پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در عصر قاجار
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در عصر قاجار دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در عصر قاجار،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در عصر قاجار :
منبع: مقتل جامع سیدالشهداء
مقالات مرتبط: تاریخچه عزاداری برای امام حسین.
پاورپوینت کامل عزاداری امام حسین در عصر قاجار، از مباحث مرتبط با تاریخچه عزاداری برای امام حسین (علیهالسّلام) است. در این دوره مراسم عزاداری و سوگواری امام حسین (علیهالسّلام) وارد مرحله جدیدی شد؛ به این معنا که هم از لحاظ شکلی و هم از لحاظ محتوایی دگرگونیهایی یافت. مردمی بودن، حضور گسترده زنان، محدود نبودن عزاداری به دهه اول محرم، حضور بزرگان حکومت در عزاداریها، برپایی مراسمات چهل منبر، هفتاد و دو منبر و شام غریبان و گسترش کمی و کیفی عزاداری از مهمترین شاخصههای عزاداری امام حسین (علیهالسّلام) در عصر قاجار است.
فهرست مندرجات
۱ – مردمی بودن
۱.۱ – خاطرات اوژن فلاندن
۱.۲ – خاطرات کنت دوسرسی
۱.۳ – خاطرات دکتـر ویـلـس
۱.۴ – خاطرات گرترود بل
۱.۵ – خاطرات جان ویشارد
۲ – حضور گسترده زنان
۳ – محدود نبودن عزاداری به دهه اول محرم
۴ – حضور بزرگان حکومت در عزاداریها
۵ – چهل منبر، چهل شمع
۶ – هفتاد و دو منبر
۷ – شام غریبان
۸ – گسترش کمی و کیفی عزاداری
۸.۱ – گسترش تکیهها
۸.۱.۱ – مفهومشناسی
۸.۱.۲ – پیشینه
۸.۱.۳ – نقش تکیهها در عزاداری
۸.۱.۴ – تکیه دولت
۸.۲ – گسترش هیئتها
۸.۳ – گسترش تعزیه
۸.۳.۱ – رشد کمی تعزیه
۸.۳.۲ – رشد کیفی تعزیه
۸.۳.۳ – حمایت دولت از تعزیه
۸.۳.۴ – تعزیههای زنانه
۹ – پانویس
۱۰ – منبع
۱ – مردمی بودن
با فرارسیدن عصر قاجار، عزاداری برای امام حسین (علیهالسّلام) همچنان رونق و رواج خود را حفظ کرد و به شکل یک امر کاملاً عمومی و مردمی درآمد؛ به گونهای که در تهران و شهرهای بزرگ، مردم تمام محرم و صفر را عزاداری میکردند و با برپا کردن چادر و گستردن فرش و نصب علم و کتل در کوچه و خیابان به این مراسـم شـور و نشاط خاصی میدادند. هرکس و هر صنف و دسته، طبق نذر و قراری که داشت، در گرمی بخشیدن به این مراسم کمک میکرد و آن را نوعی فریضه مذهبی میدانست.
[۱] نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، ص۳۴۸.
۱.۱ – خاطرات اوژن فلاندن
«اوژن فلاندن» که در عصر قاجار به ایران سفر کرده بود، سینهزنی پرهیجان مردم را آرامگاه شاهزاده حسین قزوین از نزدیک مشاهده کرده بود. وی به توصیف آن صحنهها پرداخته و از برپایی مراسم تعزیه در معابر عمومی و تکیهها، حیاط مساجد و خانههای بزرگ تهران، خبر داده و افزوده است: «عدهای با مشت سخت به سینه کوبیده و در نتیجه سایرین را برانگیخته، شورش در جمعیت و بازیگران برپا مینمودند…. در مدت عزاداری عدهای از مقدسین در شهر به راه افتاده، از اعماق وجود منقبت حسین و علی را مینمایند. بعـضی، زنجیرهای آهنی را بر روی سینه لخت میزنند و خود را مجـروح مـیسـازند. برخی پابرهنه و خونآلود با چهره سیاه شده در کوچهها دم از حسین میزنند و ادعا میکنند که تشنگی و گرما را بر خود هموار خواهند ساخت».
[۲] فلاندن، اوژن، سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، ص۱۱۸.
