پاورپوینت کامل طَعام (مفرداتقرآن)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل طَعام (مفرداتقرآن) دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل طَعام (مفرداتقرآن)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل طَعام (مفرداتقرآن) :
منبع: طَعام (قاموس قرآن (جلد ۴))
مقالات مرتبط: طعام (لغاتقرآن)، طَعْم (مفرداتنهجالبلاغه)، طعام.
طَعام (به فتح طاء) از واژگان قرآن کریم به معنای طعام خوردن و خوردنی است.
فهرست مندرجات
۱ – معنای طَعام
۲ – کاربردها
۲.۱ – طَعامٍ (آیه ۶۱ سوره بقره)
۲.۲ – طَعاماً (آیه ۱۹ سوره کهف)
۲.۳ – طَعامِ (آیه ۳۴ سوره حاقه)
۲.۴ – طَعامِ (آیه ۳ سوره ماعون)
۲.۵ – طَعامُهُ (آیه ۹۶ سوره مائده)
۲.۶ – طَعام (آیه ۵ سوره مائده)
۲.۶.۱ – طعام اهل کتاب
۲.۶.۲ – زنان اهل کتاب
۳ – طعام از نظر روایات
۴ – پانویس
۵ – منبع
۱ – معنای طَعام
طَعام
[۱] قرشی بنابی، علیاکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۲۱۳-۲۲۳.
[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۱۹.
[۳] طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۶، ص۱۰۵.
مصدر به معنای طعام خوردن و خوردنی است.
چنانکه در «طعم» گذشت.
(ببینید: طعم (مفرداتقرآن))
۲ – کاربردها
به مواردی از طَعام که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
۲.۱ – طَعامٍ (آیه ۶۱ سوره بقره)
(وَ اِذْ قُلْتُمْ یا مُوسی لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ)
[۴] بقره/سوره۲، آیه۶۱.
(و نیز به یاد آورید زمانى را که گفتید: «اى موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم.)
[۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۹.
[۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۲۶۱.
[۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۱۸۷.
[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ص۱۹۳.
[۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان،ص۲۵۵.
۲.۲ – طَعاماً (آیه ۱۹ سوره کهف)
(فَلْیَنْظُرْ اَیُّها اَزْکی طَعاماً)
[۱۰] کهف/سوره۱۸، آیه۱۹.
(پس بنگرد کدام یک از آنها غذاى پاکیزهترى دارند.)
[۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۵.
[۱۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۶۱.
[۱۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۶۰.
[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۳۱.
[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰۶.
در قرآن مجید ظاهرا طعام به معنای مصدری نیامده مگر در این آیه که میشود گفت به معنای مصدر است.
۲.۳ – طَعامِ (آیه ۳۴ سوره حاقه)
(وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ)
[۱۶] حاقه/سوره۶۹، آیه۳۴.
(و هرگز بر اطعام مستمندان تشویق نمىنمود.)
[۱۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۶۷.
[۱۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۶۶۹.
[۱۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۶۸.
[۲۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۲۸۰.
[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۲۳.
بهنظر مجمع البیان در این آیه مضاف مقدر است یعنی:
(«لا یحض علی اطعام طعام المسکین»)
[۲۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۴۶.
در تفسیر الکشّاف بجای اطعام «بذل» مقدّر کرده است، و در سوره حاقّه ذیل آیه فوق گفته: در این آیه دو دلیل قوی است بر بزرگی گناه حرمان مسکین. یکی اینکه: عطف است بر کفر در آیه سابق، دیگری ذکر حضّ است نه فعل آن تا شخص بداند.
اگر ترک تشویق دیگران به طعام مسکین اینقدر بزرگ باشد ترک اطعام او از آن بزرگتر است.
[۲۳] زمخشری، جارالله، الکشّاف، ج۴، ص۶۰۵.
در لغت و تفاسیر، طعام به معنی اطعام پیدا نشد.
ناگفته نماند گفتهاند: لفظ طعام در گندم غلبه دارد گرچه به هر خوردنی نیز شامل است، چنانکه در مفردات، الصحاح و اقرب الموارد تصریح شده و در هر سه کتاب این حدیث از ابیسعید نقل شده:
«اِنَّ النَّبِیَّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَمَرَ بِصَدَقَهِ الْفِطْرِ صَاعاً مِنْ طَعَامٍ اَوْ صَاعاً مِنْ شَعِیرٍ.»
