پاورپوینت کامل طاهر بن حسین ذوالیمینین


در حال بارگذاری
15 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل طاهر بن حسین ذوالیمینین دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل طاهر بن حسین ذوالیمینین،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل طاهر بن حسین ذوالیمینین :

مقالات مرتبط: پاورپوینت کامل طاهر بن حسین ذوالیمینین (مقاله‌دوم).

طاهر فرزند حسین بن مصعب بن زریق است. این خاندان ایرانی، از موالی طلحه بن عبدالله خزاعی، یکی از چهره‌های برجسته قبیله عربی خزاعه بودند که زمانی حاکم سیستان بود.

فهرست مندرجات

۱ – عنصری انقلابی
۲ – علاقه طاهر به زادگاه خویش
۳ – علاقه و تربیت پدر
۴ – مواجهه با خوارج
۵ – بدرفتاری علی بن عیسی با طاهر
۶ – پناهنده شدن طاهر
۷ – خلع ولایت عهدی مامون
۸ – فضل بن سهل در جستجوی فرمانده
۹ – دلایل انتخاب طاهر به فرماندهی لشکر خراسان
۹.۱ – عدم رضایت پدر طاهر
۹.۲ – نامه طاهر به فضل بن سهل
۹.۳ – ادامه رقابت فضل بن سهل با طاهر
۱۰ – درگذشت پدر طاهر
۱۱ – مناصب طاهر
۱۲ – تعویض لباس مامون به درخواست طاهر
۱۳ – طاهریان در خراسان
۱۳.۱ – درخواست انتقال طاهر به خراسان
۱۳.۲ – دلیل درخواست انتقال به خراسان
۱۴ – دلیل انتخاب طاهر به حکومت خراسان
۱۵ – عبدالله بن طاهر
۱۶ – اهمیت رفتن طاهر به خراسان
۱۷ – استقلال طلبی طاهر
۱۸ – حکمرانی طاهر
۱۹ – عصیان طاهر
۲۰ – مرگ طاهر
۲۱ – حکومت بعد از طاهر
۲۲ – حرکت به سمت ری
۲۳ – مقابله با جاسوسان علی بن عیسی
۲۳.۱ – جاسوس راستگو
۲۴ – درگیری با لشکر عراق
۲۴.۱ – پیروزی طاهر بر علی بن عیسی
۲۴.۲ – لقب ذوالیمینین
۲۵ – جنگ همدان
۲۶ – پیشروی به سوی بغداد
۲۷ – محاصره بغداد
۲۷.۱ – آخرین راهکار امین
۲۷.۲ – طلب یاری امین از هرثمه
۲۷.۳ – کشته شدن امین
۲۸ – پانویس
۲۹ – منبع

۱ – عنصری انقلابی

مصعب در جریان انقلاب عباسیان شرکت داشت و منشی سلیمان بن کثیر، داعی عباسیان بود. بنابراین عنصری انقلابی شناخته می‌شد که پس از پیروزی باید سهم خویش را می‌گرفت. امارت شهر پوشنگ به وی و فرزندش حسین داده شد و اندکی بعد هرات هم به آن افزوده شد. طاهر بن حسین به هنگام تولد خویش در پوشنگ و خراسان از خاندانی گمنام نبوده است، بلکه چنان که گفته شد، امیرزاده یا حاکم زاده شهر و منطقه خویش بوده است.

[۱] ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۲، ص۲۶۵.

۲ – علاقه طاهر به زادگاه خویش

طاهر بن حسین زادگاه خود پوشنگ را علاقه زیادی داشته است و این شدت علاقه به حدی بوده است که چون فضل بن سهل وزیر مامون او را به فرماندهی لشکر خراسان به منظور مقابله با لشکر بغداد برگزید، بالاترین آرزوی طاهر را جویا شد و طاهر تنها یک آرزو داشت و آن حکمرانی و تصدی امور پوشنگ و بالا رفتن از منبر آن به جهت ادای خطبه، و اندوخته یکصد هزار دینار در خزانه دارالحکومه پوشنگ که همگی برآورده شد.

