پاورپوینت کامل قَدْر (مفردات‌قرآن)


در حال بارگذاری
10 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل قَدْر (مفردات‌قرآن) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قَدْر (مفردات‌قرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل قَدْر (مفردات‌قرآن) :

منبع: قَدْر (قاموس قرآن (جلد ۵))

مقالات مرتبط: قَدَر (لغات‌قرآن)، قَدْر (مفردات‌نهج‌البلاغه)، قدر.

قَدْر (به فتح قاف و سکون دال) از واژگان قرآن کریم به معنای قدرت، تنگ گرفتن، تقدیر، اندازه‌گیری و اندازه است.
مشتقات قَدْر که در آیات قرآن آمده عبارتند از:

لا یَقْدِرُ (به فتح یاء و سکون قاف) به معنای قادر نیست؛

یَقْدِرُ (به فتح یاء و سکون قاف) به معنای تنگ می‌گیرد؛

قَدْراً (به به فتح قاف و سکون دال) به معنای اندازه‌اى معیّن؛

ما قَدَرُوا (به فتح قاف و دال) به معنای نشناختند؛

قَدَّرَ (به فتح قاف و دال) به معنای مقدّر و تعیین کرد؛

قَدَّرْناهُ‌ (به فتح قاف و دال) به معنای قرار دادیم؛

قَدْرِهِ (به فتح قاف و سکون دال) به معنای بشناسند؛

بِقَدَرٍ (به فتح قاف و دال) به معنای به اندازه؛

بِقَدَرِها (به فتح قاف و دال) به معنای به قدر؛

قَدَّرُوها (به فتح قاف و دال) به معنای به اندازه؛

فَقَدَرْنا (به فتح قاف و دال) به معنای توانایى داشتیم؛

فَقَدَّرَهُ‌ (به فتح فاء، قاف و دال) به معنای اندازه‌گیرى کرد و موزون ساخت؛

قَدِیرٌ (به فتح قاف و کسر دال) به معنای توانا؛

قُدُورٍ (به ضم قاف و دال) به معنای دیگ‌ طعام؛

لَیْلَهِ الْقَدْرِ (به فتح قاف و سکون دال) به معنای شب قدر است.

فهرست مندرجات

۱ – معنای قَدْر
۲ – کاربردها
۲.۱ – لا یَقْدِرُ (آیه ۷۵ سوره نحل)
۲.۲ – یَقْدِرُ (آیه ۲۶ سوره رعد)
۲.۳ – قَدْراً (آیه ۳ سوره طلاق)
۲.۴ – قُدِرَ (آیه ۱۲ سوره قمر)
۲.۵ – قَدَرُوا (آیه ۹۱ سوره انعام)
۲.۶ – قَدْرِهِ (آیه ۷۴ سوره حج)
۲.۷ – قَدَرُوا (آیه ۶۷ سوره زمر)
۲.۸ – قَدَرُهُ‌ (آیه ۲۳۶ سوره بقره)
۲.۹ – بِقَدَرٍ (آیه ۴۹ سوره قمر)
۲.۱۰ – بِقَدَرٍ (آیه ۲۱ سوره حجر)
۲.۱۱ – قَدَرٍ (آیه ۴۰ سوره طه)
۲.۱۲ – قَدَراً (آیه ۳۸ سوره احزاب)
۲.۱۳ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)
۲.۱۴ – بِقَدَرِها (آیه ۱۷ سوره رعد)
۲.۱۵ – قَدَّرَ (آیه ۱۰ سوره فصّلت)
۲.۱۶ – قَدَّرَ (آیه ۱۸ سوره مدثّر)
۲.۱۷ – قَدَّرَ (آیه ۱۹ سوره مدثّر)
۲.۱۸ – قَدَّرَ (آیه ۲۰ سوره مدثّر)
۲.۱۹ – قَدَّرْناهُ‌ (آیه ۳۹ سوره یس)
۲.۲۰ – قَدَّرُوها (آیه ۱۶ سوره انسان)
۲.۲۱ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)
۲.۲۲ – فَقَدَرْنا (آیه ۲۳ سوره مرسلات)
۲.۲۳ – فَقَدَّرَهُ‌ (آیه ۱۹ سوره عبس)
۲.۲۴ – قَدَّرَ (آیه ۳ سوره اعلى)
۲.۲۵ – قَدِیرٌ (آیه ۲۰ سوره بقره)
۲.۲۶ – قُدُورٍ (آیه ۱۳ سوره سباء)
۲.۲۷ – لَیْلَهِ الْقَدْرِ (آیه ۱ سوره قدر)
۲.۲۸ – لَیْلَهُ الْقَدْرِ (آیه ۲ سوره قدر)
۲.۲۹ – لَیْلَهُ الْقَدْرِ (آیه ۳ سوره قدر)
۳ – نزول قرآن
۴ – فضیلت
۴.۱ – لَیْلَهُ الْقَدْرِ (آیه ۳ سوره قدر)
۵ – نزول ملائکه
۶ – قدر معلوم
۶.۱ – بِقَدَرٍ (آیه ۲۱ سوره حجر)
۷ – شب سلامتى
۸ – شب بیست و سوم
۹ – پانویس
۱۰ – منبع