[۲۴] راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۱۹.
[۲۵] جوهری، ابونصر، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، ج۵، ص۱۹۷۴.
[۲۶] شرتونی، سعید، أقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۳، ص۳۷۵.
«رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در زکات فطره امر کردند که صاعی از گندم و یا صاعی از جو باشد.»
لفظ حدیث از مفردات است.
در النهایه گوید: به قول بعضی مراد از طعام در حدیث گندم و به قولی خرماست، ولی خرما بهتر است،
[۲۷] ابن اثیر، مجدالدین، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، ج۳، ص۱۲۷.
که آن وقت اهل مدینه گندم کم داشتند.
در قاموس المحیط معنای اولی را گندم گفته است.
[۲۸] فیروزآبادی، مجدالدین، قاموس المحیط، ج۱، ص۱۱۳۳.
در تفسیر المیزان فرموده: در لسان العرب هست: اهل حجاز چون لفظ طعام را اطلاق کردند از آن فقط گندم قصد کنند و خلیل گفته در کلام عالی عرب طعام فقط گندم است.
[۲۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۰۴.
[۳۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۲۸.
۲.۴ – طَعامِ (آیه ۳ سوره ماعون)
(وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ)
[۳۱] ماعون/سوره۱۰۷، آیه۳.
(و هرگز بر اطعام مستمندان تشویق نمىنمود.)
[۳۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۶۷.
[۳۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۶۳۳.
[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۶۸.
[۳۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی،ج۲۷، ص۳۰۵.
[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۳۴.
۲.۵ – طَعامُهُ (آیه ۹۶ سوره مائده)
(اُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَهِ)
[۳۷] مائده/سوره۵، آیه۹۶.
(صید دریایى و طعام آن براى شما و کاروانیان حلال است.)
[۳۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۴.
[۳۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۲۰۷.
[۴۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۴۱.
[۴۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۸۴.
[۴۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۸۰.
درباره این آیه گفتهاند مراد از طعام بحر، حیواناتی است که به صورت مرده از دریا کنار میافتند.
[۴۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۲۲.
به قولی مراد میوهها و حبوباتی است که با آب دریا بوجود میآیند.
[۴۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۲۲.
به قول بعضی: اگر گوئیم طعام مصدر است، یعنی شکار دریا و خوردن آن هر دو حلال میباشد بهتر است.
[۴۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۲۲.
ولی در تفسیر اهل بیت (علیهمالسّلام) منظور از طعام بحر ماهی شور و خشکیده است که برای بعد ذخیره میشود، آن وقت مراد از «صید البحر» ماهی تازه میشود. در تفسیر عیاشی از حریز از امام صادق (علیهالسّلام) نقل شده: «قَالَ اُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ، قَالَ: مَالِحُهُ الَّذِی یَاْکُلُونَ.»
[۴۶] عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۴۶.
از زید شحام نقل شده که از آن حضرت درباره آیه پرسیدم فرمود: «هی الْحِیتَانُ الْمَالِحُ وَ مَا تُزُوِّدَتْ مِنْهُ اَیْضاً وَ اِنْ لَمْ یَکُنْ مَالِحاً فَهُوَ مَتَاعٌ.»
[۴۷] عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۴۶.
مفسران شیعه به پیروی از ائمه (علیهمالسّلام) آنرا ماهی شور تفسیر کردهاند.
[۴۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۴۱.
[۴۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۲۰۷.
۲.۶ – طَعام (آیه ۵ سوره مائده)
(الْیَوْمَ اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتابَ حِلٌّ لَکُمْ وَ طَعامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ.)
[۵۰] مائده/سوره۵، آیه۵.
(امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده؛ و همچنین طعام اهل کتاب، براى شما حلال است؛ و طعام شما براى آنها حلال؛ و نیز زنان پاکدامن از مسلمانان، و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما به آنها کتاب آسمانی داده شده، حلالند.)
[۵۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۰۷.
[۵۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۳۲۶.
[۵۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۰۳.
[۵۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۲۱۴.
[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۵۱.
این آیه قابل دقت و معرکه الاراء است.
