پاورپوینت کامل علی بن احمد خرقانی


در حال بارگذاری
23 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل علی بن احمد خرقانی دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل علی بن احمد خرقانی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل علی بن احمد خرقانی :

خَرَقانی، ابوالحسنعلی ‌بن احمد بن جعفر، عارف و صوفی نامدار قرن چهارم و پنجم است.

فهرست مندرجات

۱ – تولد
۲ – آموختن قرآن به یکباره
۳ – آغاز سلوک
۴ – خانقاه خرقانی
۵ – ملاقاتهای خرقانی
۵.۱ – ملاقات ابوسعید ابوالخیر
۵.۲ – دیدار ابوالقاسم قُشَیری
۵.۳ – دیدار ابن‌سینا
۵.۴ – مناظره تخیلی ناصرخسرو
۵.۵ – ملاقات خرقانی با سلطان محمود غزنوی
۶ – همسر و فرزندان او
۷ – معروف‌ترین شاگرد
۸ – تصوف خراسان
۹ – خلافت معنوی
۱۰ – نِسَب سلسله
۱۱ – درگذشت
۱۲ – طریقت و مشرب خرقانی
۱۳ – اندیشه خرقانی در الهیات
۱۴ – ویژگیهای خرقانی
۱۴.۱ – شخصیت
۱۴.۲ – سلوک
۱۴.۳ – تابع شریعت مصطفی
۱۴.۴ – طریقت
۱۵ – میراث صوفیانه خرقانی
۱۵.۱ – کتاب نورالعلوم
۱۵.۱.۱ – منتخب نورالعلوم
۱۵.۱.۲ – سبک نگارش نورالعلوم
۱۵.۲ – باقی‌مانده مقامات خرقانی
۱۶ – منبع اصیل برای سخنان و مقامات خرقانی
۱۷ – فهرست منابع
۱۸ – پانویس
۱۹ – منبع

۱ – تولد

خرقانی در روستای خرقان نزدیک بسطام

[۱] علی ‌بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۴۸، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۳ش.

[۲] یاقوت حموی، ذیل «خرقان».

و احتمالا در سال ۳۵۲

[۳] سمعانی، ج۲، ص۳۴۷ـ ۳۴۸.

یا ۳۵۱

[۴] احمد بن محمد خوافی، مجمل فصیحی، ج۲، ص۵۲۲، چاپ محسن ناجی نصرآبادی، تهران ۱۳۸۶ش.

به دنیا آمد. نام پدر او در برخی منابع

[۵] احمد بن محمد خوافی، مجمل فصیحی، ج۲، ص۵۲۲، چاپ محسن ناجی نصرآبادی، تهران ۱۳۸۶ش.

[۶] خواندمیر، ج۲، ص۳۱۰.

[۷] رضاقلی ‌بن محمدهادی هدایت، تذکره ریاض‌العارفین، ج۱، ص۴۱، چاپ ابوالقاسم رادفر و گیتا اشیدری، تهران ۱۳۸۵ش.

به پیروی از جامی ،

[۸] عبدالرحمان ‌بن احمد جامی، نفحات‌الانس، ص۳۰۳، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۶ش.

جعفر آمده

[۹] د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه.

که احتمالا از نوع نسبت دادن شخص به نیای پدری است.

۲ – آموختن قرآن به یکباره

خاندان خرقانی از طبقه‌ای فرودست بودند، لذا از احوال وی اطلاع زیادی در دست نیست. درباره نوجوانی او همین‌قدر می‌دانیم که به خربندگی، چراندن رمه و هیزم‌کشی اشتغال داشته

[۱۰] سمعانی، ج۲، ص۳۴۷.

و به قول خواجه عبداللّه انصاری،

[۱۱] عبداللّه‌بن محمد انصاری، طبقات‌الصوفیه، ج۱، ص۵۲۰ـ۵۲۱، چاپ محمدسرور مولایی، تهران ۱۳۸۶ش.

امّی باقی‌مانده است. در سخنان خرقانی نیز نشانه‌هایی از این امّی بودن، از قبیل اشتباه در تلفظ عبارات شایع عربی و ردپای لهجه محلی وجود دارد.

[۱۲] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۱۵، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۳] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، ج۱، ص۱۲۴ـ۱۳۵، تهران ۱۳۸۴ش.

