او گردید.

[۴۶] طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ص۴۵۴.

[۴۷] مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۸۹.

[۴۸] ابو‌مخنف الازدی، لوط بن یحیی، وقعه الطف، ص۱۸۹.

[۴۹] ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۱۱، ص۵۲۸.

[۵۰] ابوالقاسم ابن‌عساکر، علی‌ بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۴۵، ص۵۲.

[۵۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۱۴.

[۵۲] ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۹۰.

او که در شهادت برخی از اصحاب امام حسین (علیه‌السّلام) مستقیما نقش داشت،

[۵۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۷.

[۵۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۱-۴۴۲.

[۵۵] ابن ‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ،، ج۴، ص۷۲.

[۵۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۳۸.

[۵۷] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۹۴.

[۵۸] سماوی، محمد بن طاهر، ابصار العین، ج۱، ص۱۷۹-۱۸۱.

[۵۹] محلاتی، ذبیح الله، فرسان الهیجاء، ج۱، ص۲۵۳.

[۶۰] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، صج۶، ص۳۳۴.

[۶۱] ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۹۷.

[۶۲] ابو‌مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعه الطف، ص۱۲۴.

در عصر عاشورا قصد حمله به خیمـه هـای‌امـام حسین را داشت که با نهیب امام حسین (علیه‌السّلام) از آن منصرف شد.

[۶۳] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۵، ص۵۱.

[۶۴] محمدی ری‌شهری، محمد، الصّحیح من مقتل سیّد الشّهداء و اصحابه (علیهم‌السّلام)، ج۱، ص۹۰۲.

[۶۵] سماوی، محمد بن طاهر، ابصار العین فی انصار الحسین (علیه‌السّلام)، ص۳۷.

[۶۶] سید ابن طاووس، علی بن موسی، اللهوف، ص۱۷۱.

[۶۷] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، ج۲، ص۳۸.

[۶۸] ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۱۷.

[۶۹] ابن‌ طاووس، علی بن موسی، الملهوف فی قتلی الطفوف، ص۱۷۱.

[۷۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۰.

برخی منابع او را قاتل امام حسین (علیه‌السّلام) دانسته‌اند؛

[۷۱] سبط ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکره الخواص، ص۲۵۶.

[۷۲] ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم والملوک، ج۵، ص۳۳۷.

[۷۳] ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۳، ص۲۴۷.

[۷۴] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۳.

[۷۵] ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص۷۹.

و برخی گفته‌اند که وی مسئول حمل سرهای شهدا به شام نیز بوده است.

[۷۶] دینوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، ص۲۵۹.

[۷۷] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ج۲، ص۴۴.

[۷۸] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۶.

[۷۹] ابن نما، جعفر بن محمد، مثیرالاحزان، ص۸۴.

[۸۰] سید بن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۸۹.

[۸۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۶.

[۸۲] مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۱۳.

۲.۲ – مرگ زودرس و دردناک

گزارش‌های متعددی گویای آن است که قاتلان یا شرکت کنندگان در قتـل‌ امـام حـسین پس از آن جنایت‌های هولناک، بهره چندانی از عمر خود نبردند و در بهره مندی از آنچه برای نیل بدان، دست به آن جنایتها زده بودند نیز، ناکام ماندند. عبد اللّه بن بدر خَطْمی، از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت کرده است که فرمود: «مَن احَبَّ ان یُبارَکَ فی اجَلِهِ، وَ ان یُمَتَّعَ بِما خَوَّلَهُ اللّه ُ تَعالی فَلیَخلُفنی فی اهلی خِلافَهً حَسَنَهً، وَ مَن لَم یَخلُفنی فیهِم بُتِکَ عُمُرُهُ، وَ وَرَدَ عَلَیَّ یَومَ القِیامَهِ مُسوَدّاً وَجهُهُ.»؛

[۸۳] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ج۲، ص۹۷.

[۸۴] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۳ ص۱۱۶.

[۸۵] متقی هندی، علی، کنز العمال، ج۱۲، ص۹۹.

«هر کس علاقمند است که عمرش طولانی شود و از آنچه خداوند متعالْ نصیب او کرده، بهره ببرد، جانشینی خوب برای من در خانواده‌ام باشد، و هر کس جانشینی مرا در خانواده‌ام به عهده نگیرد، عمرش کوتاه می‌شود و در قیامت، روسیاه نزد من می‌آید».
در پی قیام مختار ثقفی، شمر در جنگ علیه او شرکت کرد اما مختار وی و دیگر امرای اموی را در جنگ جَبّانه السَبیع (از محله‌های کوفه) شکست داد.