۱ – معنای قَدْر

قَدْر

[۱] قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۲۴۶.

[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۷.

[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۳، ص۴۴۹.

(بر وزن فَلْس) به معنای قدرت است و مُقَدَّرَه به معنى توانایى است.
ایضا قَدْر به معنى تنگ گرفتن است،«قَدَرَ اللّه علیه الرّزق: ضیّقه» این معنى از لفظ «بسط» که در آیات در مقابل قَدْر آمده به خوبى روشن می‌شود.

[۴] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۴، ص۲۸۴.

(اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ)

[۵] رعد/سوره۱۳، آیه۲۶.

«خدا وسعت می‌دهد روزی را به کسی که می‌خواهد و تنگ می‌گیرد به آن‌که می‌خواهد و مصلحت اقتضا می‌کند.»
ایضا قَدْر به معنى تقدیر، اندازه‌گیرى و نیز به معنى اندازه است. راغب گوید: «الْقَدْرُ و التَّقْدِیرُ: تبیین کمّیّه الشّى‌ء»

[۶] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۸.

طبرسی ذیل آیه «لیله القدر»

[۷] قدر/سوره۹۷، آیه۱.

فرموده: قَدْر آن است که شى‌ء با شى‌ء دیگر مساوى باشد بدون زیاده و نقصان.
«قَدَرَ الله هذا الامر یَقْدِرُهُ‌ قَدْراً»

[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۸۵.

یعنى: خدا آن را بر مقداری که مصلحت اقتضا می‌کرد قرار داد.
راجع به‌

(إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ)

مستقلا بحث خواهد شد.
قَدَر (بر وزن فَرَس) به معنای توانایى و اندازه است.
در جوامع الجامع گفته: قَدْر و قَدَر (بر وزن فَلْس و فَرَس) دو لغت‌اند، یعنى به یک معنى‌اند.

[۹] طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۱، ص۲۲۳.

قدر گاهى به معنى وقت مقدّر و مکان مقدّر نیز آید چنان‌که راغب گفته است.

[۱۰] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۹.

تَقْدیربه معنای اندازه‌گیرى و تعیین است.
راغب گفته: تقدیر خدا بر دو وجه است: یکى اعطاء قدرت بر اشیاء، دیگرى آن‌که اشیاء را بر مقدار مخصوص و وجه مخصوص قرار بدهد به اقتضاء حکمت، مثل تقدیر هسته خرما که از آن خرما بروید نه سیب، زیتون و مثل تقدیر منی انسان که از آن انسان‌ به وجود آید نه حیوانات دیگر. پس تقدیر خدا بر دو وجه است یکى حکم به این‌که فلان‌طور باشد یا نباشد … دوم اعطاء قدرت بر اشیاء.

[۱۱] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۸.

قَدیر به معنای توانا و از اسماء حسنی است و چهل و پنج بار در قرآن کریم آمده است‌.
قِدْر به معنای دیگ است. در مفردات گفته: اسم ظرفى است که در آن گوشت می‌پزند.

[۱۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۶۰.

لَیله قَدْر به معنای شب تقدیر، شب اندازه‌گیرى و شب تعیین بعضى از اشیاء است.

۲ – کاربردها

به مواردی از قَدْر که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ – لا یَقْدِرُ (آیه ۷۵ سوره نحل)

(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلى‌ شَیْ‌ءٍ)

[۱۳] نحل/سوره۱۶، آیه۷۵.