ظاهر آیه آن است که مطلق طعام اهل کتاب اعم از ذبائح و غیره بر مسلمین حلال است، ولی این در صورتی است که ظهور لفظ طعام در گندم نباشد، چنانکه گذشت، و زنان اهل کتاب اعم از آنکه بهصورت عقد دائمی باشد یا منقطع بر مسلمین حلال هستند و نیز طعام اهل اسلام بر اهل کتاب حلال میباشد، ولی از حلیّت زنان اسلام بر اهل کتاب ذکری در آیه نیست.
لازم است در اینجا از هر دو جهت بحث شود.
۲.۶.۱ – طعام اهل کتاب
از طعام اهل کتاب باید گوشت خوک را استثناء کرد که به موجب:
(حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ)
[۵۶] مائده/سوره۵، آیه۳.
(گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و همه بر شما حرام شده است.)
[۵۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۰۷.
گوشت خوک مطلقا حرام است. ایضا آیات: ۱۷۳ بقره، ۱۴۵ انعام، ۱۱۵ نحل در همین زمینه است، و نیز ذبیحهای که اهل کتاب در وقت ذبح نام خدا را یاد نمیکنند از این حکم مستثنی است که به موجب:
(وَ لا تَاْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ)
[۵۸] انعام/سوره۶، آیه۱۲۱.
(و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید.)
[۵۹] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۴۳.
آن نیز حرام است، باقی میماند حبوبات و نظیر آنها و نیز ذبائحی که نام خدا را در آن ذکر میکنند.
ناگفته نماند: اکثر اهل سنت با این آیه استدلال کرده و مطلق طعام اهل کتاب را اعمّ از ذبیحه و غیره حلال دانستهاند و بیشتر نظرشان در آیه به ذبائح است،
[۶۰] ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الکافی فی فقه أهل المدینه، ج۱، ص۴۳۸.
ولی در روایات اهل بیت (علیهمالسّلام) وارد است که مراد از طعام در آیه شریفه گندم و حبوبات و امثال آنهاست نه ذبائح (بدون ملاحظه سند آنها)
[۶۱] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱۲، ص۲۷۳.
در وسائل الشیعه روایات زیادی در تحریم ذبیحه اهل کتاب و کفّار نقل کرده از جمله در روایت قتیبه الاعشی است که امام صادق (علیهالسّلام) در جواب سؤال مردی فرمود: قیمت ذبیحه یهود و نصاری را به مال خود داخل مکن و از آن مخور که حلال بودن به واسطه ذکر نام خدا در وقت ذبح است و درباره آن فقط به مؤمن میشود اطمینان کرد.
[۶۲] حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۷۹.
آن مرد گفت: خدا فرماید:
(الْیَوْمَ اُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتابَ حِلٌّ لَکُمْ)
[۶۳] مائده/سوره۵، آیه۵.
(امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده؛ و همچنین طعام اهل کتاب، براى شما حلال است.)
[۶۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۰۷.
فرمود: «کَانَ اَبِی عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ اِنَّمَا هُوَ الْحُبُوبُ وَ اَمْثَالُهَا.»
[۶۵] حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۷۹.
ایضا در روایت ۴۶ باب ۲۷ از حضرت صادق (علیهالسّلام) نقل شده که درباره آیه ما نحن فیه فرمود: «عَنَی بِطَعَامِهِمْ هُنَا الْحُبُوبُ وَ الْفَاکِهَهَ غَیْرَ الذَّبَائِحِ الَّذِینَ یَذْبَحُونَ فَاِنَّهُمْ لَا یَذْکُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهَا»
[۶۶] حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۹۱.
در آن دو باب هست که اگر اهل کتاب وقت ذبح نام خدا را ذکر کنند از ذبائح آنها بخور،
[۶۷] حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۹۱.
مضمون بعضی دیگر آن است که از ذبائح آنها مخور، خواه نام خدا را ذکر کنند یا نه.
[۶۸] حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۸۷.
نیز هست که نصاری به جای نام خدا «باسم المسیح» میگویند،
[۶۹] حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۸۰.
نیز هست: علی (علیهالسّلام) به منادی خود دستور میداد که روز عید قربان در کوفه ندا میکرد: قربانیهای شما را یهود و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
