پاورپوینت کامل قَدْر (مفرداتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قَدْر (مفرداتقرآن) دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قَدْر (مفرداتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قَدْر (مفرداتقرآن) :
منبع: قَدْر (قاموس قرآن (جلد ۵))
مقالات مرتبط: قَدَر (لغاتقرآن)، قَدْر (مفرداتنهجالبلاغه)، قدر.
قَدْر (به فتح قاف و سکون دال) از واژگان قرآن کریم به معنای قدرت، تنگ گرفتن، تقدیر، اندازهگیری و اندازه است.
مشتقات قَدْر که در آیات قرآن آمده عبارتند از:
لا یَقْدِرُ (به فتح یاء و سکون قاف) به معنای قادر نیست؛
یَقْدِرُ (به فتح یاء و سکون قاف) به معنای تنگ میگیرد؛
قَدْراً (به به فتح قاف و سکون دال) به معنای اندازهاى معیّن؛
ما قَدَرُوا (به فتح قاف و دال) به معنای نشناختند؛
قَدَّرَ (به فتح قاف و دال) به معنای مقدّر و تعیین کرد؛
قَدَّرْناهُ (به فتح قاف و دال) به معنای قرار دادیم؛
قَدْرِهِ (به فتح قاف و سکون دال) به معنای بشناسند؛
بِقَدَرٍ (به فتح قاف و دال) به معنای به اندازه؛
بِقَدَرِها (به فتح قاف و دال) به معنای به قدر؛
قَدَّرُوها (به فتح قاف و دال) به معنای به اندازه؛
فَقَدَرْنا (به فتح قاف و دال) به معنای توانایى داشتیم؛
فَقَدَّرَهُ (به فتح فاء، قاف و دال) به معنای اندازهگیرى کرد و موزون ساخت؛
قَدِیرٌ (به فتح قاف و کسر دال) به معنای توانا؛
قُدُورٍ (به ضم قاف و دال) به معنای دیگ طعام؛
لَیْلَهِ الْقَدْرِ (به فتح قاف و سکون دال) به معنای شب قدر است.
فهرست مندرجات
۱ – معنای قَدْر
۲ – کاربردها
۲.۱ – لا یَقْدِرُ (آیه ۷۵ سوره نحل)
۲.۲ – یَقْدِرُ (آیه ۲۶ سوره رعد)
۲.۳ – قَدْراً (آیه ۳ سوره طلاق)
۲.۴ – قُدِرَ (آیه ۱۲ سوره قمر)
۲.۵ – قَدَرُوا (آیه ۹۱ سوره انعام)
۲.۶ – قَدْرِهِ (آیه ۷۴ سوره حج)
۲.۷ – قَدَرُوا (آیه ۶۷ سوره زمر)
۲.۸ – قَدَرُهُ (آیه ۲۳۶ سوره بقره)
۲.۹ – بِقَدَرٍ (آیه ۴۹ سوره قمر)
۲.۱۰ – بِقَدَرٍ (آیه ۲۱ سوره حجر)
۲.۱۱ – قَدَرٍ (آیه ۴۰ سوره طه)
۲.۱۲ – قَدَراً (آیه ۳۸ سوره احزاب)
۲.۱۳ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)
۲.۱۴ – بِقَدَرِها (آیه ۱۷ سوره رعد)
۲.۱۵ – قَدَّرَ (آیه ۱۰ سوره فصّلت)
۲.۱۶ – قَدَّرَ (آیه ۱۸ سوره مدثّر)
۲.۱۷ – قَدَّرَ (آیه ۱۹ سوره مدثّر)
۲.۱۸ – قَدَّرَ (آیه ۲۰ سوره مدثّر)
۲.۱۹ – قَدَّرْناهُ (آیه ۳۹ سوره یس)
۲.۲۰ – قَدَّرُوها (آیه ۱۶ سوره انسان)
۲.۲۱ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)
۲.۲۲ – فَقَدَرْنا (آیه ۲۳ سوره مرسلات)
۲.۲۳ – فَقَدَّرَهُ (آیه ۱۹ سوره عبس)
۲.۲۴ – قَدَّرَ (آیه ۳ سوره اعلى)
۲.۲۵ – قَدِیرٌ (آیه ۲۰ سوره بقره)
۲.۲۶ – قُدُورٍ (آیه ۱۳ سوره سباء)
۲.۲۷ – لَیْلَهِ الْقَدْرِ (آیه ۱ سوره قدر)
۲.۲۸ – لَیْلَهُ الْقَدْرِ (آیه ۲ سوره قدر)
۲.۲۹ – لَیْلَهُ الْقَدْرِ (آیه ۳ سوره قدر)
۳ – نزول قرآن
۴ – فضیلت
۴.۱ – لَیْلَهُ الْقَدْرِ (آیه ۳ سوره قدر)
۵ – نزول ملائکه
۶ – قدر معلوم
۶.۱ – بِقَدَرٍ (آیه ۲۱ سوره حجر)
۷ – شب سلامتى
۸ – شب بیست و سوم
۹ – پانویس
۱۰ – منبع
۱ – معنای قَدْر
قَدْر
[۱] قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۲۴۶.