«خدا عبد مملوکى را مثل زده که بر چیزى قادر نیست.»

[۱۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۴۳۳.

[۱۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۲۹۹.

[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۱۷.

[۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۷۸.

۲.۲ – یَقْدِرُ (آیه ۲۶ سوره رعد)

(اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ)

[۱۸] رعد/سوره۱۳، آیه۲۶.

«خدا وسعت می‌دهد روزی را به کسی که می‌خواهد و تنگ می‌گیرد به آن‌که می‌خواهد و مصلحت اقتضا می‌کند.»

[۱۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۴۷۵.

[۲۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۳۴۷-۳۴۸.

[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۵۹.

[۲۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۴۶.

۲.۳ – قَدْراً (آیه ۳ سوره طلاق)

(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدْراً)

[۲۳] طلاق/سوره۶۵، آیه۳.

«خدا براى هر چیزى اندازه‌اى معیّن قرار داده است‌.»

[۲۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۵۲۷.

[۲۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۱۴.

[۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۱۰۰.

[۲۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۶۱.

۲.۴ – قُدِرَ (آیه ۱۲ سوره قمر)

(وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‌ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ)

[۲۸] قمر/سوره۵۴، آیه۱۲.

«شکافتیم زمین را چشمه‌هایى پس آب آسمان و زمین به هم رسیدند بر نحوی که تقدیر شده بود بدون زیادت و نقصان.»

[۲۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۱۱۱.

[۳۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۶۸.

[۳۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۲۶.

[۳۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۶.

۲.۵ – قَدَرُوا (آیه ۹۱ سوره انعام)

(وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَ‌ قَدْرِهِ‌ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‌ بَشَرٍ مِنْ شَیْ‌ءٍ)

[۳۳] انعام/سوره۶، آیه۹۱.

در معنى آن گفته‌اند: «خدا را نشناختند حق شناختنش.» یا «خدا را تعظیم نکردند حق تعظیمش.»

[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۳۷۴.

[۳۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۲۶۸.

[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۸، ص۱۸۰.

[۳۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۵۱۵.

هر دو معنا قابل قبول است، از راغب نقل شد که قَدْر بیان کمیّت شى‌ء است.

[۳۸] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۸.

آن در معانى غیر محسوس نیز به کار می‌رود؛ گویند قدر فلان کس و از آن احترام، وقار، عظمت و وزنه اجتماعى اراده می‌کنند، چنان‌که در کتب لغت هست. پس مانعى ندارد که بگوییم: خدا را تعظیم نکردند تعظیم لایق؛ خدا را نشناختند، شناختن لایق.
آیه‌ای‌که نقل شد در ردّ یهود است که براى مقابله با رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌گفتند: اصلا خدا به بشرى وحی نکرده است در ذیل آیه فرموده:

(قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ مُوسى‌.)

[۳۹] انعام/سوره۶، آیه۹۱.

و در صدر فرموده: «خدا را نشناختند حق شناختن (و گرنه می‌دانستند که لازمه خدایى ارسال رسل است و نمی‌گفتند: خدا به انسانى وحى نکرده است).»
«قدرنا» ظاهرا به معنى تقدیر است.

۲.۶ – قَدْرِهِ (آیه ۷۴ سوره حج)

(مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ)

[۴۰] حج/سوره۲۲، آیه۷۴.

(خدا را آن گونه که باید نشناختند؛ خداوند توانا و شکست‌ناپذیر است.)

[۴۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۴۱.

[۴۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۵۷۸.

[۴۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۰۹.

[۴۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۷، ص۲۳.

[۴۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۱۵۲.

۲.۷ – قَدَرُوا (آیه ۶۷ سوره زمر)

(وَ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ)

[۴۶] زمر/سوره۳۹، آیه۶۷.

(آن‌ها خدا را آن گونه که باید بشناسند، نشناختند.)

[۴۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۶۵.

[۴۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۴۴۲.

[۴۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۹۲.

[۵۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۲۱۱.

[۵۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۷۹۱.

۲.۸ – قَدَرُهُ‌ (آیه ۲۳۶ سوره بقره)

(وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ‌ قَدَرُهُ‌ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ‌)

[۵۲] بقره/سوره۲، آیه۲۳۶.