۱.۲ – خاطرات کنت دوسرسی
«کنت دوسرسی» سفیر فوقالعاده فرانسه نیز، که در ۱۲۵۵ قمری به ایران آمـده بـود، درباره مراسم محرم میگوید: «مردم ایرانایـام عـزاداری ماه محرم را با تشریفات رسمی و زیاد انجام میدهند».
[۳] دوسرسی، کنت، ایران در ۱۸۳۹ـ۱۸۴۰م، ص۱۵۷.
بر اساس گزارش سفیر فرانسه، هرکس در حد توان خود میکوشیده که نقشی درخور توجه در عزاداری ایفا کند. افراد عادی در این مراسم شرکت میکردند و آنچه از دستشان بر میآمد انجام میدادند. افراد متمول و صاحبمنصب نیز برای اظهار ارادت خود به خاندان رسالت، مجالس بزرگی در خانههایشان و یا در تکیههای اصـلی شـهر برپا میکردند.
[۴] نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، ص۳۴۸.
افراد قوی هیکل علمهایی را که کمتر کسی میتوانست بلند کند، به طور عمودی بر روی سینه و شکم خود قرار میدادند و با شال مخصوصی میبستند و آن را در جلو دسته حمل میکردند.
[۵] نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، ص۳۴۹.
این برنامهها ویژه تهران نبود و اهالی هر شهری میکوشیدند این مراسـم را هر چه باشکوهتر برگزار کنند. ماساهاروی ژاپنی در زمان سلطنت ناصرالدین شاه، هنگامی به اصفهان رسید که در این شهر، مراسم عزاداری برپا بود. این مراسم برای او بسیار جالب و شگفت آور بوده است. وی در توصیف این عزاداری مینویسد: «نزدیک مسجد شاه رسیدیم. ایوان و در ورودی مسجد مشرف به میدان بـزرگ بود…. انبوه مردم از پیر و جوان در مسجد جمع شده بودند. شـمـارایـن جمعیت دو یا سه هزار نفر میشد. آنها در صحن مسجد چند حلقـه سـاخته، بعضی از آنها میان پیراهن را درآورده و شانه و سینهشان را برهنه کرده بودند. آنها به آهنگ منظمی و با هر دو دست به سینهشان میکوفتند و فریـاد مـاتم و بلند «حسین حسین» میگفتند. آنها میایستادند، روی پا میچرخیدند و بلنـد و با فریاد واندوه عزاداری میکردند. این صحنه رفتار آنهـا را بـا هـیـچ چیـز نمیتوانم قیاس کنم. البته ما ژاپنیها هم در تابستان مراسم «بون» (مراسمی که ژاپنیها به یاد و برای آرامش روح نیاکان و درگذشتگان خود در تابستان برگزار میکنند) را برگزار میکنیم؛ اما در اینجا گروهی از عزاداران پی در پی قمه به سرشان یا زنجیر به سینه و پشت خود میکوبیدند و خون به وضع بدی از سر و سینه آنها سرازیر بود و از آنها منظره رقتانگیز و دردآور میساخت. نمیدانم که آنها چه دلی داشتند. همه دکانهای شهر بسته بود و کسی کار نمیکرد. هیچ نمیدانستم از که بپرسم و چه بکنم».
[۶] ماساهارو، یوشیدا، سفرنامه یوشیدا ماساهارو، ص۱۳۷.
۱.۳ – خاطرات دکتـر ویـلـس
دکتـر ویـلـس نـیـز مـشاهدات خود را در اصفهان در زمـان ولایـت ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه چنین گزارش میکند: «وقتی که ماه محرم الحرام یعنی ماه عزاداری وارد میشود، تمام ساکنینایـران اناثاً و ذکوراً، حتی فقرای آنجا، به لباس سیاه ملبس میشوند…. در مجـالس روضهخوانی مرد و زن بسیار جمع میشوند…. علاوه بر روضـهخـوانی زیاد بعضی از حکام ولایات، محض احترام و تقویت تعزیهداری و عزاداری شهدا، مبلغ کثیری از جیب خود خرج نموده و مجلس تعزیهخوانی بسیار خوبی فراهم میآورند».
[۷] ویلس، چارلز، تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجاریه، ص۲۶۵.