[۲] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۴۷۳.

۳ – علاقه و تربیت پدر

نقل است که حسین بن مصعب فرزندش طاهر را بسیار دوست می‌داشته، و به هر علتی که بوده، هیچ گاه او را از خود دور نمی‌ساخته است و همواره در سفر و حضر او را از خود جدا نمی‌ساخت.

[۳] نفیسی، سعید، تاریخ خاندان طاهری، ص۴۳.

طاهر در عراق پرورش یافته و سپس به خراسان بازگشته است. در این مدت و زیر نظر پدر خویش و با استفاده از اساتید محفل علمی عراق در فنون مختلف سیاست، اجتماع، ادب، تاریخ و… بهره مند شده است.
طاهر به سال ۱۵۹ هجری متولد شد.

[۴] ابن خلکان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، ج۲، ص۵۱۷.

بنا بر گفته طبری او در کودکی با پدرش حسین با سپاه خراسان به عراق رفته، و چندی در آن دیار پرورش یافته است. پس از آن و طبعا از زمان بلوغ اثر وی در خراسان دیده می‌شود؛ زیرا که به سال ۱۸۱ قمری در حالی که بیست و دو سال از عمرش را پشت سر گذاشته بود، از سوی علی بن عیسی بن ماهان، والی خراسان حکمرانی پوشنگ را به دست گرفته است،

[۵] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۶، ص۹۰.

و چنین به نظر می‌رسد که طاهر و پدرش حسین متناوبا حکمران شهر پوشنگ بوده‌اند. وی به سرعت در تشکیلات اداری و نظامی خراسان وارد گردید.

۴ – مواجهه با خوارج

طاهر در حالی که بیست سال بیشتر سن نداشت، از طرف علی بن عیسی بن ماهان حکمران خراسان مامور مبارزه و مقابله با حمزه پسر آذرک خارجی سیستانی گردید و توانست با حربه‌های مناسب قائله او را فرونشاند و سربلند از این آزمایش خارج گردد، و باعث برچیده شدن بساط هرج و مرج، و قتل و کشتار در منطقه شد.

[۶] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۶، ص۹۰.

برخورد طاهر با خوارج بسیار خشونت آمیز و بی سابقه بود. او برای مجازات و تنبیه خوارج بر آنان بسیار سخت می‌گرفت، به گونه‌ای که چون بر گروهی از آنان دست می‌یافت، سر درختان را به هم می‌پیوست، در حالی که هر پای آن‌ها را نیز به یکی از درختان می‌بست، آن گاه دو درخت را رها می‌کرد، در نتیجه، آن شخص از وسط به دو نیم می‌شد.

[۷] اکبری، امیر، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ص۸۰.

این شیوه و سبک برخورد طاهر سبب گردید تا نام و آوازه او فراگیر شده و جایگاه وی در منطقه تثبیت گردد.

۵ – بدرفتاری علی بن عیسی با طاهر

محبوبیت طاهر و خانواده وی در خراسان که با پیروزی‌های طاهر در برابر خوارج تشدید گردیده بود، سبب شد، تا آتش حسد و رشک را در نهاد عیسی نسبت به آنان شعله‌ور سازد تا آن جا که به توهین و دشنام به خانواده طاهری توسط حکمران انجامید. تا جایی که رفته رفته به خون آن‌ها تشنه شده و آنان را به مرگ تهدید نمود.

[۸] ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۲، ص۲۲۲.

تا آن جا که روزی دستور داد، طاهر را با ریسمانی به دکل یا ستونی بستند.

[۹] یادگاری، عبدالمهدی، نبشابور طاهری مرکز ثقل خراسان، ص۱۱۴.

این کار باعث شد تا حس تنفر و انتقام از علی بن عیسی در وجود طاهر نهادینه شود.

۶ – پناهنده شدن طاهر

پناهنده شدن حسین بن مصعب و طاهر به خلیفه هارون الرشید و در پی بروز نا آرامی‌های زیاد خلیفه را بر آن داشت تا علی بن عیسی را از حکمرانی خراسان عزل نموده و او را به بغداد فراخواند و هرثمه بن اعین به عنوان فرماندار جدید معرفی شد.

