پاورپوینت کامل عَزّ (مفردات‌قرآن)


در حال بارگذاری
25 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل عَزّ (مفردات‌قرآن) دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عَزّ (مفردات‌قرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل عَزّ (مفردات‌قرآن) :

منبع: عَزّ (قاموس قرآن (جلد ۴))

مقالات مرتبط: عزّت (لغات‌قرآن)، عَزّ (مفردات‌نهج‌البلاغه)، عزّ.

عَزّ (به فتح عین) و عِزَّت (به کسر عین و فتح زاء) از واژگان قرآن کریم به معنای توانایی و مقابل ذلّت است.
مشتقات عَزّ که در آیات قرآن آمده عبارتند از:

الْعِزَّهَ (به کسر عین و فتح زاء مشدد) به معنای عزّت؛

عِزًّا (به کسر عین و فتح زاء مشدد) به معنای عزّت و توانایی؛

عَزَّنِی‌ (به فتح عین و زاء مشدد) به معنای بر من غلبه کرد؛

عِزَّهٍ (به کسر عین و فتح زاء مشدد) به معنای غرور؛

تَعزیز (به فتح تاء) به معنای تقویت؛

عَزیز (به فتح عین) از اسماء حسنی به معنای توانا و قادر؛

اَعِزَّه (به فتح الف و کسر عین) جمع عزیز است‌.

فهرست مندرجات

۱ – معنای عَزّ و عِزَّت
۲ – کاربردها
۲.۱ – الْعِزَّهَ (آیه ۱۳۹ سوره نساء)
۲.۲ – عِزًّا (آیه ۸۱ سوره مریم)
۲.۳ – عَزَّنِی‌ (آیه ۲۳ سوره ص)
۲.۴ – تُعِزُّ (آیه ۲۶ سوره آل عمران)
۲.۵ – الْعِزَّهُ (آیه ۲۰۶ بقره)
۲.۶ – عِزَّهٍ (آیه ۲ ص)
۲.۷ – الْعِزَّهُ (آیه ۸ منافقون)
۲.۸ – الْعِزَّهَ (آیه ۱۰ فاطر)
۲.۹ – الْعِزَّهَ (آیه ۶۵ یونس)
۲.۱۰ – فَعَزَّزْنا (آیه ۱۴ یس)
۲.۱۱ – الْعَزِیزُ (آیه ۱۲۹ بقره)
۲.۱۲ – عَزِیزٌ (آیه ۲۰۹ بقره)
۲.۱۳ – الْعَزِیزِ (آیه ۱ ابراهیم)
۲.۱۴ – الْعَزِیزُ (آیه ۹ شعراء)
۲.۱۵ – الْعَزِیزُ (آیه ۷۸ نمل)
۲.۱۶ – الْعَزِیزُ (آیه ۲ ملک)
۲.۱۷ – الْعَزِیزِ (آیه ۹ ص)
۲.۱۸ – عَزِیزٌ (آیه ۴ آل عمران)
۲.۱۹ – عَزِیزٌ (آیه ۴۰ حج)
۲.۲۰ – بِعَزِیزٍ (آیه ۲۰ ابراهیم)
۲.۲۱ – عَزِیزٌ (آیه ۱۲۸ توبه)
۲.۲۲ – بِعَزِیزٍ (آیه ۹۱ هود)
۲.۲۳ – الْعَزِیزِ (آیه ۳۰ یوسف)
۲.۲۴ – الْعَزِیزُ (آیه ۸۸ یوسف)
۲.۲۵ – الْعَزِیزُ (آیه ۴۹ دخان)
۲.۲۶ – اَعِزَّهَ (آیه ۳۴ نمل)
۳ – پانویس
۴ – منبع

۱ – معنای عَزّ و عِزَّت

عَزّ و عِزَّت

[۱] قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۳۳۸-۳۴۱.

[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۶۳.

[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۴، ص۲۶.

به معنی توانایی و مقابل ذلّت است.
در اقرب الموارد گوید: «عَزَّهُ‌ عِزّاً: قَوَّاهُ- عَزَّ الرَّجُلُ‌ عِزّاً وَ عِزَّهً: صَارَ عَزِیزاً- قَوِیَ بَعْدَ ذِلَّهٍ.»