[۸۶] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۸.

[۸۷] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۶، ص۴۵.

[۸۸] ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۶۲.

او پس از این جریان، مجبور به فرار شد و از کوفه گریخت امّا در میان راه و در صحرای سوزان میان کوفه و بصره، گرفتار شد و در زد و خوردی کوتاه، زخمی گردید و بر طبق گزارش‌هایی، در همان جا به قتل رسید. پس از فرار شمر، مختار جمعی را به همراه غلام خود (زربی) در پی او فرستاد اما شمر غلام مختار را کشت

[۸۹] ابوحنیفه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۳۰۱-۳۰۲.

[۹۰] امین، سیدمحسن، اصدق الاخبار، ص۶۷.

[۹۱] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۰۷.

[۹۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۶، ص۵۲.

و نامه‌ای برای مصعب ‌بن زبیر فرستاد که آماده جنگ با مختار بود، اما برخی از سپاهیان مختار، شمر را محاصره کردند و در حالی که یارانش گریخته بودند، او را کشتند و سرش را نزد مختار فرستادند و بدنش را پیش سگان‌ انداختند. مختار نیز سر شمر را برای محمد بن حنفیه فرستاد.

[۹۳] ابوحنیفه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۳۰۵.

[۹۴] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۹، ص۲۰۰.

۲.۳ – مبتلا شدن به نفرین امام

جنایات شمر در کربلا به حدّى بود که امام حسین (علیه‌السّلام)، بر اساس برخی گزارشات او را نفرین کرد. سید ابن طاووس در این باره می‌نویسد: «إنَّ شِمرَ بنَ ذِی الجَوشَنِ لَعَنَهُ اللّه ُ حَمَلَ عَلى فُسطاطِ الحُسَینِ علیه السلام فَطَعَنَهُ بِالرُّمحِ، ثُمَّ قالَ: عَلَیَّ بِالنّارِ اُحرِقهُ عَلى مَن فیهِ. فَقالَ لَهُ الحُسَینُ علیه السلام: یَابنَ ذِی الجَوشَنِ، أنتَ الدّاعی بِالنّارِ لِتُحرِقَ عَلى أهلی! أحرَقَکَ اللّه ُ بِالنّارِ»؛ «شمر بن ذى الجوشن ـ که خدا لعنتش کند ـ به خیمه امام حسین (علیه‌السّلام) یورش برد و با نیزه به آن کوبید و آن گاه گفت: آتش بیاورید تا خیمه را با ساکنانش آتش بزنم! امام حسین (علیه‌السّلام) به او فرمود: «اى پسر ذى الجوشن! تو آتش مى‌خواهى تا خانواده مرا بسوزانى؟! خدا به آتش بسوزاندت!»

[۹۵] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۹، ص۱۹۴.

[۹۶] محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۹، ص۱۹۵.

بر همین اساس برخی منابع مرگ او را به گونه دیگری روایت کرده و گفته‌اند: یاران مختار شمر را اسیر کردند و به سوى او فرستادند. مختار هم او را گردن زد و جنازه او را در روغن جوشان انداخت. البته این عقوبت مجازات دنیوی او بوده و در آخرت نیز به آتش عذاب الهی گرفتار خواهد شد. در گزارشی از امالی شیخ طوسی چنین آمده است: «مختار، شمر بن ذی الجوشن را خواست. شمر به بیابان گریخت. خبر فرار او را به ابو عَمره رساندند. ابو عَمره با تعدادی از یارانش در پی شمر روان شد و او با آنها جنگ سختی کرد و زخمی شد و همین باعث ناتوانی او گردید، تا این که ابو عَمره او را دستگیر کرد و برای مختار فرستاد. مختار، گردن او را زد و روغنی را در دیگی به جوش آورد و شمر را در آن‌انداخت و بدنش آش و لاش شد و از هم وا رفت. یکی از وابستگان خاندان حارثه بن مُضَرِّب، سر و صورت او را زیر پا‌ انداخت و لگد کرد.»