[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۷.
[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۳، ص۴۴۹.
(بر وزن فَلْس) به معنای قدرت است و مُقَدَّرَه به معنى توانایى است.
ایضا قَدْر به معنى تنگ گرفتن است،«قَدَرَ اللّه علیه الرّزق: ضیّقه» این معنى از لفظ «بسط» که در آیات در مقابل قَدْر آمده به خوبى روشن میشود.
[۴] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۴، ص۲۸۴.
(اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ)
[۵] رعد/سوره۱۳، آیه۲۶.
«خدا وسعت میدهد روزی را به کسی که میخواهد و تنگ میگیرد به آنکه میخواهد و مصلحت اقتضا میکند.»
ایضا قَدْر به معنى تقدیر، اندازهگیرى و نیز به معنى اندازه است. راغب گوید: «الْقَدْرُ و التَّقْدِیرُ: تبیین کمّیّه الشّىء»
[۶] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۸.
طبرسی ذیل آیه «لیله القدر»
[۷] قدر/سوره۹۷، آیه۱.
فرموده: قَدْر آن است که شىء با شىء دیگر مساوى باشد بدون زیاده و نقصان.
«قَدَرَ الله هذا الامر یَقْدِرُهُ قَدْراً»
[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۸۵.
یعنى: خدا آن را بر مقداری که مصلحت اقتضا میکرد قرار داد.
راجع به
(إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ)
مستقلا بحث خواهد شد.
قَدَر (بر وزن فَرَس) به معنای توانایى و اندازه است.
در جوامع الجامع گفته: قَدْر و قَدَر (بر وزن فَلْس و فَرَس) دو لغتاند، یعنى به یک معنىاند.
[۹] طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۱، ص۲۲۳.
قدر گاهى به معنى وقت مقدّر و مکان مقدّر نیز آید چنانکه راغب گفته است.
[۱۰] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۹.
تَقْدیربه معنای اندازهگیرى و تعیین است.
راغب گفته: تقدیر خدا بر دو وجه است: یکى اعطاء قدرت بر اشیاء، دیگرى آنکه اشیاء را بر مقدار مخصوص و وجه مخصوص قرار بدهد به اقتضاء حکمت، مثل تقدیر هسته خرما که از آن خرما بروید نه سیب، زیتون و مثل تقدیر منی انسان که از آن انسان به وجود آید نه حیوانات دیگر. پس تقدیر خدا بر دو وجه است یکى حکم به اینکه فلانطور باشد یا نباشد … دوم اعطاء قدرت بر اشیاء.
[۱۱] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۸.
قَدیر به معنای توانا و از اسماء حسنی است و چهل و پنج بار در قرآن کریم آمده است.
قِدْر به معنای دیگ است. در مفردات گفته: اسم ظرفى است که در آن گوشت میپزند.
[۱۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۶۰.
لَیله قَدْر به معنای شب تقدیر، شب اندازهگیرى و شب تعیین بعضى از اشیاء است.