[۱۰] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۶، ص۱۴۳.

اما نخستین حضور مهم او، همراهی وی با هرثمه بن اعین است که در سال ۱۹۳ از طرف هارون مامور سرکوبی شورش رافع بن لیث شد. و در سمرقند وی را شکست داد

[۱۱] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۶، ص۱۴۸.

از این جا روشن می‌گردد که باید در آن جا شجاعت و درایت خود را آشکار کرده باشد؛ چرا که در سال ۱۹۴-۱۹۵ به فرماندهی نیروی مامون بر ضد نیروهای امین به فرماندهی علی بن عیسی منصوب شد.

۷ – خلع ولایت عهدی مامون

هارون الرشید خلیفه عباسی که جهت سرکشی به خراسان عزیمت نموده بود و فرزندش مامون را نیز به همراه خود برده بود و قبلا وصیت کرده بود که خراسان تا همدان به فرمان مامون باشد و از همدان به آن طرف که شامل تمام غرب است از آن امین و با این کار پیوند ولایت عهدی مامون را برای امین دوباره تاکید کرده بود. اما بعد از درگذشت هاورن به واسطه شیطنت‌های فضل بن ربیع و هم چنین نیات پلید خود امین در مورد مامون باعث شد تا امین، مامون را از ولایت عهدی خلع نموده و برای فرزند شیرخوار خودش، موسی که هنوز زبان نگشوده بود، بیعت گرفت و او را الناطق بالحق ملقب نمود،

[۱۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۶، ص۵۵۴.

و علی بن عیسی بن ماهان را به حکمرانی خراسان منصوب کرد،

[۱۳] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۲۵۱.

و نهاوند و همدان و قم و اصفهان و قسمت دیگر جبل؛ یعنی آذربایجان را به او اقطاع داد که لشکریان و خراج آن‌ها با علی بن عیسی باشد.

[۱۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۷، ص۲.

وقتی رافع بن لیث از حسن رفتار و نیکوکاری مامون درباره مردم ولایت خویش خبر یافت، کس فرستاده و برای خویشتن امان خواست، هرثمه در این باب شتاب کرد و رافع بیامد و به مامون پیوست که وی را حرمت کرد. هرثمه هم چنان مقیم سمرقند بود. طاهر بن حسین نیز همراه هرثمه در محاصره رافع بوده بود، وقتی رافع امان یافت، این مشکل محاصره به این طریق پایان یافت.

[۱۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۶، ص۵۵۳.

۸ – فضل بن سهل در جستجوی فرمانده

چنین نقل شده است که هنگامی که فضل بن سهل وزیر مامون از تصمیم امین خلیفه در بغداد مبنی بر تعیین علی بن عیسی به فرماندهی لشکر عراق به منشور تسخیر خراسان آگاهی یافت، با توجه به سوابق مردی و مردانگی طاهر و پیروزی‌های وی در مقابل قیام شورش خوارج و در مقابل یاغیگری‌ها، و هم چنین سابقه خشونت علی بن عیسی نسبت به طاهر، و تنفر و انزجار درونی طاهر نسبت به علی بن عیسی و حس انتقام جویی در وی، و هم چنین جرات و قدرت تصمیم گیری و تدبیر بالای طاهر و اراده قوی وی، طاهر را از میان تمامی دلاوران خراسان جهت فرماندهی و سالاری لشکر خراسان کاملا پسندیده و برگزید.

[۱۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۷، ص۱۵.

نقل شده است که امین نامه‌ای برای مامون نوشته و فراوانی سپاهیان خویش را به رخ مامون کشیده است و گفته است: «تو نمی‌توانی لشکریان مرا شماره کنی، مگر آن چه در این انبان است، بشماری و انبانی پر از دانه کنجد کرده، برای مامون فرستاد. مامون نیز برای تحریص و تحریک فرماندهان و سپاهیان خویش این نامه را بر یاران خود خواند». طاهر بن حسین که مرد بی‌باک و دلاوری بود با شنیدن این تهدید، در حالی که تمام وجودش را خشم فرا گرفته است بر خواسته و خطاب به مامون چنین گفته است: «برای برادرت امین بنویس که کنجدهای انبان را نمی‌شمارم، اما خروسی یک چشم دارم که آن دانه‌ها را در یک روز بر می‌چیند!».

