پاورپوینت کامل شهاب‌الدین سهروردی (مقاله‌دوم)


در حال بارگذاری
17 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شهاب‌الدین سهروردی (مقاله‌دوم) دارای ۵۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شهاب‌الدین سهروردی (مقاله‌دوم)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شهاب‌الدین سهروردی (مقاله‌دوم) :

منبع: پاورپوینت کامل شهاب‌الدین سهروردی (مقاله‌دوم)

مقالات مرتبط: شهاب‌الدین سهروردی.

شهاب‌الدین سهروردی (۵۴۹ ـ ۵۸۷ هـ.ق) فیلسوف و حکیم برجسته ایرانی قرن ششم (هجری قمری) بود.
وی تحصیلات خود را در مراغه و اصفهان نزد استادان برجسته‌ای چون مجدالدین جیلی و ظهیرالدین فارسی به پایان رساند.
ایشان از فیلسوفان شاخص زمان خود بود که در فلسفه اشراقی تألیفات مهمی داشت و حکمت اشراق را بنیان نهاد.
او در اواخر عمر به شام سفر کرد و در حلب به تدریس و مناظره پرداخت.
وی به دلیل دیدگاه‌های فلسفی خاص و جسارت در ابراز نظر، از سوی علمای حلب به بددینی و کفر متهم شد.
آثار مهم ایشان شامل: حکمه الاشراق، مطارحات، تلویحات، لمحات، الواح عمادیّه، هیاکل نوریّه، لسان القلوب، طوارق الانوار، مبدأ و معاد، کلمه تام در تصوف، المبارقات الالهیّه است.
او در سال ۵۸۶ (هجری قمری) یا ۵۸۷ (هجری قمری) به قتل رسید.

فهرست مندرجات

۱ – معرفی شهاب‌الدین سهروردی
۲ – اساتید
۳ – فعالیت‌ها
۴ – علت ملقب شدن به شیخ اشراق
۵ – جایگاه علمی
۶ – در نظر ابن ابی‌اصیبعه
۷ – در نظر شهروزی
۸ – آثار
۹ – وفات
۱۰ – پانویس
۱۱ – منبع

۱ – معرفی شهاب‌الدین سهروردی

ابوالفتوح یحیی بن حبش بن امیرک شهاب‌الدین سهروردی سیماوی معروف به شیخ اشراق

[۱] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

[۲] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۱.

[۳] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

[۴] ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۶۸.

[۵] ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج۶، ص۱۱۴.

[۶] بغدادی، اسماعیل بن محمد، هدیه العارفین، ج۲، ص۵۲۱.

[۷] اذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۰۷.

[۸] ابن عماد حنبلی، عبدالحی، شذرات الذهب، ج۶، ص۴۷۶.

[۹] ابن وردی، زین‌الدین، تاریخ ابن الوردی، ج۲، ص۱۰۲.

[۱۰] قزوینی، محمد بن محمود، آثار البلاد و اخبار العباد، ص۳۹۴.

[۱۱] ذهبی، محمد بن احمد، العبر فی خبر من غبر، ج۳، ص۹۵.

[۱۲] ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۳، ص۱۵۶.

[۱۳] یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآه الجنان و عبره الیقظان، ج۳، ص۳۳۰.

[۱۴] صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۲، ص۲۳۶.

در ۵۴۹ (هجری قمری)

[۱۵] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

در روستای «سهرورد»

[۱۶] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

از توابع زنجان به دنیا آمد.

[۱۷] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

درباره مذهب ایشان گفته شده؛ در فروع، پیرو مذهب شافعی بود.

[۱۸] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

[۱۹] بغدادی، اسماعیل بن محمد، هدیه العارفین، ج۲، ص۵۲۱.

[۲۰] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۱۰.

علاوه بر فقه

[۲۱] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

در اصول،

[۲۲] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

[۲۳] ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۶۹.

[۲۴] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۰۸.

ادبیات

[۲۵] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

و شعر دستی تمام داشت.

[۲۶] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

[۲۷] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۱.

۲ – اساتید

ابوالفتوح تحصیلات مقدماتی و تکمیلی خود را در شهرستان مراغه

[۲۸] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

[۲۹] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

[۳۰] ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۶۹.

[۳۱] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۱۰.

و اصفهان به اتمام رساند.
در مراغه نزد مجدالدین جیلی

[۳۲] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

[۳۳] ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۶۹.

[۳۴] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۱۰.

از فقها و متکلمان برجسته آن دیار که استاد امام فخر رازی نیز بود، اصول فقه و حکمت را فرا گرفت.

[۳۵] ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۶۹.

سپس به اصفهان رفت و کتاب البصائر ابن سهلان ساوی را در منطق از محضر ظهیرالدین فارسی آموخت.
تا به آن حد که در بیشتر زمینه‌های علمی زمانش مهارت یافت و به استادی رسید.