آنچه در همه عزاداریهای دوره قاجار بـه وضـوح دیده میشود، مردمی بودنایـن عزاداریهاست. نکته درخور توجه اینکه این شور و حال شگفتآور تنها در تهران حاکم نبوده است؛ بلکـه تمـام مراکز استانها و حتی تمام روستاها و قصبات در سراسر کشور چنین وضعی داشـتـهانـد. گرترود بل، که در بهار ۱۳۱۱ قمـری (۱۸۹۲م) در زمان ناصرالدین شاه به ایران سفر کرده، از مشاهدات خود در قزوین چنین حکایت میکند: «اندکی پس از آنکه به خاک ایران قدم گذاشتیم، بـه طـور غیر منتظرهای با داستان این شهادت روبه رو شدیم. در خیابان اصـلی قـزوین… آخوندی که روی نوعی منبر نشسته بود، وقایعی را که آنان بایستی نمایش دهند با صدای بلند میخواند. اما با شروع ماه محرم هیجان مذهبی پنهان مشرق زمین آشکار شد. هر شب هنگام غروب شیون و زاری عزاداران فضا را پر میکرد و غم واندوه گاهی اوج میگرفت و گاهی تخفیف مییافت، تا سپیده دم که مؤمنان عزادار را به بستر بفرستد و سبب شود بیایمانان از خـواب مـانـده، با آهی از رضایت سر را روی بالش بگرداننـد. سرانجام روز دهـم مـحـرم فرارسید؛ روزی پراهمیت برای همه مسلمانان…؛ ولی برای شیعیان دهـم محرم لحظهای بسیار ژرف تر و پرمعنیتر است؛ چراکه شهادت امام حسین (علیهالسّلام) در این روز روی داده است».
[۸] بل، گرترود، تصویرهایی از ایران، ص۴۲-۴۳.
۱.۴ – خاطرات گرترود بل
شور و هیجان عزاداری، در روستاها نیز دست کمی از شهرها نداشته است؛ چنـان کـه گرترود بل در ادامه گزارش خـود، عزاداری در یکی از روستاهای قزوین را چنین توصیف میکند: «کمی بعد از ظهر روز عاشورا صدای عزاداران در دهکده پیچید. اهـالی که دستهای تشکیل داده بودند، در خیابـانهـای سـایهدار به راه افتادند و از باریکهای از صحرا که به خیابان اصلی میرسید گذشتند.اندوه و مـاتـمایـن گروه عزاداران احترام شگفتی بود به قهرمان دلیری که پیکرش در دشت کربلا آرمیده است؛ … و اگر آیین خاکسپاری او (امـام حسین (علیهالسّلام) ) در دوازده قـرن پیش به اختصار برگزار شده، آوای آن در طول قرنها با انعکاس ابـدی طنینانداز بوده و تا به امروز رسیده است. در ابتدای صفوف، گروهی از پسربچهها راه میسپردند که تا کمر لخت بودند و به دور نوحهخوان سبزپوشی جست و خیز میکردند و او در حین راه رفتن در میان جمعیت نامنظم، مصائب امام را نقل میکرد. بچهها بالا میپریدند و جست و خیز میکردند و سینه میزدند…. به دنبال آنها مردان علمدار بودند که علمهای دهکده را حمل میکردند؛ میلههای بلندی که بر بالایشان مهـرههـا و پارچهها و نوار ابریشمی رنگارنگ و تزیینات عجیب دیگری نصب شده بود؛ و در پی آنها مرثیهخوان و گروه دیگری از مردان میآمدند که یقه لباسهایشان را پاره کرده بودند و به سینه و پیشانی میزدند و نامامـام را با هماهنگی یکنواختی تکرار میکردند که با گریهها و شیونهایشان گسیخته میشد.
[۹] بل، گرترود، تصویرهایی از ایران، ص۴۳-۴۴.
