پاورپوینت کامل فقه روایی (فقه سیاسی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل فقه روایی (فقه سیاسی) دارای ۱۱۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فقه روایی (فقه سیاسی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل فقه روایی (فقه سیاسی) :
منبع: پاورپوینت کامل فقه روایی (فقه سیاسی)
مقالات مرتبط: فقه (مقالات مرتبط).
فقه روایی مرحلهای از تطور فقه شیعه است که بر نقل و تدوین احادیث اهل بیت (علیهالسلام) استوار است.
این دوره از زمان پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) تا پایان عصر حضور ائمه اطهار (علیهالسلام) را دربر میگیرد.
در این دوران، شریعت اسلامی از طریق وحی و تبیین معصومان (علیهالسلام) شکل نهایی خود را یافت.
امام علی (علیهالسلام) نخستین تدوینکننده احکام اسلامی بود و آثار مکتوبی چون «کتاب علی» را پدید آورد.
در زمان امامان باقر و صادق (علیهالسلام)، فقه و حدیث شیعی به اوج شکوفایی علمی رسید.
ثمره این دوره در مجموعههایی چون «اصول اربعمائه» و سپس در چهار کتاب حدیثی معتبر شیعه تبلور یافت.
با آغاز غیبت کبری در سال (۳۲۹ هـ.ق)، فقه روایی جای خود را به فقه اجتهادی داد.
فهرست مندرجات
۱ – فقه روایى و عصر صدور
۲ – مراحل عصر صدور
۲.۱ – عصر پیامبر (ص)
۲.۲ – عصر ائمه اطهار (ع)
۳ – عصر تشریع
۳.۱ – تبلیغ کامل قرآن
۳.۲ – تبلیغ سنت
۴ – تدوین و املا توسط امام على (ع)
۴.۱ – روایت کلینی در کتاب کافی
۴.۲ – «کتاب علی» و استمرار دانش
۴.۳ – ویژگیهای کتاب علی
۴.۴ – اهمیت تاریخی و علمی
۵ – عصر تبیین نص و پاسدارى از آن
۶ – انواع راویان و نحوه نگهداری احادیث
۶.۱ – منافقان
۶.۲ – راویان خطاکار غیرعمدی
۶.۳ – راویان منسوخات
۶.۴ – راویان امین و دقیق
۶.۵ – تفاوت فهم و تفسیر احادیث
۶.۶ – رهنمودهای امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
۷ – اهمیت اهل بیت در حفظ علوم و احادیث
۷.۱ – مجالس علمی و روش تدریس ائمه
۷.۲ – ایگاه اهل بیت نزد علما و فقها
۷.۳ – تأثیر ائمه بر دیگر فقها و مذاهب
۷.۴ – گستردگی علوم در مدرسه اهل بیت
۸ – شاگردان برجسته اهل بیت
۸.۱ – نقش شاگردان در حفظ و نشر علوم اهل بیت
۸.۲ – گستردگی دانش و آثار علمی
۸.۳ – جمعآوری و ثبت احادیث
۸.۴ – رونق و گسترش مکتب اهل بیت
۸.۵ – پیامدهای محدودیتها
۹ – تعداد راویان و آثار کتابخانهای
۱۰ – دستهبندی کتابهای حدیثی
۱۰.۱ – کتابهای اصول
۱۰.۲ – کتابهای غیر اصول
۱۰.۳ – وضعیت نسخههای اصول
۱۰.۴ – مجموعههای بزرگ حدیثی اصول
۱۰.۵ – جمعآوری و تکمیل احادیث احکام
۱۱ – پایان عصر صدور و آغاز عصر فقه اجتهادى
۱۲ – ویژگیهای فقاهت در عصر صدور (عصر اول)
۱۳ – محدودیت فقاهت در عصر صدور نص
۱۴ – پانویس
۱۵ – منبع
۱ – فقه روایى و عصر صدور
فقه مبتنى بر احادیث و روایات را فقه روایى گویند که در مقابل فقه اجتهادى به کار مىرود.
فقه روایى یکى از مراحل تکامل فقه شیعه به شمار مىآید که به عصر صدور هم معروف است.