[۳۶] قفطی، علی بن یوسف، تاریخ الحکماء، ص۴۵۸.

۳ – فعالیت‌ها

شهاب‌الدین پس از آن‌که مراتب عالی علوم را گذراند، راهی بلاد شام گردید

[۳۷] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۲.

و وارد حلب شد

[۳۸] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

[۳۹] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۲.

[۴۰] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

و با علما و فقهای آن‌جا به مناظره برخاست.

[۴۱] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

[۴۲] ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج۶، ص۱۱۴.

[۴۳] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۰۸.

مدتی نیز در مدرسه حلاویّه از مراکز تعلیم و تربیت حنفیان اقامت گزید.
او در حلقه تدریس افتخارالدین، رییس حنفی‌ها شرکت کرد و همواره مورد تکریم و احترام وی بود.
به هر حال وی در مدت کوتاهی که در حلب اقامت داشت.
به سبب دیدگاه خاصی که در فلسفه داشت و از سویی بی‌باکی و تهوّر وی در پرداختن به مسائل و اظهار نظرهای بی‌پرده و مستقیم، او را دچار حسادت دانشمندان و علمای حلب ساخت.
تا آن‌که او را به بددینی، افساد و کفر متهم نموده

[۴۴] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

[۴۵] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۲.

[۴۶] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

[۴۷] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۰۸.

و فتوای قتل او را صادر و از ملک ظاهر حاکم حلب و فرزند صلاح‌الدین ایوبی نیز تقاضای قتل او را کردند.

[۴۸] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۲.

[۴۹] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

[۵۰] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

[۵۱] ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج۶، ص۱۱۴.

[۵۲] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۰۸.

صلاح‌الدین ایوبی نیز با دریافت این خبر و آگاهی از فتوای علما، ظاهرشاه را ترغیب به قتل وی کرده است.

[۵۳] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

[۵۴] ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج۶، ص۱۱۴.

[۵۵] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۱۰.

که درنهایت به زندانی شدن سهروردی و کشته شدن او انجامید.

[۵۶] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۲.

[۵۷] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۷.

[۵۸] ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج۶، ص۱۱۴.

۴ – علت ملقب شدن به شیخ اشراق

درباره ملقب شدن به شیخ اشراق می‌توان گفت: این‌که مبانی حکمت اشراقی به حکمای مشرق منسوب است.
انتساب این عنوان به این دسته از حکما و به حکمت آنان، ازآن روست که قایل بوده‌اند به این‌که معرفت تمام حصولش از طریق اشراق باطنی و روشنی قلب است.
چون ایشان مؤسس این نوع حکمت است، به شیخ اشراق لقب یافته است.

[۵۹] امین، محسن، دایره المعارف تشیع، ج۹، ص۴۳۹.

۵ – جایگاه علمی

سهروردی را در حکمت علمی و عملی

[۶۰] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۱.

[۶۱] حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۸۰۶.

فردی ممتاز به شمار آورده‌اند.
درباره آرای فلسفی وی نوشته‌اند: یکی از پایه‌های نظام فلسفی سهروردی این است که حقیقت یکی است.
اختلافی که میان ملل و فرق پیدا شده به دلیل اختلاف تعبیر است و چون گروهی این تعابیر برایشان مفهوم نبوده به گمراهی افتاده‌اند.
از دیگر موضوعاتی که در نظام فلسفی وی اهمیتی خاصی دارد، توجه او به اندیشه‌های دینی ـ فلسفی ایران باستان است.
او آن‌ اندیشه‌ها را بر اساس حکمت جامع خود تأویل و توجیه نموده است و آرای اشراقی‌اش را در حکمه الاشراق جمع کرده است.

[۶۲] سهروردی، شهاب‌الدین، سه رساله از شیخ اشراق (مقدمه)، ص۱۳ و۱۷.

[۶۳] مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، ج۱، ص۱۳۸۴.

۶ – در نظر ابن ابی‌اصیبعه

یحیی بن حبش بر پایه گزارش ابن ابی‌اصیبعه که شرح حال مبسوطی از وی ارایه کرده و گفته سهروردی از فیلسوفان

[۶۴] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۸، ص۱۴۰.

و حکمای برجسته زمان خود بود.
دستی تمام در فلسفه و حکمت داشت، از هوش و استعداد بسیاری برخوردار بود.

[۶۵] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۱.

[۶۶] ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۶۹.

[۶۷] ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۰۸.

او با عباراتی فصیح سخن می‌گفت؛

[۶۸] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، ص۶۴۱.

[۶۹] فَصِیْحاً، ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۲۰۸.

با هیچ کس مناظره نمی‌کرد، جز آن‌که او را مغلوب ساخته بر وی چیره می گشت.

[۷۰] ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون ال

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.