«به زنان متاع دهید ثروتمند به اندازه قدرتش و تنگدست به اندازه توانایش.»

[۵۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۳۶۷.

[۵۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۲۴۵.

[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۴۶.

[۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۵۹۵.

۲.۹ – بِقَدَرٍ (آیه ۴۹ سوره قمر)

(إِنَّا کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقْناهُ‌ بِقَدَرٍ)

[۵۷] قمر/سوره۵۴، آیه۴۹.

«ما هر چیز را به اندازه آفریدیم.»

[۵۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۱۴۰.

[۵۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۸۵.

[۶۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۵۰.

[۶۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۹۴.

۲.۱۰ – بِقَدَرٍ (آیه ۲۱ سوره حجر)

(وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ‌)

[۶۲] حجر/سوره۱۵، آیه۲۱.

«هیچ چیزى نیست مگر آن‌که خزاین آن نزد ماست و جز به اندازه معین نمی‌فرستیم.»

[۶۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۲۰۵.

[۶۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۴۰.

[۶۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۱۷۸.

[۶۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۱۳.

۲.۱۱ – قَدَرٍ (آیه ۴۰ سوره طه)

(ثُمَّ جِئْتَ عَلى‌ قَدَرٍ یا مُوسى‌)

[۶۷] طه/سوره۲۰، آیه۴۰.

صدر آیه مؤیّد آن است یعنى: «اى موسى سپس بر حالی‌که به قدر کافى امتحان شده بودى آمدى و من تو را خاصّه خویش کرده و نبوّت دادم.»

[۶۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۲۱۰-۲۱۱.

[۶۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۵۲.

[۷۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۲۸-۲۹.

[۷۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۱۹.

شاید مراد از «قَدَر» مقدار و اندازه باشد، یعنى مقدار ابتلائات و امتحان‌هایی که به موسی تا رسیدن به نبوّت رخ داده بود. و شاید مراد زمان معیّن باشد یعنى در وقتى آمدى که براى نبوّتت تعیین شده بود.

۲.۱۲ – قَدَراً (آیه ۳۸ سوره احزاب)

(سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ‌ قَدَراً مَقْدُوراً)

[۷۲] احزاب/سوره۳۳، آیه۳۸.

(این سنّت الهى در مورد کسانى که پیش از این بوده‌اند نیز جارى بوده و فرمان خدا روى حساب و تدبیر کاملى است.)

[۷۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۲۳.

[۷۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۶، ص۴۸۵.

[۷۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۳۲۴.

[۷۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۱۳۰.

[۷۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۶.

(«قَدَراً مَقْدُوراً»)

ظاهرا عبارت اخراى‌

(«وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»)

است که در آیه ماقبل واقع شده است.
لذا طبرسی، زمخشری و بیضاوی «قضاء مقضیّا- حکما مبتوتا» گفته‌اند، مقدور بودن امر نسبت به خدا است پس می‌شود آن را حتمى معنى کرد. یعنى: «امر خدا حکم حتمى است و جاى خود را می‌گیرد.»

[۷۸] زمخشری، جارالله، کشاف، ج۳، ص۵۴۴.

[۷۹] بیضاوی، عبدالله بن عمر، تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۳۷۷.

۲.۱۳ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)

(إِلى‌ قَدَرٍ مَعْلُومٍ‌)

[۸۰] مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۲.

که به معنى «وقت معلوم» است.

[۸۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۴۶.

[۸۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۵۳.

[۸۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۲۰۸.

[۸۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۳۲.

۲.۱۴ – بِقَدَرِها (آیه ۱۷ سوره رعد)

(فَسالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِها)

[۸۵] رعد/سوره۱۳، آیه۱۷.

یعنى: «نهرها به قدر وسعتشان جارى شدند.»

[۸۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۴۵۹.

[۸۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۳۳۵.

[۸۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۴۵.

[۸۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۴۰-۴۴۱.

۲.۱۵ – قَدَّرَ (آیه ۱۰ سوره فصّلت)

(وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی أَرْبَعَهِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ‌)

[۹۰] فصّلت/سوره۴۱، آیه۱۰.

یعنى: «در زمین برکت گذاشت و اقوات آن را براى عموم نیازمندان اعمّ از انسان و غیره در چهار دوران مقدّر و تعیین کرد.»