۲ – مراحل عصر صدور
مرحله فقه روایى یا عصر صدور خود به دو عصر تقسیم مىشود:
۲.۱ – عصر پیامبر (ص)
عصر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) که عصر تشریع و تکمیل شریعت از راه وحی است.
آیه کریمه
(الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ…)
[۱] مائده/سوره۵، آیه۳.
خبر از تکمیل شریعت در این عصر مىدهد.
۲.۲ – عصر ائمه اطهار (ع)
ب: عصر ائمه اطهار (علیهالسلام) از امام على امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تا امام دوازدهم (علیهالسلام) که عصر نگهدارى و تبیین شریعت است.
به این ترتیب، عصر صدور نص و بیان شرعى در فقه اهل بیت (علیهالسلام) تا اوایل سده (چهارم هـ.ق) امتداد داشته است.
از این جهت حجم بزرگ و بسندهاى از نصوص شرعى براى این فقه فراهم آمده که آن را بر استخراج حکم هر باب و هر مسئلهاى براساس نص و بیان شرعى، توانا کرده است.
۳ – عصر تشریع
عصر تشریع – عصر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) – این عصر در بردارنده بیست و سه سالى است که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به تکلیف خود در تشریع شریعت اسلامى عمل کرد و به بهترین وجه آن را به اتمام رسانید.
پیامبر از دنیا رحلت نکرد، مگر پس از آن که پایههاى تشریع اسلامى را به روشهاى زیر استوار کرد:
۳.۱ – تبلیغ کامل قرآن
تبلیغ کامل قرآن به مردم و دستور نوشتن و گردآورى و ضبط آیات آن را میداد.
نظریه اثبات شده و درست درباره گرد آورى قرآن، آن است که قرآن در زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و به فرمان ایشان گردآورى شده است.
در کتابهایى که در باب آیات الاحکام تألیف شده، معروف است، آیاتى از قرآن کریم که درباره احکام است (آیات الاحکام)، حدود پانصد آیه بوده که همه یا بیشتر ابواب موجود در فقه را پوشش مىدهد.
اما فقها در کتب استدلالى فقه به آیاتى استدلال کردهاند که در کتابهاى آیات الاحکام به آنها اشاره نشده و از آیات الاحکام به شمار نیامدهاند.
آیات الاحکام گاهى به صورت تفصیلى و با نص صریح، گاه به صورت کلى و اجمالى و گاه به صورت اشاره به بیان احکام تشریعی پرداختهاند.
۳.۲ – تبلیغ سنت
تبلیغ سنت: سنت عبارت است از احادیثى که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) براى تعلیم احکام واجب و حرام و مکروه و مستحب به امت و براى تبیین احکام عبادات و عقود و ایقاعات و جهاد و حدود و قصاص و دیات و دیگر امورى که شخصا اقامه مىکردند، یا دیگران را به اقامه آن فرمان مىدادند، بیان کردهاند.
[۲] سبحانی تبریزی، جعفر، تاریخ الفقه الاسلامى، ص۸۲.
مجموع احادیث از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، بسیار زیاد است.
کمیّت این احادیث نزد اهل بیت (علیهالسلام) چندان است که مىتواند همه نیازهاى فقه را پوشش دهد و همه نیازهاى زندگى انسان را به نحو خصوص و تصریح یا از راه قواعد کفى، شامل شود.
همانگونه که پیشتر گفتیم این احادیث نزد همه صحابه و کسانى که در آن عصر زندگى مىکردند، وجود نداشت، بلکه فقط نزد امام علی (علیهالسلام) و عترت پاک پیامبر بود.
۴ – تدوین و املا توسط امام على (ع)
امام على (علیهالسلام) در زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، قرآن کریم و سنت شریف را به طور کامل تدوین کرده بود، روایات بسیار و نیز کتب تاریخ به این حقیقت اشاره دارند.
در اینجا روایتى را که کلینی در کتاب کافی با سند معتبر از خود امام على (علیهالسلام) نقل کرده است، مىآوریم.
۴.۱ – روایت کلینی در کتاب کافی
امام در ضمن حدیثى طولانى مىفرماید: مدتى هر روز و هر شب در اوقات معیّنى بر رسول خدا وارد مىشدم.
او با من خلوت مىکرد و من همواره ملازم او بودم. اصحاب پیامبر مىدانستند که او با هیچکس غیر از من چنین رفتارى نمىکند.