البته از برخی سخنان او

[۱۴] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۵] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۶] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۷] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

برمی‌آید که با قرآن آشنایی داشته و شاید هم تا همین حد درس آموخته بوده است. از خود وی نیز نقل شده که با بیتوته بر مزار بایزید بسطامی ، یکباره قرآن را آموخته است.

[۱۸] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۱ـ۶۶۲، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

لندلت نیز سواد این روستازاده عامی را حداکثر در همین حد، معقول دانسته است.

[۱۹] د. ایرانیکا، ذیل «ابوالحسن خرقانی».

اما این‌که خرقانی راسخ در علوم شریعت و از فضلا و فقهای روزگار محسوب شده،

[۲۰] نامه دانشوران ناصری، قم: دارالفکر، ج۱، ص۲۸۲، (۱۳۳۸ش).

[۲۱] نامه دانشوران ناصری، قم: دارالفکر، ج۱، ص۲۸۴، (۱۳۳۸ش).

یا اغراق است یا به علوم باطنی و غیرکسبی وی اشاره دارد.

۳ – آغاز سلوک

به‌طور کلی، آگاهی در باب زندگی خرقانی را باید با احتیاط از انبوه مقامات و اقوالی که در منابع و رسالات پراکنده صوفیه آمده‌است، که طبعآ از افراط و اشتباه بر کنار نیست، جستجو کرد. تقریبآ همه مقامه‌نویسان وی معتقدند سلوک خرقانی با زیارت و همت جستن از مزار بایزید در بسطام آغاز شده و از روحانیت وی تربیت یافته‌است.

[۲۲] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۱ـ۶۶۲، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۲۳] عبدالرحمان ‌بن احمد جامی، نفحات‌الانس، ج۱، ص۳۰۳، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۶ش.

۴ – خانقاه خرقانی

احتمالا خرقانی به‌جز مدت کوتاهی که در خانقاه ابوالعباس قصاب آملی (در آمل طبرستان) رفت‌وآمد داشت،

[۲۴] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۴۹ـ ۵۰، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

بقیه عمر را در کلاته خود در خرقان به سر برده است.

[۲۵] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۷۱ـ۶۷۲، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

به نظر می‌رسد براثر تحمل سالها ریاضت و انزوا در خانقاه،

[۲۶] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

شهرت معنوی خرقانی چنان خرقان و بسطام را درنوردید که مشاهیر آن روزگار به شوق زیارت و طلب همت، از راه دور به خانقاه وی می‌آمدند.

[۲۷] علی ‌بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۴۸، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۳ش.

۵ – ملاقاتهای خرقانی

۵.۱ – ملاقات ابوسعید ابوالخیر

ملاقاتهای ابوسعید ابوالخیر (متوفی ۴۴۰) با خرقانی در خانقاه وی و احترام متقابل این دو به یکدیگر، با وجود اختلاف مشرب، با جزئیات در منابع و مقامات هر دو صوفی آمده‌است.

[۲۸] علی ‌بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۴۸، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۳ش.

[۲۹] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۱۳۶ـ۱۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

[۳۰] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۱۴۳ـ۱۴۴، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

[۳۱] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۳۲] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

با این‌که برای این دیدارها تاریخی ذکر نشده، گراهام

[۳۳] تری گراهام، «ابوسعیدبن ابی‌الخیر و مکتب خراسان»، ج۱، ص۲۵۳، در میراث تصوف، ویراسته‌ی لئونارد لویزن، ترجمه مجدالدین کیوانی، ج ۱، تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۴ش.

حدس زده ملاقاتی که در آن ابوسعید متحول شد، در حدود ۴۲۴ اتفاق افتاده ‌است.

۵.۲ – دیدار ابوالقاسم قُشَیری

دیدار ابوالقاسم قُشَیری (متوفی ۴۶۵)، صوفی بزرگ و نامدار خراسان، با خرقانی از نظر تاریخی محتمل است اما وقوع آن در منابع صوفیان متناقض گزارش شده‌ است. گزارش هجویری

[۳۴] علی ‌بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۴۸، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۳ش.

