پاورپوینت کامل دعوا (آیین دادرسی مدنی)
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دعوا (آیین دادرسی مدنی) دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دعوا (آیین دادرسی مدنی)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دعوا (آیین دادرسی مدنی) :
دعوا، ازجمله مباحث مربوطبه حقوق خصوصی است.
خواستن چیزی براساس منازعه را دعوا گویند.
دعوا دراصطلاح حقوقی عبارت است از عملی که برای تثبیت حقی صورت میگیرد، یعنی حقی که مورد انکار یا تجاوز واقع شده باشد.
فهرست مندرجات
۱ – مفهوم
۲ – عناصر دعوا
۳ – شرایط لازم برای اقامه دعوا
۴ – شرایط اقامه دعوا
۴.۱ – منجز بودن حق
۴.۲ – ذینفع بودن
۴.۳ – احراز سمت
۴.۴ – اهلیت قانونی
۴.۵ – اقامه دعوا درمدت قانونی
۴.۶ – دعوای اقامه شده مختومه شمرده نشود
۵ – پانویس
۶ – منبع
۱ – مفهوم
دعوا درلغت بهمعنی خواستن، ادعا کردن، ادعاء، نزاع و دادخواهی است.
[۱] عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، موسسه انتشاراتی امیرکبیر، چاپ سیوسوم، سال ۱۳۸۴، ص۶۴۸.
دعوا دراصطلاح حقوقی عبارت است از عملی که برای تثبیت حقی صورت میگیرد، یعنی حقی که مورد انکار یا تجاوز واقع شده باشد.
[۲] متین دفتری، احمد، آیین دادرسی مدنی و بازرگانی، تهران، انتشارات مجد، چاپ دوم، سال ۱۳۸۱، جلد اول، ص۲۰۹.
درحقیقت دعوا خواستن چیزی براساس منازعه است.
دعوا دراصطلاح دادرسی در معانی زیر بهکار میرود:
• منازعه درحق معین را گویند؛
• ادعاء مدعی که دعوا بهمعنای اخص نامیده میشود؛
• مجموع ادعاء مدعی و دفاع مدعیعلیه که دعوا بهمعنای اعم نامیده شده است.
[۳] جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران، چاپ نوزدهم، سال ۱۳۸۷، ص۲۹۰، شماره۲۳۰۷.
دعوا عملی است که برای اجرای حقی که مورد تجاوز یا انکار واقع شده است، انجام میگیرد.
بیشتر نویسندگان حق و دعوا را مترادف یکدیگر دانستهاند و میگویند حق ممکن است دو حالت داشته باشد، حالت سکون و حالت حرکت.
درحالت سکون و آرامش حق درجای خود ثابت بوده و کسی به آن تجاوز یا آن را انکار نمیکند، ولی همینکه حق مورد تجاوز یا انکار قرار گرفت، بهحالت متحرک درآمده و صاحب آن از خود واکنشی نشان میدهد.
درنتیجه بهصورت دعوا درمیآید که در دادگاه اقامه میشود.
لذا حق و دعوا با یکدیگر اختلاف ماهوی نداشته و لازم و ملزوم یکدیگرند.
یعنی دعوا بدون حق نمیتواند وجود داشته باشد و هرحقی نیز به صاحب آن اجازه اقامه دعوا میدهد.
مگر اینکه بهعلتی از علل قانونی مانند سقوط و رد حق و غیره اقامه دعوا مقدور نباشد.
بدیهی است در جوامع امروزی حق همیشه مستندبه قانون بوده و درصورتی که قانون وجود حق را نشناسد، نمیتواند آنرا حق قانونی دانست و درصورت تجاوز نسبتبه آن اقامه دعوا کرد.
درصورت اقامه دعوا، نیز محکوم به بیحقی میگردد.
چون حق و دعوا یکی هستند تمام خواص حق در دعوا منعکس میشود.
بنابراین اگر حق عینی باشد، دعوا را عینی مینامند و اگر حق شخصی یا دینی باشد، دعوا را شخصی یا دینی میگویند.