گاهى در خانه خود بودم که پیامبر نزد من مىآمد و بیشتر این دیدارها در خانه من صورت مىگرفت.
هرگاه من نزد او در بعضى خانههایش مىرفتم، خانه را خالى مىکرد و زنانش را بیرون مىفرستاد و کسى غیر از من نزد او نمیماند و هرگاه او براى خلوت به منزل من مىآمد، فاطمه و پسرانم را بیرون نمىکرد.
وقتى من از او چیزى مىپرسیدم، پاسخم مىداد و وقتى سؤالاتم تمام مىشد و سکوت مىکردم، او با من شروع به سخن مىکرد.
آیهاى از قرآن بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نازل نمیشد، مگر اینکه آن را بر من مىخواند و املا مىکرد و من به خط خود آن را مىنوشتم و او تأویل و تفسیر هر آیه و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من مىآموخت و از خدا مىخواست که فهم و حفظ آنها را به من عطا کند.
از آن زمان که او چنین دعایى براى من کرد، هیچ آیهاى از کتاب خدا، نیز هیچ علمى را که به من املا کرد و نوشتم، فراموشم نشد.
هر علمى را که خداوند به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آموخت، از حلال و حرام و امر و نهیى که بود یا در آینده ایجاد مىشود و از هر کتاب آسمانى که بر پیامبران پیشین نازلشده بود و از هر طاعت و معصیتى، پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) همه را به من آموخت و من هم همه را حفظ کردم و حتى یک حرف آن را فراموش نکردم.
سپس پیامبر دستش را بر سینهام گذاشت و از خدا خواست که قلبم را از علم و فهم و حکمت و نور آکنده سازد.
گفتم: اى پیامبر خدا، پدر و مادرم فداى تو باد، از وقتىکه در حق من چنین دعایى کردى، هیچچیز فراموشم نشد و هیچ نکتهاى را نانوشته نگذاشتم.
آیا بیم دارى در آینده دچار فرمواشى شوم، فرمود: نه، دیگر بر تو از جهل و نسیان بیمى ندارم.
[۳] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۶۴.
۴.۲ – «کتاب علی» و استمرار دانش
در احادیث روایى بعدى، از این مکتوبات و مدوّناتى که امام على (علیهالسلام) به آنها اشاره کرده، به «کتاب على» تعبیر شده است.
این نخستین کتابى است که در عهد پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، علوم دین در آن گردآورى شده بود و به تصریح روایات مستفیضه، پس از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به ائمه اهل بیت (علیهالسلام) منتقل شد.
در روایتى که نجاشی در کتاب فهرست با سند خود از عذافر صیرفی نقل مىکند، آمده است:
من با حکم بن عتیبه نزد امام باقر (علیهالسلام) بودم، او شروع کرد به پرسش از امام باقر (علیهالسلام) – امام او را بسیار گرامى مىداشت – در موردى با هم اختلاف نظر پیدا کردند، امام باقر (علیهالسلام) فرمود:
«پسرم، برخیز، کتاب علی (علیهالسلام) را بیاور، فرزند امام کتاب دوخته شده بزرگى را آورد، امام کتاب را گشود و در آن نظر انداخت تا مسئله را یافت، سپس فرمود: این خط على (علیهالسلام) و املاى پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) است و رو به حکم کرد و گفت: «ابا محمد، تو و سلمه و ابو المقدام به هر جا که مىخواهید بروید و چب و راست بگردید.
به خدا سوگند! نزد هیچ قومى که جبرئیل بر آنان نازل شده باشد، علمى موثقتر از این نخواهید یافت.»
[۴] طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج۲، ص۲۷۰.
۴.۳ – ویژگیهای کتاب علی
بسیارى روایات دیگر از ائمه (علیهالسلام) دراینباره وجود دارد که در آنها نام «کتاب على» یا «صحیفه» یا «جامعه» آمده است.
در همه این روایات از کتاب مذکور چنین تعبیر شده است: «کتاب بزرگى است»، یا «صحیفهاى طولانى که طول آن هفتاد ذراع است و به املاى پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و خط على (علیهالسلام) بوده و هر حلال و حرامى و هر آنچه مردم بدان نیاز دارند، حتى ارش خدش در آن وجود دارد.»
