پاورپوینت کامل خطبه ۸۲ نهج البلاغه


در حال بارگذاری
22 نوامبر 2025
فایل پاورپوینت
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل خطبه ۸۲ نهج البلاغه دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خطبه ۸۲ نهج البلاغه،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل خطبه ۸۲ نهج البلاغه :

««خطبه قبل

خطبه بعد»»

فهرست

گزارش خطا

نام:

شماره موبایل :

متن پیام

ارسال

برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.

خطبه ۸۲

عقائدیه ، اخلاقیه

وَ مِنْ خُطْبَه لَهُ (عَلَیْهِ‌السَّلامُ)

از خطبه های‌ آن حضرت است

وَ تُسَمّى بِالْغَرّاءِ وَ هِىَ مِنَ الْخُطَبِ الْعَجیبَهِ

موسوم به «غرّاء» که از خطبه های‌ اعجاب انگیز اوست

۱. حقیقه صفات اللّه

«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی عَلاَ بِحَوْلِهِ،»۱
حمد خدای‌ را که از همه چیز به قدرتش برتر،

«وَ دَنَا بِطَوْلِهِ،»۲
و به احسانش نزدیک است

«مَانِحِ کُلِّ غَنِیمَه وَ فَضْل،»۳
بخشنده هر سود و فضل،

«وَ کَاشِفِ کُلِّ عَظِیمَهٍ وَ أَزْلٍ.»۴
و برطرف کننده هر بلای‌ عظیم و شدت است.

«أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ کَرَمِهِ، وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ،»۵
او را بر کَرَمهای‌ پی‌ در پی‌، نعمت های‌ فراوان و کاملش سپاس می‌ گویم،

«وَ أُؤْمِنُ بِهِ أَوَّلاً بَادِیاً،»۶
و به او ایمان می‌ آورم که اول است و ابتداکننده آفرینش،

«وَ أَسْتَهْدِیهِ قَرِیْباً هَادِیاً،»۷
و از او هدایت می‌ خواهم که نزدیک است و هدایت کننده،

«وَ أَسْتَعِینُهُ قَاهِراً قَادِراً،»۸
و از او کمک می‌ طلبم که غالب است و قوی‌،

«وَ أَتَوَکَّلُ عَلَیْهِ کَافِیاً نَاصِراً،»۹
و به او اعتماد می‌ نمایم که کفایت کننده است و یاور.

«وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (صَلَّی‌اللّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ،»۱۰
و شهادت می‌ دهم که محمد (صلى‌الله‌علیه‌وآله‌) بنده و فرستاده اوست،

«أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ، وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِیمِ نُذُرِهِ.»۱۱
که او را برای‌ اجرای‌ فرمانش، و ابلاغ حجّتش، و ترساندن عاصیان از عذابش فرستاد.

۲. الوصیّه بالتقّوى

«أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَی اللهِ»۱۲
ای‌ بندگان خدا، شما را به تقوای‌ الهی‌ سفارش می‌ کنم،

«الَّذِی ضَرَبَ لَکُمُ الْأَمْثَالَ،»

[۱] در بعضی نسخ «الَّذِی ضَرَبَ الْأَمْثَالَ،» آمده است.

۱۳
خداوندی‌ که برای‌ شما مثلها زد،

«وَ وَقَّتَ لَکُمُ الْآجَالَ،»۱۴
مدت زندگی‌ شما را معین فرمود،

«وَ أَلْبَسَکُمُ الرِّیَاشَ،»۱۵
به شما لباس پوشاند،

«وَ أَرْفَغَ لَکُمُ الْمَعَاشَ،»۱۶
فراخی‌ معیشت داد،

«وَ أَحَاطَ بِکُمُ الْإِحْصَاءَ،»

[۲] در بعضی نسخ «وَ أَحَاطَکُمْ بِالْإِحْصَاءِ» آمده است.

۱۷
شما را در محدوده شماره گری‌ اعمال قرار داد،

«وَ أَرْصَدَ لَکُمُ الْجَزَاءَ،»۱۸
و جزای‌ کردارتان را آماده نموده،

«وَ آثَرَکُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ، وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ،»۱۹
شما را برای‌ نعمت های‌ کامل و عطایای‌ فراوان اختیار نموده،

«وَ أَنْذَرَکُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ،»۲۰
و با دلایل رسا از عذاب فردا بیم داده،

«فَأَحْصَاکُمْ عَدَدَاً،»۲۱
شما را به شمار آورده،

«وَ وَظَّفَ لَکُمْ مُدَداً، فِی قَرَارِ خِبْرَه، وَ دَارِ عِبْرَه،»۲۲
و مدت زندگی‌ شما ا در قرارگاه امتحان و سرای‌ عبرت معین نموده،

«أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِیهَا،»۲۳
در دنیا آزمایش می‌ شوید،

«وَ مُحَاسَبُونَ عَلَیْهَا.»۲۴
و بر اساس آن مورد محاسبه قرار می‌ گیرید،

۳. وصف الدنیا

«فَإِنَّ الدُّنْیَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا،»۲۵
زیرا آبشخور دنیا ناصاف و کدر،

«رَدِغٌ مَشْرَعُهَا،»۲۶
چشمه اش گل آلود و لغزنده،

«یُونِقُ مَنْظَرُهَا،»۲۷
دیدگاهش زیبا و فریبنده،

«وَ یُوبِقُ مَخْبَرُهَا.»۲۸
و آزمایشگاهش تباه کننده است.

«غُرُورٌ حَائِلٌ،»۲۹
فریبنده ای‌ زودگذر،

«وَ ضَوْءٌ آفِلٌ،»۳۰
و نوری‌ غروب کننده،

«وَ ظِلٌّ زَائِلٌ،»۳۱
و سایه ای‌ از بین رونده،

«وَ سِنَادٌ مَائِلٌ،»۳۲
و تکیه گاهی‌ رو به افتادن است.

«حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا،»۳۳
تا آن گاه که رمنده از آن به آن انس گیرد،

«وَ اطْمَأَنَّ نَاکِرُهَا،»۳۴
و متوحش از آن به آن مطمئن گردد،

«قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا،»۳۵
همچون اسب سرکش که پا بلند و به زمین کوبد سوارش را به خاک اندازد،

«وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا،»۳۶
و او را به دامهایش صید کند،

«وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا،»۳۷
و به تیرهای‌ هلاک کننده اش بدوزد،

«وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِیَّهِ»۳۸
و در پایان کار گردنش را به کمندهای‌ مرگ ببندد،

«قَائِدَهً لَهُ إِلى ضَنْکِ الْمَضْجَعِ،»۳۹
در حالی‌ که او را به خوابگاه تنگ قبر،

«وَ وَحْشَهِ الْمَرْجِعِ،»۴۰
و بازگشتگاه ترسناک،

«وَ مُعَایَنَهِ الْمَحَلِّ،»۴۱
و مشاهده جایگاه ابدی‌،

«وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ.»۴۲
و درک جزای‌ عمل سوق دهد.

«وَ کَذلِکَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ،»۴۳
همین است برخورد دنیا با آیندگانی‌ که جانشین گذشتگانند،

«لَا تُقْلِعُ الْمَنِیَّهُ اخْتِرَاماً،»۴۴
مرگ از نابود کردنشان باز نمی‌ ایستد،

«وَ لَا یَرْعَوِی الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً،»۴۵
و ماندگان از آلودگی‌ دست برنمی‌ دارند،

«یَحْتَذُونَ مِثَالاً،»۴۶
از رویه گذشتگان پیروی‌ می‌ نمایند،

«وَ یَمْضُونَ أَرْسَالاً،»۴۷
و این همه پی‌ در پی‌ از دنیا می‌ روند

«إِلَى غَایَهِ الْإِنْتِهَاءِ،»۴۸
تا نهایت پایان

«وَ صَیُّورِ الْفَنَاءِ.»۴۹
و عاقبت فنا و نیستی‌.

۴. وصف القیامه

«حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ،»۵۰
تا آن گاه که رشته امور از هم بگسلد،

«وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ،»۵۱
و روزگاران سپری‌ گردد،

«وَ أَزِفَ النُّشُورُ،»۵۲
و بیرون آمدن مردگان از قبر نزدیک شود،

«أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ،»۵۳
خداوند همه را از میان گورها،

«وَ أَوْکَارِ الطُّیُورِ،»۵۴
و آشیانه پرندگان،

«وَ أَوْجِرَهِ السِّبَاعِ،»۵۵
و لانه درندگان،

«وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِکِ،»۵۶
و پرتگاههای‌ هلاک به در آورد،

«سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ،»۵۷
در حالی‌ که به سوی‌ امرش شتابان،

«مُهْطِعِینَ إِلَى مَعَادِهِ،»۵۸
به معرکه معادشان عجله کنان روان گردند،

«رَعِیلا صُمُوتاً،»۵۹
گروهی‌ خاموش،

«قِیَاماً صُفُوفاً،»۶۰
و ایستادگانی‌ صَف زده،

«یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ،»۶۱
دید خداوند بر همه احاطه دارد،