۲ – کاربردها
به مواردی از قَدْر که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
۲.۱ – لا یَقْدِرُ (آیه ۷۵ سوره نحل)
(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلى شَیْءٍ)
[۱۳] نحل/سوره۱۶، آیه۷۵.
«خدا عبد مملوکى را مثل زده که بر چیزى قادر نیست.»
[۱۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۴۳۳.
[۱۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۲۹۹.
[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۱۷.
[۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۷۸.
۲.۲ – یَقْدِرُ (آیه ۲۶ سوره رعد)
(اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ)
[۱۸] رعد/سوره۱۳، آیه۲۶.
«خدا وسعت میدهد روزی را به کسی که میخواهد و تنگ میگیرد به آنکه میخواهد و مصلحت اقتضا میکند.»
[۱۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۴۷۵.
[۲۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۳۴۷-۳۴۸.
[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۵۹.
[۲۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۴۶.
۲.۳ – قَدْراً (آیه ۳ سوره طلاق)
(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً)
[۲۳] طلاق/سوره۶۵، آیه۳.
«خدا براى هر چیزى اندازهاى معیّن قرار داده است.»
[۲۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۵۲۷.
[۲۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۱۴.
[۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۱۰۰.
[۲۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۶۱.
۲.۴ – قُدِرَ (آیه ۱۲ سوره قمر)
(وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ)
[۲۸] قمر/سوره۵۴، آیه۱۲.
«شکافتیم زمین را چشمههایى پس آب آسمان و زمین به هم رسیدند بر نحوی که تقدیر شده بود بدون زیادت و نقصان.»
[۲۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۱۱۱.
[۳۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۶۸.
[۳۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۲۶.
[۳۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۶.
۲.۵ – قَدَرُوا (آیه ۹۱ سوره انعام)
(وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ)
[۳۳] انعام/سوره۶، آیه۹۱.
در معنى آن گفتهاند: «خدا را نشناختند حق شناختنش.» یا «خدا را تعظیم نکردند حق تعظیمش.»
[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۳۷۴.
[۳۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۲۶۸.
[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۸، ص۱۸۰.
[۳۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۵۱۵.
هر دو معنا قابل قبول است، از راغب نقل شد که قَدْر بیان کمیّت شىء است.
[۳۸] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۵۸.
آن در معانى غیر محسوس نیز به کار میرود؛ گویند قدر فلان کس و از آن احترام، وقار، عظمت و وزنه اجتماعى اراده میکنند، چنانکه در کتب لغت هست. پس مانعى ندارد که بگوییم: خدا را تعظیم نکردند تعظیم لایق؛ خدا را نشناختند، شناختن لایق.
آیهایکه نقل شد در ردّ یهود است که براى مقابله با رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) میگفتند: اصلا خدا به بشرى وحی نکرده است در ذیل آیه فرموده:
(قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ مُوسى.)
[۳۹] انعام/سوره۶، آیه۹۱.
و در صدر فرموده: «خدا را نشناختند حق شناختن (و گرنه میدانستند که لازمه خدایى ارسال رسل است و نمیگفتند: خدا به انسانى وحى نکرده است).»
«قدرنا» ظاهرا به معنى تقدیر است.
۲.۶ – قَدْرِهِ (آیه ۷۴ سوره حج)
(مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ)
[۴۰] حج/سوره۲۲، آیه۷۴.
(خدا را آن گونه که باید نشناختند؛ خداوند توانا و شکستناپذیر است.)
[۴۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۴۱.
[۴۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۵۷۸.
[۴۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۰۹.
[۴۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۷، ص۲۳.
[۴۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۱۵۲.
۲.۷ – قَدَرُوا (آیه ۶۷ سوره زمر)
(وَ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ)
[۴۶] زمر/سوره۳۹، آیه۶۷.
(آنها خدا را آن گونه که باید بشناسند، نشناختند.)
[۴۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۶۵.
[۴۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۴۴۲.
[۴۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۹۲.
[۵۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۲۱۱.
[۵۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۷۹۱.