این تعابیر دلالت بر آن دارد که همه این عناوین، اسم یک کتاب است که به نامهاى مختلفى از آن تعبیر شده است.
قطعهاى از اصل این املاها به فضل خدا تا به امروز محفوظ مانده و شیخ صدوق آن را در مجلس شصت و ششم از کتاب امالی آورده است.
این قطعه که مشتمل بر بسیارى از آداب و سنن و احکام حلال و حرام است، نزدیک به سیصد سطر است.
صدوق این قطعه را با اسناد خود از امام صادق (علیهالسلام) و او از پدران بزرگوار خود روایت کرده است.
امام صادق (علیهالسلام) در پایان این قطعه فرموده است: او این بخش را از کتابى که به املاى پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و خط على (علیهالسلام) است، گرد آوردهام.
[۵] شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۵۱۸.
۴.۴ – اهمیت تاریخی و علمی
عصر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، عصر تشریع اسلامى و تکمیل شریعت بود و آن حضرت کار تبلیغ قرآن و گردآورى و تدوین آن، نیز صدور سنت شریف و گردآورى و تدوین آن را به اتمام رساند.
تألیف اسلامى در حوزه تشریع در این عصر شریف، آغاز شد و عمده این کار و اساس آن از جانب امام علی (علیهالسلام) صورت گرفت.
۵ – عصر تبیین نص و پاسدارى از آن
عصر تبیین نص و پاسدارى از آن – عصر ائمه (علیهالسلام):
این عصر پس از رحلت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در سال یازدهم هجرى آغاز شد و تا عصر غیبت کبری در سال (۳۲۹ هـ.ق) امتداد یافت.
ائمه اهل بیت (علیهالسلام) در این مدت به تبیین دین حنیف و شریعت الهى پرداختند که خداوند سبحان به صورت تمام و کامل بر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرو فرستاد بود.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نیز آن را بهطور کامل و رسا به برادر و جانشین خود امیرالمؤمنین على بن ابىطالب (علیهالسلام) آموخت.
از طریق امیرالمؤمنین به ائمه بعدى انتقال یافت تا دین را از آفت تحریف و بازیچه شدن به دست بدعتگذاران مصون نگه دارند و در کنار کتاب کریم، میزان حق و پناه خلق باشند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در این باره در پاسخ کسى که در مورد احادیث اهل بدعت و اختلاف مردم در احادیث، از او سؤال کرده بود، مىفرماید:
آنچه در دست مردم است آمیزهاى است از حق و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محکم و متشابه و اصیل و بىپایه است.
در زمان حیات پیامبر گاهى دروغ به او بسته مىشد، تا آنجا که خود آن حضرت در خطبهاى فرمود: «هرکس عمداً بر من دروغ ببندد، جایگاه خود را در آتش آماده کرده است.»
۶ – انواع راویان و نحوه نگهداری احادیث
آنان که حدیث را براى تو نقل مىکنند، چهار دستهاند و پنجمى وجود ندارد:
۶.۱ – منافقان
دستهاى منافقند که اظهار ایمان مىکنند و به ظاهر خود را مسلمان مىنمایانند، اما از هیچ گناهى رویگردان نیستند و باک ندارد.
اینان به عمد بر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دروغ مىبندند.
اگر مردم بدانند که اینان منافق و دروغگو هستند، حدیث آنان را نمىپذیرند و سخنانشان را راست نمىشمارند.
اما مردم که از باطن اینگونه افراد بى اطلاعند، مىگویند: او از اصحاب پیامبر بوده، پیامبر را دیده و سخن او را شنیده و از او تعلیم گرفته است، بنابراین، حدیث او را مىپذیرند.
خداوند هر آنچه گفتنى بود درباه منافقان به تو گفت و وصفشان را آنچنان که هستند، براى تو بیان کرد.
اما منافقان، پس از پیامبر نیز باقى ماندند و خود را با دروغ و فریب به زمامداران ضلالت و دعوتکنندگان به آتش، نزدیک کردند و ایشان نیز کارها را به آنان سپردند و حاکم بر مردم ساختند و به وسیله آنان به دنیا خوارى پرداختند.