«وَ یُسْمِعُهُمُ الدَّاعِی،»۶۲
ندادهنده ندایش را به همه می‌ شنواند،

«عَلَیْهِمْ لَبُوسُ الْإِسْتِکَانَهِ، وَ ضَرَعُ الْإِسْتِسْلاَمِ وَ الذِّلَّهِ.»۶۳
لباس خاکساری‌ و ذلتِ تسلیم و و خواری‌ بر آنان پوشانده می‌ شود

«قَدْ ضَلَّتِ الْحِیَلُ،»۶۴
روزی‌ است که چاره سازی‌ در آن کارساز نیست،

«وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ،»۶۵
آرزو قطع شده،

«وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَهُ کَاظِمَهً،»۶۶
دلها از ترس تهی‌ و خاموش شده،

«وَ خَشَعَتِ الاَْصْوَاتُ مُهَیْمِنَهً،»۶۷
صداها آهسته و مخفی‌ گشته،

«وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ،»۶۸
عرق تا دهان رسیده،

«وَ عَظُمَ الشَّفَقُ،»۶۹
و ترس از گناه عظیم شده،

«وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَهِ الدَّاعِی إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ، وَ مُقَایَضَهِ الْجَزَاءِ، وَ نَکَالِ الْعِقَابِ، وَ نَوَالِ الثَّوَابِ.»۷۰
و گوشها از شنیدن فریاد رعدآسای‌ منادی‌ حق برای‌ بیان حکم قاطع میان حـق و باطل و رسـیدن به جزای‌ عمـل نیک و بد و کیفر و ثـواب به لـرزه درآمـده اسـت!

۵. صفات عباداللّه و حالاتهم

«عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً،»۷۱
این جمعیت بندگانی‌ هستند که به قدرت خلق شده،

«وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً،»۷۲
و بی‌ اختیار در مدار پرورش حق قرار گرفته اند،

«وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَارَاً،»۷۳
و با حضور فرشتگان دچار مرگ گشته،

«وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً،»۷۴
و در درون قبر گذاشته شده،

«وَ کَائِنُونَ رُفَاتاً،»۷۵
و در معرض پوسیدگی‌ آمده،

«وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً،»۷۶
و تنها سر از قبر برآورده،

«وَ مَدِینُونَ جَزَاءً،»۷۷
و در برابر اعمالشان جزا داده می‌ شوند،

«وَ مُمَیَّزُونَ حِسَاباً.»۷۸
و وضعشان با محاسبه حق روشن می‌ شود.

«قَدْ أُمْهِلُوا فِی طَلَبِ الْمَخْرَجِ،»۷۹
اینان در دنیا برای‌ بیرون آمدن از گمراهی‌ مهلت داده شدند،

«وَ هُدُوا سَبِیلَ الْمَنْهَجِ;»۸۰
و به راه روشن هدایت گشتند،

«وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ،»۸۱
و فرصت در اختیارشان قرار گرفت مانند فرصت دادن به شخصی‌ که ناراضی‌ را از خود راضی‌ کند،

«وَ کُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّیَبِ،»۸۲
شبهات از برابر چشمشان برداشته شد،

«وَ خُلُّو الِمِضْمَارِ الْجِیَادِ،»۸۳
در میدان مسابقه به سوی‌ خیرات رها شدند،

«وَ رَوِیَّهِ الْإِرْتِیَادِ،»۸۴
و مجال تفکر برای‌ رسیدن به بهترین مراتب

«وَ أَنَاهِ الْمُقْتَبَسِ الْمُرْتَادِ، فِی مُدَّهِ الْأَجَلِ، وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ.»۸۵
و اقتباس نور سعادت در مدت حیات و محلّ آمد و شد فرصت به آنان عنایت شد.

۶. أمثال حکمیّه

«فَیَا لَهَا أَمْثَالاً صَائِبَهً،»۸۶
عجبا از این مثلهای‌ صحیح و راست،

«وَ مَواعِظَ شَافِیَهً،»۸۷
و پندهای‌ شفادهنده،

«لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاکِیَهً،»۸۸
اگر با دلهای‌ پاک،

«وَ أَسْمَاعاً وَاعِیَهً،»۸۹
و گوش‌های‌ شنوا،

«وَ آرَاءً عَازِمَهً،»۹۰
و آراء ثابت،

«وَ أَلْبَاباً حَازِمَهً!»۹۱
و عقلهای‌ دوراندیش برخورد کند.