[۴] شرتونی، سعید، اقرب الموارد، ج۳، ص۵۳۸.

راغب اصفهانی گفته: عزّت حالتی است که از مغلوب بودن انسان مانع می‌شود.

[۵] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۶۳.

گویند: «اَرْضٌ‌ عِزَازٌ» زمین سخت.

[۶] شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۳، ص۵۳۸.

شیخ طبرسی نیز اصل آنرا از «عِزَازُ الْاَرْضِ» می‌داند.

[۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۱.

از کلمات اهل لغت به دست می‌آید: شی‌ء کمیاب را از آن‌جهت عزیز و عزیز الوجود گویند که آن در حالت توانایی قرار گرفته و رسیدن به آن سخت است.

۲ – کاربردها

به مواردی از عَزّ که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ – الْعِزَّهَ (آیه ۱۳۹ سوره نساء)

(اَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ‌ الْعِزَّهَ فَاِنَ‌ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعاً)

[۸] نساء/سوره۴، آیه۱۳۹.

«آیا عزّت و توانایی را در پیش کفّار می‌جویند؟! عزّت همه‌اش مال خداست.»

[۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۱۸۸.

[۱۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۱۵.

[۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۹۷.

[۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۹۳.

۲.۲ – عِزًّا (آیه ۸۱ سوره مریم)

(وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ‌ عِزًّا)

[۱۳] مریم/سوره۱۹، آیه۸۱.

«جز خدا معبودهایی گرفتند تا برای آن‌ها عزّت و توانایی شوند!»

[۱۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۱۴۷.

[۱۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۰۸.

[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۲۰۳.

[۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۸۱۷.

ظاهرا فاعل‌

(لِیَکُونُوا)

،

(آلِهَه)

است.

۲.۳ – عَزَّنِی‌ (آیه ۲۳ سوره ص)

(فَقالَ اَکْفِلْنِیها وَ عَزَّنِی‌ فِی الْخِطابِ)

[۱۸] ص/سوره۳۸، آیه۲۳.

«گفت مرا بر آن میش کفیل کن و در سخن بر من غلبه کرد.»

[۱۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۲۹۳.

[۲۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۱۹۲.

[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۸۷.

[۲۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۷۳۴.

در آیه:آن‌را غلبه معنی کرده‌اند. به نظر می‌آید آن استعمال در لازم معنی است که غلبه لازم عزّت است. راغب اصفهانی گوید: بعضی گفته‌اند: از من در مخاطبه و مخاصمه قوی‌تر شد.

[۲۳] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۶۴.

۲.۴ – تُعِزُّ (آیه ۲۶ سوره آل عمران)

(تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)

[۲۴] آل عمران/سوره۳، آیه۲۶.

(به هر کس بخواهى، حکومت مى‌بخشى و از هر کس بخواهى، حکومت را مى‌گیرى؛ هر کس را بخواهى، عزّت مى‌دهى و هر که را بخواهى خوار مى‌کنى.)

[۲۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۳.

[۲۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۰۶.

[۲۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۳۱.

[۲۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۲۱.

[۲۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۷۲۸.

آیه صریح است در این‌که دادن و پس گرفتن حکومت و نیز عزّت و ذلت در دست خداست، ولی چون کارهای خدا از روی حکمت و علت است و جزافی نیست باید علت ذلّت و عزّت را در خود شخص جستجو کرد، لذا می‌بینیم قرآن پیوسته ذلت را در اثر کفر و بدکاری‌ از آن کفّار و بدکاران می‌داند. چنان‌که از آیه‌

(ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ ذلِکَ بِاَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ)

[۳۰] بقره/سوره۲، آیه۶۱.

استفاده می‌شود.
(و مُهر ذلّت و نیاز، بر آن‌ها زده شد و به خشم خداوند گرفتار شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات خداوند، کفر مى‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى‌کشتند. این به خاطر آن بود که نافرمانى کرده و تجاوز مى‌نموده‌اند.)

[۳۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۹.