۳ – خولی بن یزید اصبحی

خولی بن یزید اصبحی، از دیگر جنایت‌کاران کربلا بود که در قتل و غارت اهل بیت رسول الله نقش بسزایی داشت.

۳.۱ – جنایات خولی در کربلا

خولی بن یزید اصبحی، که در شهادت عثمان بن علی بن ابیطالب

[۹۷] دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۲۵۷.

[۹۸] ابن ‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۷۶.

[۹۹] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۱.

[۱۰۰] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۴۳.

[۱۰۱] مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۰۹.

یا جعفر بن علی بن ابیطالب

[۱۰۲] ابن ‌شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۲۵۵.

[۱۰۳] بحرانی، عبدالله، العوالم الامام الحسین (علیه‌السّلام)، ص۲۸۱.

شـرکت داشـت، طبق نقل برخی از منابع، قاتل سیدالشهداء (علیه‌السّلام) بوده و گفته‌اند کسی که سر امام (علیه‌السّلام) را از بدنش جدا کرد خولی بوده است.

[۱۰۴] ابن ‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۷۴.

[۱۰۵] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۴.

[۱۰۶] کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۱۱۹.

پس از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام)، او به همراه حمید بن مسلم ازدی مامور انتقال سر مبارک امام حسین (علیه‌السّلام) به کوفه بود.

[۱۰۷] ابن ‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۸۱.

[۱۰۸] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۶.

[۱۰۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۴۸.

[۱۱۰] اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۷۹.

منابع تاریخی ماجرا را چنین روایت کرده‌اند که عصر عاشورا عمر سعد، خولی و محمد بن مسلم اَزدی را مامور بردن سر مبارک امام (علیه‌السّلام) به کوفه کرد. آنان خود را به کوفه رساندند تا سر را نزد عبیدالله ببرند؛ اما چون به در قصر رسیدند، آن را بسته یافتند. از این‌رو خولی سر را به منزلش برد و آن را زیر دیگی مخفی کرد. او دو همسر داشت که یکی از آنها از بنی اسد، و دیگری زنی حَضرمی (یمنی) به نام نَوّار دختر مالک بن نهار بن عقرب حضرمی بود. خولی هر شب به خانه یکی از آنها می‌رفت، و آن شب نوبت نَوّار بود. وی می‌گوید: چون خولی سر را زیر دیگ گذاشت و وارد خانه شد تا بخوابد، به او گفتم: چه خبر؟ گفت: برای تو چیزی آورده‌ام که بی‌نیازی روزگار در آن است؛ در این خانه سر حسین (علیه‌السّلام) است. گفتم: وای بر تو؛ مردم با طلا و نقره(از سفر) می‌آیند و تو سر پسر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را برایم آورده‌ای؟! به خدا سوگند از این پس هیچگاه با تو در یک بستر نمی‌آسایم. نوار می‌گوید: من از بستر برخاستم و به سوی خانه زن اسدی رفتم و او را نزد سر آوردم و آن‌گاه به نظاره نشستم. به خدا سوگند ستونی از نور دیدم که از دیگ به سوی آسمان می‌تابید و پرندگان سفیدی را دیدم که در اطراف آن می‌چرخیدند. چون صبح شد، خولی سر را نزد عبیدالله برد.

[۱۱۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۵۵.

[۱۱۲] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ج۲، ص۱۱۴.

[۱۱۳] بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۶.

[۱۱۴] ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۶۰.

۳.۲ – مرگ ذلت بار و زودرس

گزارش‌های متعددی گویای آن است که قاتلان یا شرکت کنندگان در قتـل‌ امـام حـسین پس از آن جنایت‌های هولناک، بهره چندانی از عمر خود نبردند و در بهره مندی از آنچه برای نیل بدان، دست به آن جنایتها زده بودند نیز، ناکام ماندند. عبد اللّه بن بدر خَطْمی، از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت کرده است که فرمود: «مَن احَبَّ ان یُبارَکَ فی اجَلِهِ، وَ ان یُمَتَّعَ بِما خَوَّلَهُ اللّه ُ تَعالی فَلیَخلُفنی فی اهلی خِلافَهً حَسَنَهً، وَ مَن لَم یَخلُفنی فیهِم بُتِکَ عُمُرُهُ، وَ وَرَدَ عَلَیَّ یَومَ القِیامَهِ مُسوَدّاً وَجهُهُ.»؛

[۱۱۵] خوارزمی، موفق

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.