[۱۷] یادگاری، عبدالمهدی، نبشابور طاهری مرکز ثقل خراسان، ص۱۳۰.

۹ – دلایل انتخاب طاهر به فرماندهی لشکر خراسان

پس از آن که روشن گردید که امر بین دو برادر به غیر از جنگ معلوم نمی‌گردد، مامون خود را آماده مبارزه نموده و دستور داد تا وزیرش، فضل بن سهل دست به کار شده و تمام امور را برای جنگیدن آماده و مهیا نماید. فضل که قبل از آن جنگ را پیش بینی نموده بود و نیک می‌دانست که به واسطه دوستی دیرینی که بین فضل بن ربیع و علی بن عیسی بن ماهان وجود دارد، قطعا علی بن عیسی برای جنگ با خراسان برگزیده خواهد شد، در صدد یافتن نامزدی برای رویارویی با او بر آمد. از این رو دستور داد تمامی فرماندهان و شخصیت‌های درباری دستور داد تا فرزندان خویش را بیاورند که حسین بن مصعب نیز فرزندش طاهر را به همین علت در آن جمع حاضر نمود. به این ترتیب از بین همه آنان فضل بن سهل، طاهر را که جوانی یک چشم بود، انتخاب نمود.

[۱۸] یادگاری، عبدالمهدی، نبشابور طاهری مرکز ثقل خراسان، ص۱۳۲.

برخی دلیل انتخاب طاهر را برای جنگ با لشکر عراق به علم نجوم و ستاره شناسی مرتبط می‌دانند و آن را به دانستن علم نجوم از طرف فضل بن سهل یا شخصی به نام دوبان منجم دانسته‌اند. دلیل دیگر این انتخاب می‌تواند این نکته باشد که علی بن عیسی فردی بسیار مغرور بوده است و طاهر را کوچک می‌پنداشته است و هدف فضل از این انتخاب تحقیر علی بن عیسی و زهر چشم گرفتن از اوست که می‌تواند با یکی از سرداران سابق خودش وی را شکست دهد. از سویی دیگر عیسی چون طاهر را به حساب نمی‌آورد، در صدد چاره اندیشی و کمینگاه نمی‌رفت، چنان چه قبل از حرکت در مورد طاهر چنین گفت: «طاهر چیست و کیست؟ هرگاه خبر گذشتن من را از دروازه همدان بشنود، ری را خالی و ترک خواهد کرد»،

[۱۹] دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، اخبار الطوال، ص۳۹۷.

و هم چنین سابقه توهین و اهانت و تحقیر به خاندان طاهری و شخص طاهر در کارنامه علی بن عیسی را نباید از نظر دور داشت چون طاهر از علی بن عیسی به شدت کینه در دل نگه داشته بود و منتظر اولین فرصت بود تا آن را تلافی نماید. این جمله حسین بن مصعب نیز می‌تواند بر این امر دلالت نماید که گفته بود: «بالاخره طاهر علی بن عیسی را خواهد کشت».

[۲۰] یادگاری، عبدالمهدی، نبشابور طاهری مرکز ثقل خراسان، ص۱۳۷.

البته نقل است که طاهر نیز هر چند آرزوی جنگ با علی بن عیسی را در سر می‌پروراند؛ اما چون مردی دانا و دوراندیش بود، چنین پیش بینی نمود که اگر مامون پشیمان گردد و از جنگ دست بکشد یک نوع خفت و خواری برایش خواهد ماند از این رو با مامون چنین سخن گفت: «با برادر تو جنگیدن کار کوچکی نیست و اگر سه شرط مرا قبول می‌کنی، می‌روم. یک آن که چون من از نزد تو روم مرا نخوانی و اگر باز خوانی نیایم. دوم آن که سخن هیچ کس بر من نشنوی. سوم آن که اگر برادر تو در این کار کشته شد، خونش از من نطلبی. مامون نیز به همین شرایط برای او عهد و نامه‌ای نگاشت و به طاهر داد و او نیز آن گاه عازم جنگ گشت».