حاکی از آن است که قشیری خرقانی را ندیده و از او نقل می‌کند که با ورود به خرقان از هیبت خرقانی زبانش بند آمده و گویی از ولایت خود معزول شده است. گزارش یکی از مقامات خرقانی به‌نام ذکر قطب السالکین

[۳۵] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

نیز حاکی از آن است که قشیری همواره در حسرت دیدار خرقانی بوده است. اما بنابه گزارش یکی از افراد خاندان ابوسعید، ابوروح،

[۳۶] لطف‌اللّه‌ بن ابی‌سعید ابوروح، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، ج۱، ص۹۸، چاپ محمدرضا شفیعی‌کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

قشیری در راه حج به خرقان رسید و سه ماه مهمان خرقانی بود. در همین مدت، به اشارت خرقانی سفر مکه را به عزم آشتی با ابوسعید رها کرد و برای طلب رضای وی به نیشابور رفت.

۵.۳ – دیدار ابن‌سینا

همچنین گفته شده سبب توجه ابن‌سینا (متوفی ۴۲۸) به عالم معنی و میل او از فلسفه به عرفان ، دیدار وی با خرقانی و مشاهده کرامتی از او بوده‌است.

[۳۷] نامه دانشوران ناصری، قم: دارالفکر، ج۱، ص۲۸۷ـ۲۸۸، (۱۳۳۸ش).

البته این نقل که افسانه‌آمیز می‌نماید، در مقامات خرقانی بارها آمده و در تذکره‌های ادبی نیز به آن اشاره شده است.

[۳۸] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۳۹] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۴۰] امین احمد رازی، هفت اقلیم، ج۲، ص۳۳۵، چاپ جواد فاضل، تهران (بی‌تا).

در روایت مولوی در مثنوی،

[۴۱] جلال‌الدین محمد بن محمد مولوی، مثنوی معنوی، دفتر۶، بیت ۲۰۴۴ به بعد، چاپ رینولد الین نیکلسون، تهران ۱۳۸۲ش.

به‌جای ابن‌سینا، درویشی طالقانی به ملاقات خرقانی می‌رود و حدس زرین‌کوب

[۴۲] عبدالحسین زرین‌کوب، بحر در کوزه: نقد و تفسیر قصه‌ها و تمثیلات مثنوی، ج۱، ص۱۴۴، تهران ۱۳۶۶ش.

آن است که از نظر مولوی به نظر نمی‌رسد حکیمی چون ابن‌سینا اهل سلوک و دیدار با صوفیان باشد. البته اصل این ملاقات نیز از نظر تاریخی محل تأمل است.

[۴۳] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، مقدمه شفیعی کدکنی، ص۴۴ ـ ۴۶، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

دانش‌پژوه با توجه با گفتگوهای رد و بدل شده، این ملاقات را افسانه شمرده است.

[۴۴] ابن‌سینا، پاسخ ابن‌سینا به شیخ ابوسعید ابی‌الخیر، ج۱، ص۱۹۵ـ۱۹۶، چاپ محمدتقی دانش‌پژوه، در فرهنگ ایران زمین، ج ۱ (۱۳۳۲ش).

به‌علاوه، ابن‌سینا در آثار خود هرگز اصول تصوف را کاملا به رسمیت نشناخته و در زندگی خویش نیز مشی صوفیان را دنبال نکرده است، ازاین‌رو، این باور که میل به عرفان در بوعلی محصول دیدار او با ابوسعید و خرقانی است، نادرست به نظر می‌رسد.

[۴۵] بدیع‌الزمان فروزانفر، مجموعه مقالات و اشعار استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، ج۱، ص۳۰۷ـ۳۰۸، چاپ عنایت‌اللّه مجیدی، تهران ۱۳۵۱ش.

[۴۶] بدیع‌الزمان فروزانفر، مجموعه مقالات و اشعار استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، ج۱، ص۳۱۴، چاپ عنایت‌اللّه مجیدی، تهران ۱۳۵۱ش.

۵.۴ – مناظره تخیلی ناصرخسرو

دیدار و مناظره تخیلی ناصرخسرو (متوفی ۴۸۱) با خرقانی را نیز نخستین بار دولتشاه سمرقندی

[۴۷] دولتشاه سمرقندی، تذکره‌الشعراء، ج۱، ص۱۰۷ـ۱۰۹، چاپ فاطمه علاقه، تهران ۱۳۸۵ش.