«فَاتَّقُوا اللهَ»۹۲
پس تقوای‌ الهی‌ پیشه کنید

«تَقِیَّهَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ،»۹۳
مانند تقوای‌ کسی‌ که شنید و خاشع شد،

«وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ،»۹۴
و گناه کرد و اعتراف نمود،

«وَ وَجِلَ فَعَمِلَ،»۹۵
و ترسید و به عمل برخاست،

«وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ،»۹۶
حذرنمود و به سوی‌ طاعت شتافت،

«وَ أَیْقَنَ فَأَحْسَنَ،»۹۷
یقین کرد و نیکی‌ پیشه ساخت،

«وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ،»۹۸
عبرت به او عرضه شد و عبرت گرفت.

«وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ،»۹۹
او راترساندند و او ترسید،

«وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ،»۱۰۰
ممنوع از گناه شد و پذیرای‌ ممنوعیت گشت،

«وَ أَجَابَ فَأَنَابَ،»۱۰۱
دعوت حق را اجابت کرد و به حق دل داد،

«وَ رَاجَعَ فَتَابَ،»

[۳] در بعضی نسخ «وَ رَجَعَ فَتَابَ» آمده است.

۱۰۲
از گناه برگشت و توبه نمود،

«وَ اقْتَدَی فَاحْتَذَی،»۱۰۳
به هادیان راه اقتدا کرد و به طریق ایشان رفت،

«وَ أُرِیَ فَرَأَی،»۱۰۴
حقیقت به او ارائه شد و او مشاهده کرد،

«فَأَسْرَعَ طَالِباً،»۱۰۵
پس شتابان طالب حق شد،

«وَ نَجَا هَارِباً،»۱۰۶
و با گریز از زشتی‌ نجات یافت،

«فَأَفَادَ ذَخِیرَهً،»۱۰۷
ذخیره آخرت یافت،

«وَ أَطَابَ سَرِیرَهً،»۱۰۸
باطن را پاکیزه کرد،

«وَ عَمَّرَ مَعَاداً،»۱۰۹
قیامتش را آباد نمود،

«وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً، لِیَوْمِ رَحِیلِهِ وَ وَجْهِ سَبِیلِهِ، وَ حَالِ حَاجَتِهِ، وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ،»۱۱۰
و زاد و توشه برای‌ روز مرگ و راه پر خطر و وقت نیاز و محل تهیدستی‌ بر مرکب خود بار کرد،

«وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ.»۱۱۱
و برای‌ جایگاه ابدی‌ زاد و راحله پیش فرستاد.

«فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ جِهَهَ مَا خَلَقَکُمْ لَهُ،»۱۱۲
پس ای‌ بندگان خدا، در جهت هدفی‌ که شما را برای‌ آن آفریده تقوا پیشه کنید،

«وَ احْذَرُوا مِنْهُ کُنْهَ مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ،»۱۱۳
و از او حذر کنید نهایت حذری‌ که شما را از جانب خود برحذر داشته،

«وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَکُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِیعَادِهِ،»۱۱۴
و کسب استحقاق کنید برای‌ تحقق وعده صادقانه حق جهت آنچه در قیامت برای‌ شما مهیا کرده،

«وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ.»۱۱۵
و برای‌ حذر از هول روز معاد.

۷. طرق الاتّعاظ

و مِنْها

قسمتی‌ از این خطبه است

در یادآوری‌ برخی‌ نعمتهای‌ حق

«جَعَلَ لَکُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِیَ مَا عَنَاهَا،»۱۱۶
برای‌ شما گوشها قرار داد تا آنچه به کار آید حفظ کنند،

«وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا،»۱۱۷
و چشمها مقرر فرمود تا از تاریکی‌ ها بینا شوند،

«وَ أَشْلاَءً جَامِعَهً لِأَعْضَائِهَا،»۱۱۸
هر عضو را شامل اعضا گردانید،

«مُلاَئِمَهً لاَِحْنَائِهَا، فِی تَرْکِیبِ صُوَرِهَا، وَ مُدَدِ عُمُرِهَا،»۱۱۹
و آن اعضا را در تألیف صورت و دوامشان در محل های‌ مناسب قرار داد،

«بِأَبْدَانٍ قَائِمَهٍ بِأَرْفَاقِهَا،»۱۲۰
با بدنهایی‌ که با ابزار سودمند برقرارند،

«وَ قُلُوبٍ رَائِدَهٍ لِأَرْزَاقِهَا،»۱۲۱
و دلهایی‌ که جوینده ارزاق خود هستند،

«فِی مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ،»۱۲۲
در حالی‌ که انسانها در نعمت های‌ بزرگ،

«وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ،»۱۲۳
و موجبات احسان،

«وَ حَوَاجِزِ عَافِیَتِهِ.»۱۲۴
و موانع آفات تندرستی‌ غرقند.