[۲۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۷، ص۲۵.

۹.۱ – عدم رضایت پدر طاهر

ظاهرا حسین بن مصعب، پدر طاهر از این موضوع راضی نبوده و تلاش‌های را نیز برای انصراف فضل بن سهل از انتخاب طاهر و نیز برای منصرف نمودن خود طاهر از فرماندهی انجام داده که موثر واقع نشده است. نگرانی حسین بن مصعب از این جهت بود که پیش بینی می‌کرد، پیشرفت‌های فرزندش طاهر باعث خشم و کدورت‌ها خواهد شد و میان فضل بن سهل و طاهر اختلاف به وجود خواهد آمد. البته پیش بینی او هم تا حدودی درست بود، زیرا دیری نگذشت که اولین جرقه‌های اختلاف پدیدار گشت. اولین رنجش فضل بن سهل از طاهر بن حسین در همان لحظات نخست و اتفاقا در زمان حیات حسین بن مصعب به وقوع پیوست. پس از آن که طاهر بن حسین موفق شد، در جنگ بر علی بن عیسی فائق شده و وی را بکشد، نامه‌ای به فضل بن حسین نوشت و با سر مقتول روانه مرو ساخت. در این نامه به خاطر اختصار، طاهر از تکلفات و دادن القاب و تشریفات و احترامات خودداری نمود و در کمال بساطت و سادگی تنها به متن نامه اکتفاء نمود.

۹.۲ – نامه طاهر به فضل بن سهل

بلعمی متن نامه طاهر را خطاب به فضل بن سهل چنین ظبط نموده است: اما بعد، فانی کتبت الیک و راس علی بن عیسی بین یدی و خاتمه فی اصبعی و السلام؛ یعنی این نامه را به تو می‌نوسم؛ در حالی که سر علی بن عیسی در برابر من است و انگشتری او در انگشت من است.

[۲۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۷، ص۶.

[۲۳] بلعمی، ابوعلی، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۱۲۱۶.

فضل لحن خطابی نامه را نپسندید و آن را حمل بر غرور و خودخواهی و بی اعتنایی و بی احترامی به خویش تعبیر نمود و چنین گفت: طاهر را سزد که چنین نامه بنویسد. چنین بود که فضل بن سهل کینه طاهر را به دل گرفت و در صدد فرصت و مجال مناسبی بود تا او را گوشمالی دهد و انتقام بگیرد. اولین بار نیز پس از کشته شدن امین به دست طاهر فرصت را مناسب تشخیص داده، نزد مامون رفت و گفت: طاهر زبان‌ها و شمشیرهای مردم را بر ما کشانید، ما می‌خواستیم که امین را زنده دستگیر کند؛ ولی طاهر او را کشت. البته فضل از این گفتگو دو منظور را دنبال می‌کرد، یکی این که کشتن امین را به گردن طاهر بیندازد تا اگر روزی مامون پشیمان شد، فضل را مواخذه نکند، دیگر این که طاهر را از انتصاب به مقامات عالیه مملکتی باز دارد.

[۲۴] سیوطی، عبدالرحمن، تاریخ خلفاء، ص۲۲۰.

بعدها دامنه اختلافات ما بین فضل بن سهل با طاهر بن حسین و هرثمه بن اعین بالا گرفت که در نتیجه آن هرثمه جان خود را دز زندان فضل از دست داده و طاهر نیز در واقع به شهر رقه در کنار رود فرات منتقل شد و در حقیقت جنبه تبعیدی به خود گرفت.

[۲۵] ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، ج۱۶، ص۲۹۰.