مردها بر سینه برهنه خود میکوفتند و اشک بر گونههایشان سرازیر بود و گاه به گاه کلمات نوحهخوان را مضمون همسرایی خسته و ماتم زدهای قـرار میدادند، یا با ناله زمزمه مانندی وارد داستان او میشدند که شدت و قدرت مییافت تا به دورترین گوشههای چادری که به عنوان سقف در وسـط بـازار روستا جهت عزاداری برپا شده بود میرسید: «حسین! حسین! یاحسین! » هـوا به شدت گرم بود. چراغهای ارزان قیمت اروپایی در کنار دیوارهای کرباسی دود میکردند، و پرتو لرزانی بر گلهای خرزهره صـورتی و زنان سیاهپوش و چهرههای روبه بالای مردان میافکندند…. نوحهخوان عمامه را از سر برداشت و بر زمین کوفت و همچنان میخواند و مردم فریاد مقطـع «یاحسین یاحسین یاحسین» را از سر گرفتند».
[۱۰] بل، گرترود، تصویرهایی از ایران، ص۴۴-۴۵.
۱.۵ – خاطرات جان ویشارد
دکتر «جان ویشارد» نیز درباره عزاداری تبریزیها در دوره مشروطه میگوید: «من شاهد صحنههای گوناگون تعزیه در جاهای مختلف کشور بودهام؛ امـا هـیچ کجا را جدی تر و متعصبانهتر از تبریز ندیدهام».
[۱۱] ویشارد، جان، بیست سال در ایران، ص۱۶۴.
او همچنین معتقد است که تمام طبقات اجتماع، از فقیرترین فرد تا شخص شاه، در این عزاداریها مساوی رفتار میکنند. وی در توصیف این رفتار مشترک مینویسد: «محرم ماه عزاداری است و تقریباً تمام طبقات در آن شرکت دارند و به یادبود شهادت امام حسین مراسمی انجام میشود. تمامی مردم از شاه و گدا، نه اینکه فقط یک نوار ساده بـر یـقـه لبـاس یـا کلاه خـود بزننـد، بلکـه کـلاً سیاه میپوشند. آنان که توانایی دارند، بدون اعتنـا بـه گـرمـی هـوا، سرتاپا مشکیپوش میشوند. حتی کودکانی که در خیابانها برای حسین و حسن نوحهخوانی میکنند، اغلب لباس تیره بر تن دارند. پرچمهای سیاه کوچک بر سردر خانهها، به منزله دعوتی است از عابران، برای شرکت در مراسم مذهبی و دعاهایی که در آن خانهها برای عموم انجام میشود. در این جلسات واعـظ قرائت قرآن میکند و اشعاری در مدح و خصوصیات اخلاقی شهدا میخواند و بعد نصایح و سفارشاتی به حضار میدهد که معمولاً از جانب آنها با گریه و یا آمین گفتن پاسخ میشنود».
[۱۲] ویشارد، جان، بیست سال در ایران، ص۱۶۲-۱۶۳.
۲ – حضور گسترده زنان
از ویژگیهای عزاداری در دوره قاجار حضور گسترده زنان درایـن عـزاداریهاست. «بشری دلریش» شرکت زنها را در مجالس عزاداری چنین توصیف میکند: «فعالترین بعد حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار، شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم، روضهخوانی و نمایشهای تعزیه بود… که به گفته حسن اعظام قدسی بهترین و مفصلترین مجالس روضهخوانی ماه محرم در تهـران، در مسجد حاج شیخ عبدالحسین برگزار میگردید که گاه جمعیت شرکتکننده در آن، متجاوز از ده هزار زن و مرد میشد».
[۱۳] دلریش، بشری، زن در دوره قاجار، ص۷۲.
مهـدی قـلـیخـان هـدایت چنین گزارش میدهـد: «در تکیـه دولت، اطـراف سـکو از زنها پر میشد؛ قریـب شـش هـزار نفر. مردها به علت کثرت جمعیـت زنـان، بـدان راه نمییافتند».
[۱۴] هدایت، مهدی قلی، خاطرات و خطرات، ص۸۸.
گرترود بل نیز در سفرنامهاش عزاداری زنان آن دوره را چنین توصیف کرده است: «روی سکو نوحهخوانی با لباس بلند و عمامه سفید نشسته بود و شرح شهادت را با آهنگ کشیده و حزنانگیزی میخواند. زیر پای او زمین پوشیده از زنانی بود که چادرهای سیاهشان را به طور مرتبی به دور خود جمع کرده و با سرهای پوشیده نشسته بودند و روبند کتان سفید جلو صورتشان تا پایین روی دامنشان آویزان بود…. نوحهخوان به ذکر مصیبت ادامـه میداد و زنهـا در تقلای رنج آلودی خود را به پس و پیش تکان میدادند».