۲.۵ – الْعِزَّهُ (آیه ۲۰۶ بقره)

(وَ اِذا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ اَخَذَتْهُ‌ الْعِزَّهُ بِالْاِثْمِ)

[۳۲] بقره/سوره۲، آیه۲۰۶.

«چون گویی از خدا بترس توانایی و حکومتش او را به نافرمانی وا می‌دارد و با اتّکاء به قدرت خویش از قبول حق امتناع می‌کند.»

[۳۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲، ص۱۴۵.

[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۹۸.

[۳۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۲۶۷.

[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۵۳۴.

ظاهرا مراد از عزّت توانایی ظاهری است چنان‌که از ما قبل آیه‌

(وَ اِذا تَوَلَّی سَعی‌ فِی‌ الْاَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیها.)

استفاده می‌شود.

راغب اصفهانی گوید: در این‌جا به طور استعاره به حمیّت و اباء مذموم، عزّت گفته شده است.

[۳۷] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۶۳.

قول اقرب الموارد هم‌چنین است.

[۳۸] شرتونی، سعید، اقرب الموارد، ج۳، ص۵۳۹.

۲.۶ – عِزَّهٍ (آیه ۲ ص)

(بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی‌ عِزَّهٍ وَ شِقاقٍ)

[۳۹] ص/سوره۳۸، آیه۲.

(ولى کافران گرفتار غرور و اختلاف هستند.)

[۴۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۵۳.

[۴۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۲۷۶.

[۴۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۱۸۱.

[۴۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۷۰.

[۴۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۷۲۶.

در این آیه مثل آیه سابق عزت به کفّار و بدکاران نسبت داده شده است.

ظاهرا مراد از آن در آیه امتناع، تکبّر و عزّت ادعایی است، نکره آمدن آن قرینه این احتمال است یعنی: کفّار از قبول قرآن در امتناع و مخالفت‌ هستند.

۲.۷ – الْعِزَّهُ (آیه ۸ منافقون)

آیه‌

(وَ لِلَّهِ‌ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقِینَ لا یَعْلَمُونَ)

[۴۵] منافقون/سوره۶۳، آیه۸.

(عزّت مخصوص خدا و پیامبر او و مؤمنان است؛ ولى منافقان نمى‌دانند.)

[۴۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۵۵.

[۴۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۴۷۵.

[۴۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۸۲.

[۴۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۵۱.

[۵۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۴۴.

روشن می‌کند که عزت واقعی مطلقا مال خدا، رسول و مؤمنان است.

۲.۸ – الْعِزَّهَ (آیه ۱۰ فاطر)

(مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ‌ الْعِزَّهُ جَمِیعاً)

[۵۱] فاطر/سوره۳۵، آیه۱۰.

(کسى که خواهان عزّت و توانایى است باید از خدا بخواهد؛ چرا که تمام عزّت و توانایى براى خداست.)

[۵۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۳۵.

[۵۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۲۷.

[۵۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۲.

[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۳۱۰.

[۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۶۲۸.

۲.۹ – الْعِزَّهَ (آیه ۶۵ یونس)

(وَلاَ یَحْزُنکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّهَ لِلّهِ جَمِیعًا)

[۵۷] یونس/سوره۱۰، آیه۶۵.

(سخن آن‌ها تو را غمگین نسازد! تمام عزّت و قدرت، از آنِ خداست.)

[۵۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۱۶.

[۵۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۰، ص۱۳۷.

[۶۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۹۳.

[۶۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۳۲۴.

[۶۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۸۲.

عزّت همه دست خدا است و هر کس طالب عزّت باشد باید از خدا بخواهد. عزت‌های ظاهری و اعتباری دنیا نیز در دست خداست که می‌دهد و می‌ستاند و اگر کسی به دیگری عزّت بدهد آن هم به اذن و مشیّت خداست.

۲.۱۰ – فَعَزَّزْنا (آیه ۱۴ یس)

(اِذْ اَرْسَلْنا اِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ)

[۶۳] یس/سوره۳۶، آیه۱۴.

(در آن زمان که دو نفر از رسولان خود را به سوى

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.