چنانچه حق مربوطبه اموال منقول یا غیرمنقول باشد، دعوا را نیز منقول یا غیرمنقول میخوانند.
هرگاه حق راجعبه تصرف یا راجعبه مالکیت باشد، دعوا را دعوای تصرف یا دعوای مالکیت میگویند.
اگرچه حق و دعوا یکی هستند، اما خواهان با اقامه دعوا همیشه نمیتواند عین حق موضوع را بهدست بیاورد، ممکن است بدل یا قیمت آنرا تحصیل کند.
مثلا اگر کسی تعهد به انجام کاری دهد، درصورت تخلف طرف او متعهدله همیشه نمیتواند او را وادار به انجام آن کند، بلکه ممکن است مبلغی بهعنوان وجهالتزام یا خسارت از او دریافت کند.
ازطرف دیگر اگرچه بهنظر بیشتر دانشمندان میان حق و دعوا ملازمه وجود دارد، ولی برخی نیز منکر این ملازمه هستند.
مثلا وقتی دادستان کل برای محافظت قانون از حکمی فرجام میخواهد هیچگونه حقی برای او در قانون مادی شناخته نشده است. (مواد ۳۸۷ و ۳۸۸ قانون آیین دادرسی مدنی)
وقتی که خواهان اقامه دعوای تصرف میکند دارای حق ماهوی خاصی نیست بههمین دلیل دعوا همیشه مبتنیبر یک حق فردی نیست و میان حق و دعوا ملازمه نیست.
اگر اینرا قبول کنیم، حق و دعوا یکی نیستند و دعوا حق فردی مستقلی است که ربطیبه حق ماهوی موضوع آن ندارد.
هدف آن نیز این است که دادگاه حقی را بهرسمیت بشناسد یا اجرای آن حق را تأمین کند.
با الهام از این نظریات ماده ۳۰ قانون آیین دادرسی جدید فرانسه دعوا چنین تعریف میکند: دعوا حقی است برای خواهان که با اقامه آن در دادگاه میخواهد صحت یا عدم صحت امری را ثابت کند.
برخی نیز میگویند دعوا عبارت است از حق گفتوگو بر سر صحت یا عدم صحت یک ادعا در دادگاه میباشد.
[۴] صدرزاده افشار، محسن، آیین دادرسی مدنی و بازرگانی دادگاه های عمومی و انقلاب، تهران، انتشارت جهاد دانشگاهی – واحد علامه طباطبایی، چاپ دهم، تابستان ۱۳۸۷، ص۲۱-۲۲.
۲ – عناصر دعوا
عناصر دعوا عبارتنداز:
• اخبار از حقی معلوم؛
• اخبار حقی معلوم که بهضرر کسی یا کسانی معلوم باشد؛
• آن اخبار بهنفع مخبر باشد یا بهنفع کسی که وی نماینده او است، پس شهادت و اقرار خارج میشود؛
• مطالبه حق بهوسیله مخبر؛
• وجود منازعه بین دو طرف اصحاب دعوا و متداعیین؛
• حقی که مدعی میطلبد باید جنبه خصوصی داشته باشد و حقالناسی باشد، نه عمومی، یعنی از مصالح عامه که حقاللهی است، زیرا این امور جزء امور حسبی است.
[۵] جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران، انتشارات کتابخانه گنج دانش، چاپ سوم، سال ۱۳۸۶، جلد سوم، ص۱۹۲۱، شماره۷۰۶۶.
۳ – شرایط لازم برای اقامه دعوا
وقتی که مطابق قواعد و قوانین حقی برای افراد ایجاد شد درصورتی که مورد تجاوز قرار گیرد، قانونگذار به صاحب حق اجازه داده است تا ازطریق مراجع قضایی احقاق حق نماید.
به مراجع قضایی نیز تکلیف شده تا برابر قواعد موجود به احقاق حق بپردازند و حقی را که مورد تجاوز قرار گرفته از متجاوز گرفته و به صاحب حق م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