نقل کرده ‌است. در این نقل آمده که خرقانی در برابر حکیم قبادیانی حجیت عقل ناقص را رد کرد و با نشان دادن کرامتی، ناصرخسرو را سرسپرده خود ساخت. در برخی منابع دیگر نیز از ملاقات یا شاگردی ناصرخسرو نزد شاگردِ خرقانی سخن رفته است.

[۴۸] رضاقلی ‌بن محمدهادی هدایت، تذکره ریاض‌العارفین، ج۱، ص۴۲، چاپ ابوالقاسم رادفر و گیتا اشیدری، تهران ۱۳۸۵ش.

[۴۹] خوانساری، ج۸، ص۱۶۲.

در حالی که ناصرخسرو چنان‌که در سفرنامه

[۵۰] ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، ج۱، ص۴، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ش.

آورده، سفر هفت ساله خود را در ۴۳۷، یعنی دوازده سال پس از وفات خرقانی، آغاز کرده است.

[۵۱] ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، ج۱، ص۱۳، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ش.

۵.۵ – ملاقات خرقانی با سلطان محمود غزنوی

آنچه نسبتآ پذیرفتنی می‌نماید ملاقات خرقانی با سلطان محمود غزنوی (متوفی ۴۲۱) است که البته با اختلاف در جزئیات، علاوه بر منابع صوفیه،

[۵۲] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۸ـ۶۷۰، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۵۳] محمد بن علی شمس تبریزی، مقالات شمس تبریزی، ج۱، ص۱۱۱، چاپ محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۹ش.

[۵۴] یحیی‌بن احمد باخرزی، اورادالاحباب و فصوص‌الآداب، ج۲، ص۱۱۷، ج :۲ فصوص‌الآداب، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۸ش.

[۵۵] احمد بن اخی ناطور افلاکی، مناقب العارفین، ج۱، ص۲۵۲ـ۲۵۳، چاپ تحسین یازیجی، آنکارا ۱۹۵۹ـ۱۹۶۱، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ش.

در تاریخ بناکتی

[۵۶] داوود بن محمد بناکتی، تاریخ بناکتی = روضه اولی‌الالباب فی معرفه‌التواریخ و الانساب، ج۱، ص۲۲۴ـ۲۲۶، چاپ جعفر شعار، تهران ۱۳۴۸ش.

نیز آمده است. چون گفته شده حسن میمندی فرستاده سلطان محمود نزد خرقانی بوده،

[۵۷] احمد بن اخی ناطور افلاکی، مناقب العارفین، ج۱، ص۲۵۲ـ۲۵۳، چاپ تحسین یازیجی، آنکارا ۱۹۵۹ـ۱۹۶۱، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ش.

احتمالا این ملاقات بین سالهای ۴۰۵ـ۴۱۷، زمان صدارت حسن میمندی، اتفاق افتاده ‌است.

[۵۸] کریستین تورتل، شیخ ابوالحسن خرقانی: زندگی، ج۱، ص۲۴۱، احوال و اقوال، ترجمه ع روح‌بخشان، تهران ۱۳۸۶ش.

در این ملاقات‌ تاریخی، خرقانی ابتدا در برابر سلطان محمود بی‌اعتنایی نشان می‌دهد و وقتی محمود در پیغامی خود را مصداق اولی‌الامر می‌خواند و اطاعت خود را به نص قرآن

[۵۹] نساء/سوره۴، آیه۵۹.

بر او لازم می‌شمارد، خرقانی پیام می‌دهد چندان به ‌طاعت حق مشغول است که به‌ طاعت رسول نمی‌رسد، چه جای اولی‌الامر . ناچار محمود به خانقاه وی می‌رود و در برابر مقام زهد خرقانی خضوع می‌ورزد و پس از دیدن کرامت و شنیدن پندی از وی، با دعا و هدیه او به گرمی بدرقه می‌گردد.

[۶۰] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۸ـ۶۷۰، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۶۱] یحیی‌بن احمد باخرزی، اورادالاحباب و فصوص‌الآداب، ج۲، ص۱۱۷، ج :۲ فصوص‌الآداب، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۸ش.

[۶۲] محمد بن علی شمس تبریزی، مقالات شمس تبریزی، ج۱، ص۱۱۱، چاپ محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۹ش.