[۱۵] بل، گرترود، تصویرهایی از ایران، ص۴۴.
به گفته برخی از پژوهشگران، کسب اجـر اخـروی، توبه از گناهان، افـزودن بر اطلاعات دینی، دیـدن رجـال سیاسی، روحانیان، مراجـع بـزرگ و شنیدن مواعظ آنها در کنار محظوظ شدن از لذت حضور در جمع و مشارکت در طبخ غذا و تناول آن، از انگیزههای کوچک و بزرگی بودند که به حضور زنان در این مراسم، قوت میبخشید.
[۱۶] دلریش، بشری، زن در دوره قاجار، ص۷۳-۷۴.
۳ – محدود نبودن عزاداری به دهه اول محرم
در دوره قاجاریه نیز، همچون دوره صفویه، ایام عزاداری توسعه یافت. در این دوره مراسم عزاداری مدت زمان بیشتری را دربر میگرفت و تنها محدود به یکی دو دهه در محرم و صفر نبود.
[۱۷] دلریش، بشری، زن در دوره قاجار، ص۷۴.
[۱۸] مستوفی، عبدالله، شـرح زندگانی مـن، ج۱، ص۲۸۶-۲۷۷.
[۱۹] پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه پولاک، ص۲۳۴.
در بسیاری از محلات تهران مردم در تمام ایام محرم و صفر مراسم روضهخوانی برپا میکردند.
[۲۰] نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، ص۳۴۸.
در این دوران عزاداری برای رفع وبا، طاعون و حتی گرانی نیز رسـم شد. برای نمونه در سال ۱۳۱۰ قمری وبا در ایران و تهران شیوع یافت. مردم برای نجات از وبا به امام حسین (علیهالسّلام) متوسل شدند و جلسات مفصـل عـزاداری برپا کردند. عین السلطنه در این زمینه مینویسد: «وبا در اغلب بلاد ایران به شدت مشغول قتـل اسـت…. روزی شـش صـد نفر و پانصد نفر کمتـر نـمـیکـشد…. همهمه و اضـطراب مـردم طـهـران طوری شده که به نوشتن برنمیآید. دو سه مرتبه خلـق طـهـران بـا علمـا و سادات به امامزاده حسن و امامزاده اهـل عـلـی مـصلی رفتـه و هـر مرتبـه متجاوز از بیست هزار نفر بودند. صدقه و روضـهخـوانی و بذل و بخشش به شدت زیاد شده است…. روضهخوانی و خیرات بـه حـدی در تهران و شمیرانات زیاد شده…. آش امام زین العابدین (علیهالسّلام) در تمام کوچهها گذرها طبخ میشود. دستهجات سینهزن متصل در گردش است. تمـام مردم زاهد و عابد شدهاند».
[۲۱] عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۱، ص۴۸۲-۴۸۴.
۴ – حضور بزرگان حکومت در عزاداریها
در دوره قاجار بزرگان حکومت نیز اقدام به برگزاری مجالس عزا میکردند؛ چنـان کـه اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات (چاپ و نشر) ناصرالدین شاه با تصریح و تاکیـد
برگزاری مجالس عزاداری در منزل خود میگوید: «تنها چیزی که از برای خود اسباب نجات دنیا و آخرت میدانم خدمت به خامس آل عبا سیدالشهدا است».
[۲۲] اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص۲۶۴.
جان ویشارد نیز گفته است تمامی مردم از شاه و گدا کلاً سیاه میپوشیده و به سخنان واعظ گوش فرامیدادهاند.
[۲۳] ویشارد، جان، بیست سال در ایران، ص۱۶۲.