۲.۸ – قَدَرُهُ (آیه ۲۳۶ سوره بقره)
(وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ)
[۵۲] بقره/سوره۲، آیه۲۳۶.
«به زنان متاع دهید ثروتمند به اندازه قدرتش و تنگدست به اندازه توانایش.»
[۵۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۳۶۷.
[۵۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۲۴۵.
[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۳، ص۴۶.
[۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۵۹۵.
۲.۹ – بِقَدَرٍ (آیه ۴۹ سوره قمر)
(إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ)
[۵۷] قمر/سوره۵۴، آیه۴۹.
«ما هر چیز را به اندازه آفریدیم.»
[۵۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۱۴۰.
[۵۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۸۵.
[۶۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۵۰.
[۶۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۹۴.
۲.۱۰ – بِقَدَرٍ (آیه ۲۱ سوره حجر)
(وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ)
[۶۲] حجر/سوره۱۵، آیه۲۱.
«هیچ چیزى نیست مگر آنکه خزاین آن نزد ماست و جز به اندازه معین نمیفرستیم.»
[۶۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۲۰۵.
[۶۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۴۰.
[۶۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۱۷۸.
[۶۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۱۳.
۲.۱۱ – قَدَرٍ (آیه ۴۰ سوره طه)
(ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ یا مُوسى)
[۶۷] طه/سوره۲۰، آیه۴۰.
صدر آیه مؤیّد آن است یعنى: «اى موسى سپس بر حالیکه به قدر کافى امتحان شده بودى آمدى و من تو را خاصّه خویش کرده و نبوّت دادم.»
[۶۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۲۱۰-۲۱۱.
[۶۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۵۲.
[۷۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۲۸-۲۹.
[۷۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۱۹.
شاید مراد از «قَدَر» مقدار و اندازه باشد، یعنى مقدار ابتلائات و امتحانهایی که به موسی تا رسیدن به نبوّت رخ داده بود. و شاید مراد زمان معیّن باشد یعنى در وقتى آمدى که براى نبوّتت تعیین شده بود.
۲.۱۲ – قَدَراً (آیه ۳۸ سوره احزاب)
(سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً)
[۷۲] احزاب/سوره۳۳، آیه۳۸.
(این سنّت الهى در مورد کسانى که پیش از این بودهاند نیز جارى بوده و فرمان خدا روى حساب و تدبیر کاملى است.)
[۷۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۲۳.
[۷۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۶، ص۴۸۵.
[۷۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۳۲۴.
[۷۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۱۳۰.
[۷۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۶.
(«قَدَراً مَقْدُوراً»)
ظاهرا عبارت اخراى
(«وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»)
است که در آیه ماقبل واقع شده است.
لذا طبرسی، زمخشری و بیضاوی «قضاء مقضیّا- حکما مبتوتا» گفتهاند، مقدور بودن امر نسبت به خدا است پس میشود آن را حتمى معنى کرد. یعنى: «امر خدا حکم حتمى است و جاى خود را میگیرد.»
[۷۸] زمخشری، جارالله، کشاف، ج۳، ص۵۴۴.
[۷۹] بیضاوی، عبدالله بن عمر، تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۳۷۷.
۲.۱۳ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)
(إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ)
[۸۰] مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۲.
که به معنى «وقت معلوم» است.
[۸۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۴۶.
[۸۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۵۳.
[۸۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۲۰۸.
[۸۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۳۲.
۲.۱۴ – بِقَدَرِها (آیه ۱۷ سوره رعد)
(فَسالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِها)
[۸۵] رعد/سوره۱۳، آیه۱۷.
یعنى: «نهرها به قدر وسعتشان جارى شدند.»
[۸۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۴۵۹.
[۸۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۳۳۵.
[۸۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۴۵.
[۸۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۴۰-۴۴۱.
۲.۱۵ – قَدَّرَ (آیه ۱۰ سوره فصّلت)
(وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی أَرْبَعَهِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ)
[۹۰] فصّلت/سوره۴۱، آیه۱۰.
یعنى: «در زمین برکت گذاشت و اقوات آن را براى عموم نیازمندان اعمّ از انسان و غیره در چهار دوران مقدّر و تعیین کرد.»