۹.۳ – ادامه رقابت فضل بن سهل با طاهر

از آنجایی که فضل بن سهل دل خوشی از طاهر نداشته و در صدد تنزل شان طاهر بر می‌آمد. در همین جهت و پس از پیروزی طاهر و کشته شدن امین، فضل بن سهل برادرش حسن را به حکومت بغداد منصوب نموده و طاهر را به رقه (از شهرهای جزیره که در کنار شرقی فرات واقع شده است) اعزام نمود. این در واقع تبعید محترمانه طاهر از مراکز اصلی خلافت به شمار می‌رفت. طاهر از این امر ناراحت شده و چنین گفت: امیرالمومنین درباره من انصاف را رعایت ننمود.

[۲۶] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۴۶۳.

هم چنین این ناراحتی و کدورت طاهر از فضل در اعمال و گفتار دبیر طاهر، عیسی بن عبدالرحمن با فضل مشهود است. او به درباریان گفته بود: تا ارباب من زنده است، فضل بن سهل در نظرم ناچیزتر از این مو است. به هر حال طاهر را به بهانه جنگ با نصر بن شبث عقیلی به رقه اعزام نمودند و فرمان حکومت موصل، شام و مغرب را نیز به نام وی نوشتند. اولین اقدام طاهر پس از ورد به رقه، نوشتن نامه‌ای به نصر بن سیار بن شبث بود که از وی می‌خواست تسلیم گردد.

[۲۷] ابن خلدون، ابو زید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۲، ص۳۷۵.

ولی پس از جواب رد نصر به طاهر، وی تلاش چندانی برای مقابله از خود نشان نداد و این اقدام طاهر را نوعی اعتراض به سیاست‌های فضل برشمرده‌اند.

[۲۸] بلعمی، ابو علی، تاریخنامه طبری، ج۲، ص۱۲۳۰.

عاقبت طاهر به فرمان مامون از رقه فراخوانده شد. مدت اقامت طاهر در رقه پنج سال به طول انجامید.

۱۰ – درگذشت پدر طاهر

در همان ایام اقامت طاهر در رقه بود که پدرش حسین بن مصعب در خراسان در گذشت. از طرف حکومت و دربار خلیفه برای او مراسم سوگواری مفصلی برپا گردید. مامون و فضل بن سهل در مراسم تشییع جنازه وی شرکت نمودند و فضل بن سهل، خود جنازه او را در خاک گذاشت. نامه تسلیت مامون به طاهر هم نشان از همدردی خاص خلیفه با طاهر دارد.

[۲۹] ابن خلدون، ابو زید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج۲، ص۳۷۵.

۱۱ – مناصب طاهر

پس از فراخوانی طاهر به بغداد، ابتدا مامون وی را به عنوان رئیس شرطه منصوب نمود.

[۳۰] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۴۷۵.

این تلاش خلیفه را برای برپایی امنیت و آرامش در بغداد را نشان می‌دهد. وی در این مدت یک ساله صاحب مناصب فراوان دیگری نیز شد؛ از جمله:
۱- انتخاب طاهر به امیری بغداد و فرمانروایی تمام ولایت‌ها تا نواحی مشرق به انضمام حکومت شام
۲- نظارت بر کار دیوان‌ها
۳- مسئولیت جمع آوری خراج سواد عراق
طاهر در مدت اقامت خود در بغداد، احترام و اعتبار زیادی به دست آورده در مجالس خصوصی مامون شرکت می‌کرد و شعرا در وصف و تعریف از او شعر می‌سرودند. اعتبار طاهر در نزد مامون به اندازه‌ای بود که باعث شد، فضل بن ربیع که به علت خیانت و ترس از مجازات مخفی شده بود، به نزد طاهر آمده و با تعظیم در مقابل وی، از طاهر خواهش کند تا او را نزد مامون شفاعت نماید. مامون بعد از دیدن او اظهار داشت: چون طاهر درباره تو صحبت کرد، تو را بخشیدم. از دیگر اقدامات طاهر در بغداد بنای مسجدی به نام خویش در این شهر می‌باشد.

[۳۱] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۷، ص۱۳۳.