نمونه دیگر، گزارش سفیر فرانسه از عزاداری در خانه امین السلطان است: «امسال هفتههای اول محرم… من توانستم این مراسم را در خانه «اتابک اعظـم» ( امین السلطان) در تهران ببینم. سرتاسر حیاط بزرگ آن با چادری پوشانده شده بود و به روی دیوارها پارچه سیاه کشیده بودند؛ پنجرههای باز اتاقها به منزلـه جایگاه نشستن برای مدعوین بود. مراسم هر روز از ساعت سه بعدازظهر آغاز و در ساعت ده یا یازده شب ختم میشد. جمعیت کثیری تالار پرنوری را پر میکردند. روضهخوانان پشت سر هم بالای منبر میرفتند و با ذکر مصیبت امامان، همه حاضران را به گریه و زاری میانداختند…. آن شب نوحهخوانی، به خواندن نوحهای آغاز کرد و مردم همه با او هماواز شـدند. در آخـر همـه به طور دستهجمعی به شیون و زاری و رفته رفته با صدای ناله مانندی به زمزمه غمانگیزی پرداختند. دائماً جنب و جوش و رفت و آمد برقرار بود».
[۲۴] اوبن، اوژن، ایران امروز، ۱۹۰۶-۱۹۰۷.
[۲۵] اوبن، اوژن، ایران و بین النهرین، ص۱۸۶-۱۸۷.
عین السلطنه از شاهزادگان دوره ناصری و سرتیپ دوم توپخانه تصریح میکند که تاجران در بعضی مساجد، مجلس روضه تشکیل میدادند. او در خاطراتش در این باره مینویسد: «یکشنبه ۹ محرم: عصر به اتفاق تولویخان به شهر رفتیم. نیم ساعت به غروب مانـده، خانـه حضرت والا پیاده شدیم. محمدحسین میرزا شهر بود آمد. شب قبـل از شـام، مسجد شیخ عبدالحسین که چسب به خانه خودمان است و سه سال است تجار و کسبه ترک روضهخوانی مفصل در آنجا میکنند رفتیم. الحق خوب مجلسی فراهم آوردهاند. مسجد آقاسیدعزیز الله را که جناب صدرالعلما آنجـا نماز میخواند، تجار اصفهانی بستهاند. مسجد جمعه را تجـار کاشانی روضـه میخوانند. یک ساعت استماع ذکر مصیبت شده، بعد قدری گردش رفتیم. جمعیت زیاد بود؛ دستهجات سینهزن فراوان».
[۲۶] عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۱، ص۵۳۹.
بنابراین میتوان ادعا کرد که در دوره قاجار عزاداری نهادینه شده بود و هر بخش از جامعه که بیشتر به آن نزدیک میشد، بیشتر بین مردم محبوبیت پیدا میکرد.
[۲۷] نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، ص۳۴۸.
۵ – چهل منبر، چهل شمع
«چهل منبر» یا «چهل و یک منبر» از سنتهای ویژه دوره قاجار بوده است؛ به این ترتیب که افراد نذر میکردند که در شب عاشورا (یا شب شام غریبان) در پای چهل منبر شمع روشن کنند. (این شمعها به طور نمادین و با انگیزه تامین روشنایی در مجلس عزای حسینی بوده است؛ به ویژه در آن دوران که برق فراهم نبوده است.)
عبدالله مستوفی در شرح آن مینویسد: «در شبهای عاشورا جمعی دیده میشدند که حتی بعضی پابرهنه کیسه یا جعبهای پر از شمع زیر بغل گرفته، به تکیهها و مجالسی که روز در آنها روضهخوانی میشد میرفتند که نذر خود را راجع به روشـن کـردن چهل و یک شمع در چهل و یک منبر ادا کنند…. چهل و یک منبرروها از همه طبقه بودند؛ حتی بعضی از اعیان که با فانوس و نوکر و پیشخدمت و فراش چهل و یک منبر میرفتند. جعبه شمع آنها زیر بغل فراش بود. آقا پای منبر میرسید، شمعش را روشن میکرد و با کمال اخلاص منبـر را میبوسید…. ولی اکثریت با طبقه متوسط بود. بعضی از تکیههـا ماننـد «تکیه سادات اخوی» برای روشن کردن شمع اختصاص داشت که هرکس یک شمع از چهل و یک منبر خود را باید در این تکیه روشن کند و بعضی هم بودند که فقط نذرشان منحصر به روشن کردن پنج یا هفت یا ده شمع یا بیشتر در این تکیه بود».
[۲۸] مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۱، ص۳۰۲.
اعتمادالسلطنه مترجم مخصوص و رئیس دارالترجمه ناصرالدین شاه در ش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