[۹۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۵۵۱.
[۹۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۳۶۴.
[۹۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۲، ص۱۸.
[۹۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۶.
(ببینید: ارض (مفرداتقرآن))
۲.۱۶ – قَدَّرَ (آیه ۱۸ سوره مدثّر)
(إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ)
[۹۵] مدثّر/سوره۷۴، آیه۱۸.
(او براى مبارزه با قرآن اندیشه کرد و نقشهاى شیطانى کشید.)
[۹۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷۶.
[۹۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۱۳۵.
[۹۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۸۶.
[۹۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۶۶.
[۱۰۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۸۵.
مراد از تقدیر همان تعیین و اندازهگیرى است که دشمن درباره رسول خدا کرد و گفت: ساحرش بنامید.
۲.۱۷ – قَدَّرَ (آیه ۱۹ سوره مدثّر)
(فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ)
[۱۰۱] مدثّر/سوره۷۴، آیه۱۹.
(مرگ بر او! چگونه نقشهاى کشید.)
[۱۰۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷۶.
[۱۰۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۱۳۵.
[۱۰۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۸۶.
[۱۰۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۶۷.
[۱۰۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۸۵.
۲.۱۸ – قَدَّرَ (آیه ۲۰ سوره مدثّر)
(ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ)
[۱۰۷] مدثّر/سوره۷۴، آیه۲۰.
(باز هم مرگ بر او، چگونه نقشه کشید.)
[۱۰۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷۶.
[۱۰۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۱۳۵.
[۱۱۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۸۶.
[۱۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۶۷.
[۱۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۸۵.
۲.۱۹ – قَدَّرْناهُ (آیه ۳۹ سوره یس)
(وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ)
[۱۱۳] یس/سوره۳۶، آیه۳۹.
(و براى ماه منزلگاههایى قرار دادیم.)
[۱۱۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۴۲.
[۱۱۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۱۳۲.
[۱۱۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۹۰.
[۱۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۴۰۴.
[۱۱۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۶۶۳.
مراد تعیین منازل ماه است در حرکت خویش که هر روز در نظر بیننده در محلى قرار میگیرد.
۲.۲۰ – قَدَّرُوها (آیه ۱۶ سوره انسان)
(وَ یُطافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَهٍ مِنْ فِضَّهٍ وَ أَکْوابٍ کانَتْ قَوارِیرَا • قَوارِیرَا مِنْ فِضَّهٍ قَدَّرُوها تَقْدِیراً)
[۱۱۹] انسان/سوره۷۶، آیه۱۵-۱۶.
(و در گرداگرد آنها ظرفهایى سیمین و قدحهایى بلورین مىگردانند، پر از بهترین غذاها و نوشیدنیها، ظرفهاى بلورینى از نقره شفاف، که آنها را به اندازه مناسب آماده کردهاند.)
[۱۲۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷۹.
[۱۲۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۰۷.
[۱۲۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۲۹.
[۱۲۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۱۷۵.
[۱۲۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۲۲.
فاعل «قدّروا» ممکن است اهل بهشت باشد یعنى ظرفها و اکواب را اندازهگیرى کردهاند که از آن اندازه کم و زیاد نیست و ممکن است به خدمتکاران و «طائفین» برگردد که آنها اندازه کردهاند.
۲.۱۳ – قَدَرٍ (آیه ۲۲ سوره مرسلات)
(إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ)
[۱۲۵] مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۲.
(تا مدّتى معیّن.)
[۱۲۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۸۱.
[۱۲۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۴۶.
[۱۲۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۵۳.
[۱۲۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۲۰۸.
[۱۳۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۶۳۲.
۲.۲۲ – فَقَدَرْنا (آیه ۲۳ سوره مرسلات)
(فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ)
[۱۳۱] مرسلات/سوره۷۷، آیه۲۳.
(ما توانایى بر این کار داشتیم، پس ما چه تواناى خوبى هستیم و امر معاد براى ما آسان است.)
[۱۳۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۸۱.
[۱۳۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۴۶.
<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