[۶۳] احمد بن اخی ناطور افلاکی، مناقب العارفین، ج۱، ص۲۵۲ـ۲۵۳، چاپ تحسین یازیجی، آنکارا ۱۹۵۹ـ۱۹۶۱، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ش.

۶ – همسر و فرزندان او

از همسر و فرزندان خرقانی نیز جز آگاهیهایی پراکنده و غیرقابل اعتماد، چیزی در دست نیست. بنابر گزارش مقامه‌نویسان، همسر وی که بیش‌تر در جریان دیدار خرقانی با ابن‌سینا از او یاد می‌شود، به ناسازگاری شهره بود.

[۶۴] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۷ـ۶۶۸، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

از فرزندان خرقانی، ابوالقاسم در شب ازدواج به‌ طرز مشکوکی به قتل رسید و احمد وقتی برای کسب علم به عراق می‌رفت، دچار راهزنان شد.

[۶۵] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۱۳۵، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

[۶۶] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

اما هجویری

[۶۷] علی ‌بن عثمان هجویری، کشف‌المحجوب، ج۱، ص۲۶۲، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۳ش.

احمد را یکی از مشایخ معاصر خویش و جانشین خرقانی معرفی کرده‌است. گویا احمد پس از فوت خرقانی، در سلک مریدان ابوسعید ابوالخیر نیز بوده است.

[۶۸] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۷، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۶۹] عبدالحسین زرین‌کوب، جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۵۹، تهران ۱۳۶۳ش.

[۷۰] د. ایرانیکا، ذیل «ابوالحسن خرقانی».

۷ – معروف‌ترین شاگرد

معروف‌ترین شاگرد و مرید خرقانی، خواجه‌عبداللّه انصاری است که خرقانی را با وجود امّی بودن از منتهیان معرفت و مقام او را ختم ارشاد معنوی دانسته است.

[۷۱] عبداللّه‌بن محمد انصاری، طبقات‌الصوفیه، ج۱، ص۳۷۳ـ۳۷۴، چاپ محمدسرور مولایی، تهران ۱۳۸۶ش.

[۷۲] عبداللّه‌بن محمد انصاری، طبقات‌الصوفیه، ج۱، ص۵۲۰ـ۵۲۱، چاپ محمدسرور مولایی، تهران ۱۳۸۶ش.

وی که عالمی حنبلی بود، پس از ملاقات با خرقانی به تصوف متمایل شد و خود را گنجی دانست که کلیدش به دست خرقانی بوده است.

[۷۳] عبداللّه‌بن محمد انصاری، طبقات‌الصوفیه، ج۱، ص۵۴۱ـ۵۴۲، چاپ محمدسرور مولایی، تهران ۱۳۸۶ش.

[۷۴] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

۸ – تصوف خراسان

در قرن پنجم، نیشابور خاستگاه مشایخی بود که جذبه و همت ایشان در هاله‌ای از قدسیتی خردگرایانه، صوفیان اطراف را که در روستای زادگاه خود به‌سر می‌بردند، تحت سیطره معنوی خود داشت. این تیره از صوفیان را باید سرچشمه «تصوف خراسان » دانست. از چهره‌های نام‌آور این جریان باید از بایزید بسطامی ، خواجه‌عبداللّه انصاری، ابوالحسن خرقانی، ابوالعباس قصاب آملی و شیخ‌احمد جام ژنده‌پیل نام برد که به «پیران خراسان» شهره‌اند. سهروردی

[۷۵] یحیی ‌بن حبش سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ‌اشراق، ج۱، ص۵۰۳، ج ۱، چاپ هانری کوربن، تهران ۱۳۸۰ش.

نیز که خرقانی را پس از حلاج و بایزید در سلسله‌ای با عنوان «خسروانیان» قرار داده، احتمالا بر این باور بوده‌است که اینان تصوف خراسان یا همان طریقت اهل سکر را از یک منبع ایرانیِ پیش از اسلام گرفته‌اند. از ویژگیهای این تصوف، طلب همت و ارشاد بلکه خلافت بی‌واسطه از پیران پیشین به شیوه غایبانه است. درباره خرقانی هم گفته می‌شود بایزید از روی فراست، سالها پیش از به‌ دنیا آمدن خرقانی با شنیدن بوی او از جانب خرقان، مژده زادنش را داده و خلافت خود را بدو واگذار کرده است.