«وَ قَدَّرَلَکُم أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْکُمْ،»۱۲۵
مدت عمر مقدّر را از شما پنهان داشت،

«وَ خَلَّفَ لَکُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِینَ قَبْلَکُمْ،»۱۲۶
و از آثار گذشتگان برای‌ شما عبرتها به جای‌ گذاشت.

«مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلاَقِهمْ،»۱۲۷
از بهره ای‌ که از دنیا بردند،

«وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ.»۱۲۸
و از فراخی‌ عمر که پیش از گلوگیر شدن مرگ نصیب آنان بود،

«أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَایَادُونَ الْآمَالِ،»۱۲۹
ولی‌ قبل از اینکه به آرزوهایشان برسند مرگ به طرف آنان شتاب کرد،

«وَ شَذَّبِهمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ.»۱۳۰
و گسستن ریسمان اجل آنان را از آرزوهایشان جدا نمود.

«لَمْ یَمْهَدُوا فِی سَلاَمَهِ الْأَبْدَانِ،»۱۳۱
به وقت تندرستی‌ زاد آخرت تهیه نکردند،

«وَ لَمْ یَعْتَبِرُوا فِی أُنُفِ الْأَوَانِ.»۱۳۲
و از ابتدای‌ جوانی‌ عبرت نگرفتند.

«فَهَلْ یَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَهِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِیَ الْهَرَمِ؟»۱۳۳
آیا آن که در عنفوان جوانی‌ است جز خمیدگی‌ و پیری‌ را انتظار می‌ کشد؟

«وَ أَهْلُ غَضَارَهِ الصِّحَّهِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ؟»۱۳۴
و آن که در شادابی‌ سلامت است غیر از امراض گوناگون را توقع دارد؟

«وَ أَهْلُ مُدَّهِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَهَ الْفَنَاءِ؟»۱۳۵
و کسی‌ که فعلاً موجود است جز ساعت فنا را منتظر است؟

«مَعَ قُرْبِ الزِّیَالِ،»۱۳۶
آن هم با نزدیک شدن جدایی‌ از زندگی‌،

«وَ أُزُوفِ الْإِنْتِقَالِ،»۱۳۷
و کوچ از این دنیا،

«وَ عَلَزِ الْقَلَقِ»۱۳۸
و لرزه و اضطراب،

«وَ أَلَمِ الْمَضَضِ،»۱۳۹
و درد سوز دل،

«وَ غُصَصِ الْجَرَضِ»۱۴۰
و فروبردن آب دهان از غصه و رنج،

«وَ تَلَفُّتِ الْإِسْتِغَاثَهِ بِنُصْرَهِ الْحَفَدَهِ وَ الْأَقْرِبَاءِ، وَ الْأَعِزَّهِ وَ الْقُرَنَاءِ!»۱۴۱
و دیده به اطراف دوختن برای‌ کمک خواستن از فرزندان و خویشان و دوستان و همسران.

«فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ؟!»۱۴۲
آیا این همه نزدیکان قدرت دفع مرگ را از انسان دارند؟

«أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ؟!»۱۴۳
آیا گریه کنندگان سودی‌ می‌ دهند؟

۸. الاعتبار بالموت

«وَ قَدْ غُودِرَ فِی مَحَلَّهِ الْأَمْوَاتِ رَهِیناً،»۱۴۴
در حالی‌ که مرده خانواده در گورستان به گرو رفته،

«وَ فِی ضِیقِ الْمَضْجَعِ وَحِیداً،»۱۴۵
و در تنگنای‌ قبر تنها مانده،

«قَدْ هَتَکَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ،»۱۴۶
گزندگان پوست بندش را پاره پاره کرده،

«وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِکُ جِدَّتَهُ،»۱۴۷
عوامل لاغرکننده نازکی‌ و تازگی‌ بدنش را کهنه نموده،

«وَ عَفَتِ الْعَواصِفُ آثَارَهُ،»۱۴۸
بادهای‌ سخت آثارش را از میان برداشته،

«وَ مَحَا الْحَدَثَانِ مَعَالِمَهُ،»۱۴۹
و حوادث زمانه نشانه های‌ او را به نابودی‌ کشیده،

«وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَهً بَعْدَ بَضَّتِهَا،»۱۵۰
بدنها پس از تازگی‌ تغییر کرده،

«وَ الْعِظَامُ نَخِرَهً بَعْدَ قُوَّتِهَا،»۱۵۱
و استخوانها پس از قوّت پوسیده،

«وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَهً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا،»۱۵۲
و جانها در گرو بارهای‌ گناهان مانده،

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.