[۹۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۵۵۱.

[۹۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۳۶۴.

[۹۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۲، ص۱۸.

[۹۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۶.

(ببینید: ارض (مفردات‌قرآن))

۲.۱۶ – قَدَّرَ (آیه ۱۸ سوره مدثّر)

(إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ)

[۹۵] مدثّر/سوره۷۴، آیه۱۸.

(او براى مبارزه با قرآن اندیشه کرد و نقشه‌اى شیطانى کشید.)

[۹۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷۶.

[۹۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۱۳۵.

[۹۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۸۶.

[۹۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۶۶.

[۱۰۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۸۵.

مراد از تقدیر همان تعیین و اندازه‌گیرى است که دشمن درباره رسول خدا کرد و گفت: ساحرش بنامید.

۲.۱۷ – قَدَّرَ (آیه ۱۹ سوره مدثّر)

(فَقُتِلَ کَیْفَ‌ قَدَّرَ)

[۱۰۱] مدثّر/سوره۷۴، آیه۱۹.

(مرگ بر او! چگونه نقشه‌اى کشید.)

[۱۰۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۷۶.

[۱۰۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۱۳۵.

[۱۰۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۸۶.

[۱۰۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۶۷.

[۱۰۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۸۵.

۲.۱۸ – قَدَّرَ (آیه ۲۰ سوره مدثّر)

(ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ‌ قَدَّرَ)

[۱۰۷] مدثّر/سوره۷۴، آیه۲۰.

(باز هم مرگ بر او، چگونه نقشه کشید.)

[۱۰۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۷۶.

[۱۰۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۱۳۵.

[۱۱۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۸۶.

[۱۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۶۷.

[۱۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۸۵.

۲.۱۹ – قَدَّرْناهُ‌ (آیه ۳۹ سوره یس)

(وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ‌ مَنازِلَ‌)

[۱۱۳] یس/سوره۳۶، آیه۳۹.

(و براى ماه منزلگاه‌هایى قرار دادیم.)

[۱۱۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۴۲.

[۱۱۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۱۳۲.

[۱۱۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۹۰.

[۱۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۴۰۴.

[۱۱۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۶۶۳.

مراد تعیین منازل ماه است در حرکت خویش که هر روز در نظر بیننده در محلى قرار می‌گیرد.

۲.۲۰ – قَدَّرُوها (آیه ۱۶ سوره انسان)

(وَ یُطافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَهٍ مِنْ فِضَّهٍ وَ أَکْوابٍ کانَتْ قَوارِیرَا • قَوارِیرَا مِنْ فِضَّهٍ قَدَّرُوها تَقْدِیراً)

[۱۱۹] انسان/سوره۷۶، آیه۱۵-۱۶.

(و در گرداگرد آن‌ها ظرف‌هایى سیمین و قدح‌هایى بلورین مى‌گردانند، پر از بهترین غذاها و نوشیدنی‌ها، ظرف‌هاى بلورینى از نقره شفاف، که آن‌ها را به اندازه مناسب آماده کرده‌اند.)

[۱۲۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷۹.

[۱۲۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۰۷.

[۱۲۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۲۹.

[۱۲۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۱۷۵.

[۱۲۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۲۲.

فاعل «قدّروا» ممکن است اهل بهشت باشد یعنى ظرف‌ها و اکواب را اندازه‌گیرى کرده‌اند که از آن اندازه کم و زیاد نیست و ممکن است به خدمتکاران و «طائفین» برگردد که آن‌ها اندازه کرده‌اند.

۲.۱۳ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)

(إِلى‌ قَدَرٍ مَعْلُومٍ)

[۱۲۵] مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۲.

(تا مدّتى معیّن.)

[۱۲۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۸۱.

[۱۲۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۴۶.

[۱۲۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۵۳.

[۱۲۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۲۰۸.

[۱۳۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۳۲.

۲.۲۲ – فَقَدَرْنا (آیه ۲۳ سوره مرسلات)

(فَقَدَرْنا فَنِعْمَ‌ الْقادِرُونَ‌)

[۱۳۱] مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۳.

(ما توانایى بر این کار داشتیم، پس ما چه تواناى خوبى هستیم و امر معاد براى ما آسان است.)

[۱۳۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۸۱.

[۱۳۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۴۶.

<

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.