[۷۶] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۱، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۷۷] محمد بن علی شمس تبریزی، مقالات شمس تبریزی، ج۱، ص۱۱۷، چاپ محمدعلی موحد، تهران ۱۳۶۹ش.

[۷۸] عبدالرحمان ‌بن احمد جامی، نفحات‌الانس، ج۱، ص۳۰۳، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۶ش.

۹ – خلافت معنوی

بدین‌ترتیب، خلافت معنوی بایزید بسطامی با یک قرن فاصله، بی‌واسطه از آنِ خرقانی است. البته صوفیان فراتر رفته و مدعی شده‌اند که بایزید نیز در سلوک خود تحت تأثیر خرقانی بوده، دائمآ از باطن وی مدد می‌جسته و در گفتارش او را به درجاتی بر خود مقدّم می‌داشته است.

[۷۹] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۱ـ۶۶۲، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۸۰] جلال‌الدین محمد بن محمد مولوی، مثنوی معنوی، بیت۱۸۰۲ـ۱۸۳۶، چاپ رینولد الین نیکلسون، تهران ۱۳۸۲ش.

این‌گونه خلافت غیررسمی را که بدون درک صحت و اِسناد خرقه است، باید نوعی رابطه اویسی دانست؛

[۸۱] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۸۲] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۸۵، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

ابوعلی فارمَدی (متوفی ۴۷۷) نیز که خرقانی را سرحلقه خواجگان خراسانی معرفی می‌کند، به شیوه اویسی، نسب سلسله خود را به ابوالقاسم قشیری می‌رساند، با این‌که احتمالا هرگز خرقانی و قشیری را ندیده است.

[۸۳] محمد بن محمد پارسا، قدسیه: کلمات بهاءالدین نقشبند، ج۱، ص۱۰، چاپ احمد طاهری‌عراقی، تهران ۱۳۵۴ش.

۱۰ – نِسَب سلسله

نقش‌بندیه نیز یکی از نِسَب سلسله خود را از طریق فارمدی به بایزید و خرقانی و از آن‌جا به امام جعفر صادق علیه‌السلام رسانده‌اند.

[۸۴] محمد بن محمد پارسا، قدسیه: کلمات بهاءالدین نقشبند، ج۱، ص۱۰، چاپ احمد طاهری‌عراقی، تهران ۱۳۵۴ش.

[۸۵] محمد بن محمد پارسا، قدسیه: کلمات بهاءالدین نقشبند، ج۱، ص۱۲، چاپ احمد طاهری‌عراقی، تهران ۱۳۵۴ش.

[۸۶] محمد بن محمد پارسا، قدسیه: کلمات بهاءالدین نقشبند، ج۱، ص۱۲۰ـ۱۲۹، چاپ احمد طاهری‌عراقی، تهران ۱۳۵۴ش.

در واقع نقش‌بندیه بی‌هیچ قرینه و سندی، ارادت خرقانی به بایزید را مانند سرسپردگی بایزید به امام صادق علیه‌السلام، رابطه‌ای اویسی تلقی کردند.

[۸۷] محمد بن محمد پارسا، قدسیه: کلمات بهاءالدین نقشبند، ج۱، ص۱۲۰ـ۱۲۹، چاپ احمد طاهری‌عراقی، تهران ۱۳۵۴ش.

از سوی دیگر، انصاری

[۸۸] عبداللّه‌ بن محمد انصاری، طبقات‌الصوفیه، ج۱، ص۳۷۲، چاپ محمدسرور مولایی، تهران ۱۳۸۶ش.

تلویحآ اشاره دارد که ابوالعباس قصاب آملی، مرشد بزرگ طبرستان و پیرابوسعید ابوالخیر، خرقانی را جانشین خود قرار داده و پیشگویی کرده است که «این بازارک ما با خرقانی افتد». رشیدالدین میبدی

[۸۹] احمد بن محمد میبدی، کشف‌الاسرار و عده‌الابرار، ج۲، ص۵۶۳، چاپ علی‌اصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ش.

نیز تصریح دارد قصاب در آمل پیش از مرگ ، خرقانی را به جانشینی خود برگزیده است. اما خاندان بوسعید

[۹۰] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۳۸، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

[۹۱] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۴۴ـ۴۵، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

مدعی بودند بوسعید سالی در آمل تحت تربیت مستقیم قصاب قرار داشته و از او خرقه گرفته است.