مردم، همراه فرمانروایان و دنیا هستند، مگر کسانى که خداوند آنان را حفظ کند.
۶.۲ – راویان خطاکار غیرعمدی
دسته دیگر کسانى هستند که سخنى از پیامبر شنیدند، ولى آن را چنانکه باید، فرا نگرفته و در آن به خطا افتادند و تعمد در دروغ ندارند.
اینان آنچه را شنیدند روایت کرده و به آن عمل مىکنند و مىگویند:
این سخن را از رسول خدا شنیدیم.
اگر مسلمانان بدانند که اینان در این سخن، به اشتباه رفتهاند، سخنشان را نمىپذیرند و اگر خود این افراد نیز بدانند در اشتباهند، دست از این سخن برمىدارند.
۶.۳ – راویان منسوخات
دسته سوم، کسانى هستند که از پیامبر شنیدند که به کارى فرمان مىداد، اما سپس پیامبر از آن کار نهى کرد، ولى اینان از نهى پیامبر آگاه نشدند، یا از پیامبر شنیدند که از کارى نهى مىکرد، سپس به آن کار فرمان داد، ولى اینان از امر پیامبر آگاه نشدند.
از این رو اینان سخن منسوخ را حفظ کردند، ولى ناسخ را حفظ نکردند اگر بدانند که آن سخن منسوخ شده است، آن را ترک مىکنند.
اگر مسلمانانى که این سخن را از اینان شنیدند بدانند که منسوخ است، آن را ترک خواهند کرد.
۶.۴ – راویان امین و دقیق
دسته چهارم کسانى هستند که بر خدا و پیامبر دروغ نمىبندند و از خوف خدا و به جهت تعظیم پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) کذب را منفور مىدارند، نیز در حفظ سخن خطا نمىکنند و آن را چنانکه هست حفظ مىکنند و همانگونه که شنیدند، بدون کم و زیاد نقل مىکنند.
اینان، ناسخ را حفظ کرده و به آن عمل مىکنند و منسوخ را نیز حفظ کرده و از آن اجتناب مىورزند و عام و خاص و محکم و متشابه را مىشناسند و هریک را در جاى خود قرار مىدهند.
۶.۵ – تفاوت فهم و تفسیر احادیث
گاهى سخنى از پیامبر هست که دو وجه دارد، سخنى خاص است و سخنى عام است.
کسى این سخن را از پیامبر شنیده که مقصود خداى سبحان و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را از این سخن نمیداند.
او این سخن را مىشنود و بىآنکه معنایش را بداند و مقصود آن را بشناسد و از وجه صدور آن آگاه باشد، آن را بر معنایى حمل مىکند.
همه اصحاب پیامبر آنگونه نبودند که چیزى را از پیامبر بپرسند و فهم معناى آن را از او بخواهند، حتى دوست داشتند عربى بیابانى و دور افتاده بیاید و از پیامبر چیزى بپرسد و آنان بشنوند.
اما هیچ چیزى بر ذهن من نمىگذشت، مگر آنکه از پیامبر مىپرسیدم و حفظ مىکردم.
این علت اختلاف مردم و پریشانى شان در روایات است.
[۶] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۶۳.
[۷] صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۳۲۸، خطبه ۲۱۰.
۶.۶ – رهنمودهای امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبهاى دیگر در تشخیص مرجع اصیل از علما که علماى اهل بیت هستند، ضمن سخن گستردهاى مىفرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ أَبْصِرُوا عَیْبَ مَعَادِنِ الْجَوْرِ وَ عَلَیْکُمْ بِطَاعَهِ مَنْ لَا تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ فَإِنَّ الْعِلْمَ الَّذِی نَزَلَ بِهِ آدَمُ (علیهالسلام) وَ جَمِیعَ مَا فُضِّلَ بِهِ النَّبِیُّونَ (علیهمالسلام) فِی مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وَ فِی عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِینَ فَأَیْنَ یُتَاهُ بِکُمْ بَلْ أَیْنَ تَذْهَبُون؟»
[۸] موسسه دائره المعارف فقه اسلامی، فقه اهل بیت علیهم السلام، ج۳۲، ص۳۰.
[۹] مغربی، قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ص۹۸.
بندگان خدا، بر عیب معا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