۱۲ – تعویض لباس مامون به درخواست طاهر

زمانی که مامون در صفر سال ۲۰۴ قصد ورود به بغداد را داشت، طاهر در شهر رقه بود. وی به دستور مامون وارد بغداد شد، در آن زمان، هنوز لباس مامون به رنگ سبز بود؛ در حالی که علامت عباسیان رنگ سیاه بود. مخالفان عباسیان، به ویژه زیدی‌ها از رنگ سفید استفاده می‌کردند. در تاریخ رنگ مورد نظر شیعیان، همین رنگ سفید بوده است. خاندان عباسی اصرار داشتند تا مامون لباس سیاه به تن کند، در مجلسی که گرفته شد، مامون از طاهر خواست تا هر خواسته‌ای دارد، مطرح کند تا خلیفه آن را اجابت کند. نخستین درخواست طاهر آن بود که مامون لباس سبز را از تنش درآورده و لباس سیاه بپوشد!

[۳۲] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۷، ص۱۵۴.

سران بنی عباس که که از نفوذ طاهر بن حسین در نزد مامون اطلاع داشتند و نیز تلاش مامون را برای جبران سختی‌های طاهر در رقه را می‌دیدند، دست به دامان او شدند و از وی خواستند که مامون را به پوشاندن لباس سیاه تشویق کند.

[۳۳] بلعمی، ابو علی، تاریخنامه طبری، ج۲، ص۱۲۵۰.

۱۳ – طاهریان در خراسان

طبق گزارشات تاریخی، اولین برداشت و دلیلی که بتواند علت گزینش طاهر برای حکومت خراسان را توجیه نماید، شروع اختلافاتی میان مامون و طاهر می‌باشد، به گونه‌ای که در ابتدا مامون با دیدن طاهر بدون نمایان ساختن نیت خویش، گریان و غمناک می‌شد و راز این حالت خویش را برای یکی از افراد امین خویش برملا نمود و البته تاکید نمود که چیزی از من به طاهر نمی‌رسد که ناخوش بدارد.

[۳۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۷، ص۱۰۱.

با آمدن مامون از خراسان، می‌بایست این سرزمین مهم که تا آن زمان دوبار تحول اساسی در دنیای اسلام پدید آورده بود، به دست شخصی لایق سپرده شود. شاید مامون، تردیدهای در انتخاب طاهر داشت و از این که طاهر به سمت استقلال خواهی برود در اندیشه بود؛ اما به هر روی، طاهر فردی قدرتمند بود و می‌توانست هر نوع شورشی را در خراسان سرکوب کند. مامون راه حلی را برای این در نظر گرفت و آن این که مراقبی مورد اعتماد همراه او فرستاده تا در صورت تخطی ار دستورات وی، طاهر را به قتل برساند.

[۳۵] نفیسی، سعید، تاریخ خاندان طاهری، ص۱۵۵.

۱۳.۱ – درخواست انتقال طاهر به خراسان

مامون امارت تمامی مشرق اسلامی را از بغداد تا دورترین نقطه به طاهر سپرد. افزون بر آن، سمت شحنگی بغداد و مناطق اطراف آن را که از پیش داشت برای او نگه داشت. گفته‌اند، مامون به رغم همه احترامی که برای طاهر قائل بود، به دلیل آن که قاتل برادرش امین بود، نمی‌توانست او را در برابر چشمان خود ببیند. به همین خاطر طاهر، از احمد بن ابی خالد، وزیر خلیفه، در ازای دریافت سه میلیون درهم خواست تا زمینه رفتن او را به خراسان فراهم کند.

[۳۶] یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، ص۴۷۵.

مامون ابتدا سخن از احتمال شوریدن وی داد، اما به هر روی پذیرفت.

۱۳.۲ – دلیل درخواست انتقال به خراسان

یکی از دلایل این درخواست طاهر این می‌باشد که به فراست دریافته بود که ممکن است روزی سعایت درباریان در انتقام خون امین برای او مشکل آفرین باشد، چرا که نامه امین به او در روزهای آخر محاصره بغداد، گوشزدی بود برای او که پاداش او نیز مانند دیگر خدمتگزاران عباسی عاقبت با شمشیر و مرگ خواهد بود.

[۳۷] مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲، ص۳۹۷.

۱۴ – دلیل انتخاب طاهر به حکومت خراسان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.