[۹۲] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۸۰۶، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

همچنین گفته شده ابوعبداللّه محمد داستانی (متوفی ۴۱۷)، شیخ طیفوریه در بسطام، با خرقانی کشمکش داشته است. سبب این اختلاف به روشنی معلوم نیست. بنابر گزارش محمد بن منور،

[۹۳] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۴۹ـ۵۰، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

قصاب آملی به عنوان داور در نزاع میان این دو بر سر اصالت قبض یا بسط در تصوف، موضع بی‌طرفانه‌ای اتخاذ کرد. لندلت اصل این نزاع را بر سر میراث روحانی بایزید دانسته‌ است. البته رقابت بین ابوعبداللّه داستانی، که نسبش به بایزید می‌رسد، با خرقانی که خود را ظهور دوباره بایزید و مرید غایبانه وی می‌دانست، بعید نیست. به هر حال، خرقانی چنان‌که خود وی تأکید می‌ورزید، از قید سلسله و خرقه رسمی از مشایخ آزاد بوده است. لندلت نیز پیوستن خرقانی به‌ تصوف رسمی را تاحدودی مشکوک خوانده است.

۱۱ – درگذشت

خرقانی در عاشورای ۴۲۵ از دنیا رفت و در خرقان به خاک سپرده شد.

[۹۴] سمعانی، ج۲، ص۳۴۷ـ۳۴۸.

گفته شده که آرزوی وی دفن در بسطام، در جوار مقبره بایزید بوده است.

[۹۵] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۱۵، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

ابن‌بطوطه

[۹۶] ابن‌بطوطه، رحله ابن‌بطوطه، ج۱، ص۴۳۳، چاپ علی منتصر کتانی، بیروت ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵.

نیز در بسطام بر سر مزار خرقانی حاضر شده است. اما قزوینی در آثارالبلاد

[۹۷] زکریا بن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبارالعباد، ص۳۶۳، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.

مدفن خرقانی را در همان خرقان می‌داند. اخیرآ نیز آرامگاهی منسوب به خرقانی در روستای قلعه‌نو خرقان، بازشناسی و احیا شده است، در حالی‌که احتمالا بنای این بقعه به پیش از دوره مغول نمی‌رسد. در تاریخ مغول نشانه‌هایی از ارادت ایلخانان مغول به پیران خراسان وجود دارد از جمله این‌که غازان‌خان (حک: ۶۹۴ـ۷۰۳)، پس از زیارت مرقد امام رضا علیه‌السلام بر سر مزار خرقانی، بایزید و بوسعید حاضر می‌شد،

[۹۸] رشیدالدین فضل‌اللّه، کتاب تاریخ مبارک غازان‌خانی: داستان غازان‌خان، ج۱، ص۲۰۸، چاپ کارل یان، لندن ۱۳۵۸/۱۹۴۰.

ازاین‌رو، بعید نیست بنای بقعه خرقانی متعلق به همین دوره باشد.

[۹۹] عبدالرفیع حقیقت، تاریخ قومس، ج۱، ص۳۳۴ـ۳۴۵، تهران ۱۳۶۲ش.

۱۲ – طریقت و مشرب خرقانی

بی‌گمان خرقانی به عنوان یک صوفی در حلقه تصوف خراسان، با اقران خود، خواجه عبداللّه انصاری و بوسعید، مشابهت دارد. با این همه، تصوف وی با مسلک رایج بین صوفیان تفاوتهایی منحصر به‌فرد دارد. او به گفته خود، اهل مرید گرفتن نبوده، استاد نداشته و استادش خدا بوده است؛

[۱۰۰] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۰۳، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۰۱] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

همچنین به هیچ نظام خانقاهی و سلسله طریقتی وابسته نبوده است زیرا باور داشته که «از خرقه کسی مرد نگردد».

[۱۰۲] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۶۸، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

وی از میان صوفیان پیش از خود نیز، تنها به بایزید آن‌هم با همت طلبیدن از روح وی، چنان‌که آمد، ارادت می‌ورزیده است. خرقانی کرامات صوفیان را نیز منزل اول بنده به خداوند می‌داند.

[۱۰۳] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۹۷، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۰۴] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

معیشت خرقانی، برخلاف دیگر صوفیان، از کشاورزی در روستا تأمین می‌شد. وی در کنار علم و عبادت ، سومین راه به خدا را در « بیل و دشت » می‌دانست و به دید او داشتن حرفه برای کسب روزی حلال برای صوفی ضروری بود.

[۱۰۵] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۰۶] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۰۷] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

خانقاه او که بیش‌تر رباط مسافران و سرپناه غریبان بود تا زاویه ریاضت درویشان، از کسب و کار خود وی اداره می‌شد نه از فتوح صوفیان و وقف و نذر مریدان؛ چنان‌که نان و جامه به نیت مهمان آماده می‌کرد و خود به طفیل ایشان روزی می‌برد.

[۱۰۸] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۰۹] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۱۰] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

[۱۱۱] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

از سوی دیگر، از آنچه به مال سلطانی منسوب بود به شدت پرهیز داشت و ندیدن سلطانیان را نیز سودی بزرگ می‌شمرد.

[۱۱۲] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۹۷، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۱۳] نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۸۴ش.

ازاین‌رو، مشرب خرقانی را به عرفان عملی نزدیک‌تر باید دانست تا تصوف اصطلاحی.

۱۳ – اندیشه خرقانی در الهیات

کلان اندیشه خرقانی در الهیات، فنا و نیستی است.

[۱۱۴] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۸۶، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۱۵] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۸۸، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۱۶] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۹۷ـ۷۱۰، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

در تاریخ تصوف، مراد صوفیان از فنا دو معناست: وحدت ذاتی با حق؛ و محو صفات رذیله اخلاقی

[۱۱۷] رینولد الین نیکلسون، پیدایش و سیر تصوف، ج۱، ص۱۵۵، ترجمه محمدباقر معین، تهران ۱۳۵۷ش.

و خرقانی با آن‌که از فنای محض بسیار دم می‌زند و نیستی بنده را اسم اعظم حق می‌داند،

[۱۱۸] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۱۰، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

به‌فنای صفات بشری و تحقق به صفات الهی نظر داشته است نه به وحدت ذاتی با حق. حتی مهم‌ترین شطح وی «الصوفی غیرُمخلوقٍ»، به تفسیر خود وی دو معنی دارد: یکی آن‌که صوفی از صفات خلق پاک و به صفت حق متحقق است و دیگر این‌که صوفی از عالم امرست نه خلق.

[۱۱۹] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۰۱، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۲۰] محمد بن منور، اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی‌سعید، ج۱، ص۲۵۶ـ۲۵۷، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران ۱۳۶۶ش.

[۱۲۱] احمد بن محمد علاءالدوله سمنانی، چهل مجلس، ج۱، ص۲۳۲، یا، رساله اقبالیه، تحریر امیر اقبالشاه‌بن سابق سجستانی، مقدمه، تصحیح و تعلیقات نجیب مایل هروی، تهران ۱۳۶۶ش.

ازاین‌رو، سخن مشهور خرقانی، «صوفی آن بود که نبود»

[۱۲۲] عبدالرحمان ‌بن احمد جامی، نفحات‌الانس، ج۱، ص۳۰۴، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۸۶ش.

یا سخن دیگرش از قول خدا، «صوفی من نیافریده‌ام»

[۱۲۳] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۰۱، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

و کلماتی از این دست

[۱۲۴] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۰۱ـ۷۰۹، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

هرچند به‌ظاهر حاکی از وحدت با حق و فنای محض است، به دو معنای پیش‌گفته یا معانی دیگری که در دیگر کلمات او آمده، مانند اتصاف به صفات الهی،

[۱۲۵] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۰۵، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۲۶] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۷۱۱، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

قابل تأویل است. همچنین اگر در جایی خود را مصطفی و خدای وقت دانسته،

[۱۲۷] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۷۲، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

در سخنی دیگر، خاضعانه بین ربوبیت و عبودیت مرزی قائل شده یا دیدار حق را در نادیدن خود دانسته است.

[۱۲۸] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۷۳، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۲۹] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۸۲ـ۶۸۳، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۳۰] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۸۹، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸ش.

[۱۳۱] محمد بن ابراهیم عطار، تذکره‌الاولیاء، ج۱، ص۶۹۸، چاپ محمد استعلامی، تهران ۱۳۷۸

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.